« September 2008 | صفحه‌ی اصلی | December 2008 »

October 27, 2008

مسافري كه با ستاره شمال آمد.

یک کتاب پلیسی متوسط. دربرابر داستان‌های آگاتا کریستی، جذابیتی ندارد. فقط سرگرم‌کننده است و اگر کمی تمرکز کنید همان اوایل کتاب قضیه دستتان می‌آید.
تعریف زیاده‌از حد مترجم از نویسنده کتاب و سبک او جالب است. ضمن این‌که ترجمه کتاب خوب نیست و به‌سبک یک داستان معمولی ترجمه‌شده است.

نام کتاب: مسافری که با ستاره شمال آمد.
نویسنده: ژرژ سیمنون
مترجم: کاوه میر عباسی
نشر: نیلوفر
چاپ: اول
قیمت:۲۲۰۰ تومان

آواز عاشقانه

مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه. تقریبا همه داستان‌ها خوبند. چیز زیادی برای گفتن درباره‌اش ندارم. اگر به داستان کوتاه علاقه‌مندید، حتما بخوانیدش.

نام کتاب: آواز عاشقانه
نویسنده: جان جیپور
مترجم: میلاد زکریا
نشر: مرکز
چاپ: دوم
قیمت: ۲۲۵۰ تومان

بهت و لرزه

بهت و لرزه سرگرمی خوبی‌ست.
در مقدمه کتاب نوشته شده است که داستان، واقعی و سرگذشت خود نویسنده است. اما به‌نظر من بیش از آن اغراق‌آمیز است که واقعی باشد.
نویسنده، دختری بلژیکی‌ست که در ژاپن به‌دنیا آمده و کودکی خود را در آن سرزمین گذرانده‌است و در ادامه خاطرات خوب کودکی‌، بعد از فارغ‌التحصیل شدن از دانشگاه بروکسل برای کار به ژاپن بازمی‌گردد.
داستان کتاب درباره ماجراهایی‌ست که او در شرکت ژاپنی یومیموتو از سر می‌گذراند. ماجراهایی تلخ که با زبان طنز و آغشته به تخیلات رنگی او رخ می‌دهند. روبرو شدن با فرهنگ زن‌ستیز و به‌عبارتی انسان‌ستیز ژاپن، باعث می‌شود که او از شغل حسابداری به نظافت‌چی ساده‌ای که شستشوی توالت‌ها بر‌گردنش می‌افتد، نزول کند..
گفتم که داستان جالبی‌ست اما نمی‌دانم تا چه حد می‌تواند واقعی باشد. اگر به‌راست واقعی‌ست، باید گفت صد رحمت به ایران گل و بلبل خودمان.
گویا این کتاب یک بار دیگر با نام ترس و لرز نیز ترجمه شده و فیلمی براساس داستان آن نیز ساخته‌شده‌است.

نام کتاب: بهت و لرزه
نام اصلی کتاب: Stupeur et tremblements
نام نویسنده: املی نوتومب
مترجم: موگه رازانی
نشر: کتاب نادر
چاپ: اول
قیمت: ۹۰۰ تومان

October 15, 2008

زندگي در پيش رو

می‌خواهم از یک شاهکار زیبا برایتان بنویسم. نمی‌دانم به‌چه شبیهش کنم. فقط می‌توانم بگویم زندگی در پیش رو قشنگ‌ترین کتابی‌ست که خوانده‌ام. کتابی که در نهایت لطافت با چشمانی زیبابین به زشتی‌های زندگی نگریسته‌است و از میان زباله ها، دسته گلی چیده و نشان‌تان می‌دهد.. دسته گلی آن‌قدر معصوم و قشنگ که وقتی به‌شما می‌گویند در میان زباله‌ها روییده، دوست دارید برای یک بار هم که شده به‌‌آن زباله‌ها سربزنید و حتی لمس‌شان کنید.

راوی کتاب پسر‌بچه‌ای ده ساله‌است که نزد روسپی پیر ازکار افتاده ای زندگی می‌کند. شغل روسپی، حالا نگهداری از فرزندان بی‌پدر دیگر روسپیان است.
پسر بچه قادر است با دیدی مثبت، نقاط خوب وجود بیهوده‌ترین آدمها را کشف کند و از این‌راه به سیاهی دوروبرش و به تنهایی‌اش غلبه کند. وقتی زندگی برایش سیاه تر و سخت‌تر از آن می‌شود که دیگر بتواند چیزی در آن پیدا کند، روی آسفالت دراز می‌کشد، چشمانش را می‌بندد و رویابافی می‌کند... و به‌دست خود زندگی را نقاشی می‌کند..

داستان کتاب برای ما، بچه‌های صمد بهرنگی، آشناست.. بیست و چهار ساعت در خواب و بیداری.
آن‌قدر کتاب زیبا بود که وقتی پسر داستانش را تمام کرد، من های های گریه می‌کردم.. درست مثل اینکه روبرویم نشسته‌باشد و یک روز کامل به‌شرح زندگی خود پرداخته‌باشد، در حالیکه بار رنجی که کشیده بود و واقعیتش را نمی‌دانست، ته دل من رسوب داده‌باشد..
رنجی زیبا ..
دست مریزاد آقای رومن گاری...
آدم با خودش فکر می‌کند چطور ممکن است با همان چشمانی که من دنیا را می‌بینم، او هم دنیا را ببیند ، با این همه تفاوت؟
در ضمن زیبایی کتاب تا حد بسیار زیادی وام دار ترجمه عالی خانم لیلی گلستان است.

نام کتاب: زندگی در پیش رو La Vie devant soi
نویسنده: رومن گاری
مترجم: لیلی گلستان
نشر: بازتاب نگار
چاپ: هشتم
قیمت: ۳۰۰۰ تومان

ميراث

میراث کتاب خوبی‌ست چون نویسنده اش هانریش بل است. من سبک او را دوست دارم اما این کتاب به‌قدرت آبروی از‌دست رفته کاترین بلوم و نان سالهای جوانی و از آنها مهم تر عقاید یک دلقک نیست.این هر سه، عالی‌اند با داستان‌هایی خاص برخلاف میراث که داستانی معمولی دارد و مطمئنن اگر کس دیگری نویسنده اش بود، یک روایت معمولی خسته‌کننده بیشتر نبود.

داستان میراث درباره سربازی‌ست که خاطرات بخشی از ایام سرباز بودن خود را تعریف می‌کند..
قهرمانی که راوی از آن سخن می‌گوید فرمانده ای‌ست که برخلاف سایر افسران که به‌فکر چاپیدن سهمیه غذای دیگران و فرار از خط اول جبهه‌اند، به انسانیت می‌اندیشد.. و در عین حال تمایلات اولیه بشری را نیز دارد.. در واقع از او یک قهرمان منحصر به‌فرد و رویایی نمی‌سازد.. یک انسان معمولی را توصیف می‌کند که در جبهه آدم مانده است و جنیه حیوانی وجودش هنوز براو غلبه نکرده‌است..

خوب است .. برای یک بار خواندن بهتر از خیلی کتاب‌های دیگر است..

نام کتاب:
میراث
نویسنده: هانریش بل
مترجم: سیامک گلشیری
نشر: مروارید
چاپ: دوم
قیمت: ۲۱۰۰ تومان

October 3, 2008

مستي عشق

مستی عشق کتاب خوبی‌ست. قدرت نویسنده در ساخت و پرداخت مطلب ستودنی‌ست. کتاب نثری بسیار منسجم دارد و یک خط قوی و محکم را دنبال می‌کند. درست مثل یک سمفونی بزرگ.
نقطه ضعف کتاب به‌عقیده من تکراری بودن موضوع آن است و از آن‌بدتر معمولی‌بودن برخورد قهرمانان داستان با این موضوع تکراری.
داستان مربوط به خاطرات زن و مردی‌ست که هریک به‌طور مجزا داستان حسادت نابود‌کننده خود را شرح می‌دهند.
ابتدا مرد برای زن که همسر دوم اوست تعریف می‌کند که چطور دیوانه‌وار همسر اول خود را كه زني بسيار زيبا بوده، دوست داشته و بعد با حسادتی و بدگمانی زندگی او و خود را به‌تباهی کشیده است.
در قسمت دوم کتاب خاطرات زن را می‌خوانیم که با همین شدت مرد را دوست دارد و داستان حسادت این‌بار برعکس تکرار می‌شود.
درمجموع کتابی خواندنی‌ست.

نام کتاب: مستی عشق
نام نویسنده: آندره موروا
مترجم: علی اصغر سعیدی
نشر:قطره
چاپ: پنجم
قیمت:۳۵۰۰ تومان

نام اصلی کتاب: Climats
نام نویسنده: Maurois, Andre

كجا ممكن است پيدايش كنم؟

مجموعه ای از داستان‌های کوتاه بسیار قوی. تمام پنج داستانش عالی بودند. فقط حیف که داستان کوتاهند. دلم می‌خواست نویسنده از هرکدام یک کتاب پانصد صفحه‌ای می‌ساخت.
نویسنده کتاب، آقای هاروکی موراکامی، نویسنده رمان محبوب من، کافکا در کرانه است.
نام کتاب:
کجا ممکن است پیدایش کنم؟
نویسنده: هاروکی موراکامی
نشر: چشمه
چاپ سوم
قیمت:۲۴۰۰ تومان


نام اصلی کتاب: Where I am Likely to Find it
نام نویسنده: Murakami, Haruki

مون پالاس

به‌این نتیجه رسیدم که پل استر نویسنده محبوب من نیست. به‌نظرم معمولی و خسته‌کننده می‌نویسد. حرف خاصی برای گفتن ندارد. به معنای واقع کلمه داستان می‌خوانی و بس. از نظر من قوی‌ترین کتابش اوهام بود که آن‌هم تعریفی نداشت.
مون‌پالاس از شب پیشگویی هم ضعیف‌تر بود. مجموعه‌ای از اتفاقات که پشت‌سر هم رخ می‌دهند.. یک خط صاف.
داستان درباره پسری‌ست که پدر ندارد و مادرش را در کودکی از‌ دست‌داده است. تا ابتدای جوانی با دایی نوازنده اش زندگی می‌کند و بعد از مدتی، وقتی به‌دانشگاه می‌رود، دایی را نیز دست‌می‌دهد. کتاب شرح زندگی پسر است. زندگیی که خاص نیست و هیچ هیجانی هم ندارد و هیچ آدم به‌خصوصی که رنگ یا جای‌پای منحصر‌به‌فردی هم داشته باشد، واردش نمی‌شود. آدم‌هایی در زندگی پسر می‌آیند و می‌روند که هرکدام زندگی خودشان را دارند. مثل افینگ. که همین افینگ و سرگذتش تنها نقطه قوت کتاب است اما زندگی او زندگی خود اوست و گرچه در آخر کتاب با پسر مربوط می‌شود اما اتفاقاتش مال خود اوست و در مجموع مثل یک وصله به کتاب سنجاق شده است. می‌شد افینگ هم یک آدم معمولی باشد و بازهم همین وصله ناجور باشد. منظورم این است که زندگی خاص او مال این کتاب نیست و می‌توانی جدایش کنی و بازهم داستان را تا آخر با یک خمیازه طولانی بخوانی. حتی زندگی افینگ هم معمولی‌ست. فقط کمی بهتر از بقیه سرنوشت‌های کتاب است.
به‌نظرم کتاب های معمولی با داستان‌های معمولی‌شان، ارزش نوشته شدن و خوانده‌شدن ندارند. کتاب باید قدرت اشغال زمان و مکان فکر را داشته باشد.
مون‌پالاس را می‌خواندم و آن‌قدر برایم بی‌هیجان بود که شب بعد برای پیگیری‌اش باید فکر می‌کردم اصل قصه چه‌بود؟ بقیه زمان‌ها که به‌کل از ذهنم می‌رفت.
در ضمن ترجمه کتاب خوب و روان است.
نام‌ کتاب: مون‌پالاس
نویسنده: پل استر
مترجم: لیلا نصیری‌ها
نشر:افق
چاپ دوم
قیمت:۵۰۰۰ تومان