مرگ قسطی
کتاب بسیار کثیفی بود. سرشار از تلخی و سیاهی زندگی. انگار قهرمان کتاب هیچ بهره ای از روی خوش زندگی نبرده باشد. به شدت درباره تیرگی ها اغرق کرده و به هیچ وجه حتی یک بار از خاطرات خوب حرفی نزده است.
در مجموع می تواند یک شاهکار باشد اگر جمع کردن اینهمه سیاهی و کثافت در یک جا و بدون تکرار را شاهکار بدانید.
من دوستش نداشتم و فقط چون در ابتدای کتاب شغل قهرمان دکتر است، خواستم ببینم بلاخره چه اتفاقی باعث پزشک شدن او می شود. دست آخر کتاب وقتی تمام شد که زندگی طرف در آستانه تغییر از سیاهی بود و نویسنده حتی یک کلمه از این تحول حرفی نزد.
نام کتاب: مرگ قسطی
نویسنده: سلین
مترجم: مهدی سحابی