صفحه‌ی اصلی

بايگانی رمان معاصر

September 6, 2007::پنجشنبه 15 شهریور 86

اوهام

راوی کتاب مردی‌ست که در اثر حادثه‌ای خانواده‌اش را از دست می‌دهد و دچار فروپاشی شدید ذهنی می‌شود. در آستانه خودکشی، دیدن یک فیلم کمدی از کارگردانی به‌نام هکتور‌مان باعث می شود دوباره به زندگی برگردد و برای ادامه‌دادن، نوشتن درباره فیلمهای کمدی صامت این کارگردان را آغاز می‌کند.
در طول نوشتن کتاب متوجه سرگذشت اسرارآمیز قهرمانش می‌شود و اتفاقاتی باعث پیوند زدن زندگی شخصی او به کتاب می شود.
در این بین چندین خرده اتفاق رخ می‌دهد که هرکدام یک داستان فرعی‌ست.

کتاب از نظر من بسیار معمولی و در حد یک رمان درجه دوست. داستانهای لابلای روایت اصلی، باعث شده موضوع اصلی ، حس خود را تمام و کمال منتقل نکند و سطح کتاب را پایین بیاورد.
البته بعضی جملات خاص در این مابین هست که آدم را وادار به‌ فکر کند اما نه‌آن‌قدر زیاد.
اگر مثل من از بی‌کتابی در مضیقه‌اید و کوندرا و سلینجر محبوب‌تان دیگر کتاب جدیدی عرضه نکرده‌اند، برای یک‌بار خواندن بد نیست.
درضمن ترجمه بسیار خوبی دارد.
....
از متن:

هکتور در هر فیلم شخصیت ثابتی دارد، اما اولویت‌هایش مشخص نیست و به‌هیچ وجه نمی‌توان فهمید کدفعه بعد چه هوسی به سرش می‌زند. او هم مردم‌گراست و هم اشراف‌منش، هم شهوت‌ران است و هم رمانتیکی منزوی، مردی دقیق‌است ، آن‌قدر دقیق که در رفتارهای پیچیده و مهم هیچ‌گاه تردید به خود راه نمی‌دهد. او آخرین ده سنتی‌اش را در خیابان به‌گدا می‌بخشد اما هیچ چیز به اندازه‌ی شاعرانگی خود این عمل او را متاثر نمی‌کند. اهمیت ندارد چه‌قدر کار می‌کند و در انجام کارهای پست و پوچی که بر عهده‌اش می‌گذارند چه قدر دقیق و سخت‌کوش است، هکتور به‌نوعی همیشه در حال فاصله‌گیری ست، گویی در آن واحد خود را هم مسخره می‌کند و هم می‌ستاید.
به‌نظر می‌رسد او در وضعیت گیجی طنزآمیزی به‌سر می‌برد، در آن واحد هم درگیر جهان است و هم آن را از فاصله‌ای دور می‌نگرد.

صفحه ۴۲ و ۴۳

مشخصات کتاب
نام کتاب: اوهام
نویسنده: پل استر
ترجمه: امیر احمدی آریان
چاپ اول - ۱۳۸۵
انتشارات : مروارید
قیمت : ۴۶۰۰ تومان ( اصلا نمی‌ارزد! )

September 12, 2007::چهارشنبه 21 شهریور 86

نوای اسرار آمیز

نوای اسرار آمیز نوشته امانوئل اشمیت را خواندم. ترجمه ، کار خانم شهلا حائری ‌و کاملا روان است.

داستان درباره رازی‌ست که باید در انتها کشف شود. راز یک عشق قدیمی بین نویسنده‌ای معروف( زورنکو ) و زنی معمولی که در اوج عشق تصمیم به‌جدایی می‌گیرند و سالها رابطه عاشقانه شان با نامه نگاری حفظ می‌شود. در این بین، خبرنگاری گمنام( لارسن) تصمیم می‌گیرد با نویسنده مصاحبه‌ای داشته‌باشد.

راز را به‌سرعت کشف خواهید کرد اگر اهل داستانهای پلیسی باشید و از آن ساده‌تر،اگر خلاصه پشت جلد را بخوانید که به‌طرز فجیعی موضوع را لو داده‌ است.
نثر کتاب، نوعی زشتی را در ذهن می‌نشاند و حین خواندن، دچار حس هم‌نشینی با آدم بی‌ادبی می‌شوی که گرچه حرفهای جالبی دارد اما دوست نداری سخنش را ادامه دهد.
با این اوصاف مشخص است که من کتاب را دوست نداشتم و به‌نظرم معروفیتی کاذب دارد.

این هم بخشی از آن :

زورنکو : ازدواج کردید؟ ( لارسن جواب نمی‌دهد. ) . بله طبیعتا. شما ازدواج کردید و عاشق زنتون هم هستید، حداقل این طور خیال می‌کنید.
لارسن: از چی به این نتیجه رسیدید؟
زورنکو : از وجود شما یک رایحه‌ای به‌مشام می‌رسه، بوی زننده زندگی یکنواخت. بوی دمپایی ، آبگوشت، زیر سیگاری تمیز، چمن مرتب، و ملافه‌های خوشبو.. در شما نمی‌بینم که خطر کنید تا به خوشبختی متفاوتی از خوشبختی سایرین برسید. همه چیز طبق قاعده و عبوس است.
لارسن: به‌نظر شما آدم مضحکی هستم؟
زورنکو:
بدتر از اون، معمولی هستید.

September 14, 2007::جمعه 23 شهریور 86

خاطرات پس از مرگ براس کوباس

کتاب خوبی‌ست. نه عالی ولی خوب. با سبک روایتی متفاوت. مردی که مرده‌است خاطرات زنده بودنش را می‌گوید و سعی می‌کند بگوید این طور روایت باعث صداقت بیشتری‌ست.
موضوع کتاب مثل همه سرگذشت‌هاست با تک جملاتی ،خواندنی‌.
نثر کتاب کمی سخت است ولی زود به آن عادت می‌کنید.
ترجمه آن بسیار خوب و روان است.
به‌عنوان یک سرگرمی مناسب توصیه می‌کنم بخوانید.

بخشی از کتاب:
...پنجاه سال! شاید اصلا لازم نبودبه تان بگویم. شاید خودتان متوجه شده‌اید که سبک نوشته من دیگر مثل سالهای جوانی شوخ و شنگ نیست.در این مورد بخصوص، پس از گفتگو با افسر نیروی دریایی که کلاهش را به‌سرگذاشت و رفت پی کارش،من دلم گرفت.به تالار برگشتم، پولکا رقصیدم، خودم را با نور و گل و چشمهای زبیا و همهمه سرخوشانه گفتگوها سرمست کردم. و دوباره جوان شدم. اما نیم ساعت بعدکه تالار رقص رادر ساعت چهار صبح ترک کردم، فکر می‌کنید چه چیزی منتظر من بود؟پنجاه سال عمرم. بله آمده بودند، بی هیچ دعوتی آمده بودند،-نه از سرما کرخ شده بودندو نه درد رماتیسم داشتند، اما از خستگی به چرت افتاده بودند، برای خانه و بستر آرام و قرار نداشتند. بعد ( حتما می‌دانید که تخیل آدم خواب‌آلود تا کجاهامی‌رود) بعد، صدای خفاشی را که به‌سقف چسبیده‌بود شنیدم که می‌گفت : آقای براس کوباس، جوانی دوباره‌تان توی تالار، میان نور و پیرهن‌های ابریشمی جامانده...

مشخصات کتاب:
نویسنده: ماشادودآسیس
ترجمه: عبدالله کوثری
انتشارات:مروارید
چاپ:چهارم ۱۳۵
قیمت: ۲۸۰۰ تومان

درباره‌ی رمان معاصر

اين صفحه حاوی مطالبی است که تحت موضوع رمان معاصرطبقه‌بندی شده‌اند و به ترتيب جديدترين مطلب فهرست شده‌اند.

مدیریت is the previous category.

شاهکار is the next category.

ساير عناوين وبلاگ را می‌توانيد در صفحه‌ی اصلی يا در صفحه‌‌ی بايگانی بيابيد.

Powered by
Movable Type 3.31