« August 2007 | صفحه‌ی اصلی | October 2007 »

September 28, 2007

آرزوهای بزرگ

نسخه انگلیسی آرزوهای بزرگ، اثر چارلز دیکنز را خواندم.یک رمان کلاسیک و البته خوب.
فیلمش را که همه بارها دیده‌ایم. اما خواندن کتاب به‌زبان اصلی لذت دیگری دارد. به‌شرط آنکه آدم حوصله‌کند.
موضوع کتاب درباره پسر یتیمی‌ست با آرزوهای بزرگ و اتفاقاتی که باعث می‌شود در مسیر رسیدن به این آرزوها قدم بگذارد. ..
داستان یک روایت خطی نیست. یعنی مجموعه حوادث پشت سرهم قرار نمی‌گیرند. هرحادثه به‌نحوی با قسمتهایی درآینده یا گذشته مرتبط می‌شود، و این ارتباط یک مسیر پیچ‌و خم‌دار دور از ذهن را طی می‌کند.
سبک نگارش کتاب قدیمی اما استوار و خواندنی‌ست.

September 14, 2007

خاطرات پس از مرگ براس کوباس

کتاب خوبی‌ست. نه عالی ولی خوب. با سبک روایتی متفاوت. مردی که مرده‌است خاطرات زنده بودنش را می‌گوید و سعی می‌کند بگوید این طور روایت باعث صداقت بیشتری‌ست.
موضوع کتاب مثل همه سرگذشت‌هاست با تک جملاتی ،خواندنی‌.
نثر کتاب کمی سخت است ولی زود به آن عادت می‌کنید.
ترجمه آن بسیار خوب و روان است.
به‌عنوان یک سرگرمی مناسب توصیه می‌کنم بخوانید.

بخشی از کتاب:
...پنجاه سال! شاید اصلا لازم نبودبه تان بگویم. شاید خودتان متوجه شده‌اید که سبک نوشته من دیگر مثل سالهای جوانی شوخ و شنگ نیست.در این مورد بخصوص، پس از گفتگو با افسر نیروی دریایی که کلاهش را به‌سرگذاشت و رفت پی کارش،من دلم گرفت.به تالار برگشتم، پولکا رقصیدم، خودم را با نور و گل و چشمهای زبیا و همهمه سرخوشانه گفتگوها سرمست کردم. و دوباره جوان شدم. اما نیم ساعت بعدکه تالار رقص رادر ساعت چهار صبح ترک کردم، فکر می‌کنید چه چیزی منتظر من بود؟پنجاه سال عمرم. بله آمده بودند، بی هیچ دعوتی آمده بودند،-نه از سرما کرخ شده بودندو نه درد رماتیسم داشتند، اما از خستگی به چرت افتاده بودند، برای خانه و بستر آرام و قرار نداشتند. بعد ( حتما می‌دانید که تخیل آدم خواب‌آلود تا کجاهامی‌رود) بعد، صدای خفاشی را که به‌سقف چسبیده‌بود شنیدم که می‌گفت : آقای براس کوباس، جوانی دوباره‌تان توی تالار، میان نور و پیرهن‌های ابریشمی جامانده...

مشخصات کتاب:
نویسنده: ماشادودآسیس
ترجمه: عبدالله کوثری
انتشارات:مروارید
چاپ:چهارم ۱۳۵
قیمت: ۲۸۰۰ تومان

September 12, 2007

آخرین راز شاد زیستن


آخرین راز شاد زیستن برخلاف نام و عکس روی جلد کتاب که بسیار بی‌سلیقه انتخاب شده، کتاب زردی نیست. اتفاقا یکی از بهترین کتابهایی‌ست که درباره روشهای ساده و اجرایی درست‌ زندگی کردن خوانده‌ام. نوشته اندرو ماتیوس و ترجمه وحید افضلی‌راد است. من چاپ دوازدهم( سال ۱۳۸۰ ) را دارم.

به‌نظر من، کتابی‌ست که از خواندنش پشیمان نخواهید‌شد.

.......................................

کدام‌یک از عقایدمان را باید دور بریزیم؟


هر اعتقادی که ما را فقیر و بیچاره نگه‌می‌دارد باید دور انداخته شود. اگر باورها و اعتقادات شما کمکی به شما نمی‌کند، آنها را کنار بگذارید.اعتراف به اشتباه بودن باورها کافی نیست.وجود این باورها مایه درد و رنج است.برای شروع کار نسبت به باورهایی که در آنها از لفظ باید استفاده‌می‌شود هشیار باشید:
مردم باید محبتها را پاسخ بدهند!
مردم باید مرا ستایش کنند!
مردم باید ملاحضه بیشتری داشته‌باشند!
مردم باید حق‌شناس باشند!
شاید به نظر برسد که این فهرست باید‌ها یک‌سری توقعات منطقی هستند. اما اگر این باورها را نداشته‌باشیم چه می‌شود؟ اگر مردم مطابق توقعات ما رفتار نکنند چه اتفاقی می‌افتد؟وقتی این بایدها را برای دیگران قایل می‌شویم ولی آنها اعتنایی به توقعات ما نمی‌کنند احساس می‌کنیم که مورد بی‌احترامی و ناسپاسی قرار گرفته‌ایم اما وقتی که این بایدها را فراموش می‌کنیم صرف‌نظر از نوع رفتارهای دیگران می‌توانیم شاد و خوشبخت زندگی کنیم.
اعتقاد به‌باید‌ها هیچ کمکی به ما نمی‌کند زیرا دنیای واقعیت‌ها باید را نمی‌شناسد. باید و نبایدی وجود ندارد. همه‌چیز همین است که هست. وقتی از واقعیت انتقاد می‌کنیم، همیشه بازنده می‌شویم.

فصل سوم-صفحه 63

نوای اسرار آمیز

نوای اسرار آمیز نوشته امانوئل اشمیت را خواندم. ترجمه ، کار خانم شهلا حائری ‌و کاملا روان است.

داستان درباره رازی‌ست که باید در انتها کشف شود. راز یک عشق قدیمی بین نویسنده‌ای معروف( زورنکو ) و زنی معمولی که در اوج عشق تصمیم به‌جدایی می‌گیرند و سالها رابطه عاشقانه شان با نامه نگاری حفظ می‌شود. در این بین، خبرنگاری گمنام( لارسن) تصمیم می‌گیرد با نویسنده مصاحبه‌ای داشته‌باشد.

راز را به‌سرعت کشف خواهید کرد اگر اهل داستانهای پلیسی باشید و از آن ساده‌تر،اگر خلاصه پشت جلد را بخوانید که به‌طرز فجیعی موضوع را لو داده‌ است.
نثر کتاب، نوعی زشتی را در ذهن می‌نشاند و حین خواندن، دچار حس هم‌نشینی با آدم بی‌ادبی می‌شوی که گرچه حرفهای جالبی دارد اما دوست نداری سخنش را ادامه دهد.
با این اوصاف مشخص است که من کتاب را دوست نداشتم و به‌نظرم معروفیتی کاذب دارد.

این هم بخشی از آن :

زورنکو : ازدواج کردید؟ ( لارسن جواب نمی‌دهد. ) . بله طبیعتا. شما ازدواج کردید و عاشق زنتون هم هستید، حداقل این طور خیال می‌کنید.
لارسن: از چی به این نتیجه رسیدید؟
زورنکو : از وجود شما یک رایحه‌ای به‌مشام می‌رسه، بوی زننده زندگی یکنواخت. بوی دمپایی ، آبگوشت، زیر سیگاری تمیز، چمن مرتب، و ملافه‌های خوشبو.. در شما نمی‌بینم که خطر کنید تا به خوشبختی متفاوتی از خوشبختی سایرین برسید. همه چیز طبق قاعده و عبوس است.
لارسن: به‌نظر شما آدم مضحکی هستم؟
زورنکو:
بدتر از اون، معمولی هستید.

شوخی

شوخی کوندرا مثل همه کتابهای او عالی‌ست.
کوندرا در همه کتابهایش حتی بار هستی، نگاهی تمسخرآمیز به‌زندگی دارد و آن را ناشی از پاره‌ای اتفاقات احمقانه می‌بیند که دست خودمان نیست. شاید شبیه نگاه خیام.

..........................................

فتح کردن ذهن یک زن تابع قوانین سخت و انعطاف ناپذیر خودش است و تمام تلاشها برای به راه آوردن او با حرفهای منطقی محکوم به فناست. عاقلانه این است که تصویر بنیادی خودساخته او( اصول، آرمانها، اعتقادات اساسی ) را تعیین کنید و بعد به یاری زبان آوری، گفتارهای غیر منطقی و از این قبیل تدبیری برای ایجاد رابطه ای هماهنگ میان تصویر خود ساخته او و رفتار دلخواه او بیندیشید.

شوخی ( صفحه 260 )

فقط دچار افسردگی شده بودم. افسردگی به دلیل درک ناگهانی این که در آنچه انجام می دادم، هیچ چیز استثنایی وجود نداشت، که ان را از سر افراط کاری یا بلهوسی یا میل شدید به شناختن و تجربه کردن همه چیز( چه والا و چه پست ) انتخاب نکرده بودم، که این فقط به قاعده زندگی ام تبدیل شده بود. حیطه امکانات و موقعیتهایم را بدرستی ترسیم می کرد، نه بیان آزادی ام( انگونه که یک سال قبل به آن نگاه می کردم ) که بیان تسلیمم ، محدودیتم، و محکومیتم بود و من می ترسیدم. ترس از این افق سرد نامرئی سرد ، از این سرنوشت. احساس می کردم روحم منقبض می شود ، پس می رود و بعد با درک این مطلب که کاملا محاصره شده و راه گریزی ندارد، در خود فرو می رود. شوخی ( صفحه 96 و 97 )

کتاب ترجمه فروغ پور یاوری ست و به بهترین نحو ترجمه شده. چاپ نهم از انتشارات روشنگران و مطالعات زنان.


ژاک و اربابش

كتاب ژاك و اربابش را خواندم. نوشته كوندراست. شاهكار بود. به همه توصيه مي‌كنم بخوانند. نمايشنامه‌اي‌ست بسيار آموزنده‌ و در عين حال جذاب. از لحاظ فرم داستان‌نوسي كاملا متفاوت با ساير كتاب‌هاي كوندراست ولي جهان‌بيني او را مشخص‌تر نشان مي‌دهد.

خودم حتما يك‌بار و شايد دوبار ديگر بخوانمش

مادام بواری

مادام بواری اثر گوستاو فلوبر است که یکی از مهم‌ترین آثار کلاسیک دنیاست.
این کتاب را درواقع به‌توصیه ویرجیانا ولف و سیلویا پلات خواندم. بس که هر دو نفردر خاطراتشان، به‌عنوان یک مرشد از فلوبر نام برده بودند. و جالب است که سبک ولف بسیار نزدیک به این کتاب است. شرح کامل جزییات. تاحدی که گاه کسل‌کننده می‌شود واگر تدریجا بخوانی، می‌تواند تو را کاملا در آن فضا و مکان ببرد.
ترجمه آقایان محمد قاضی و عقیلی‌ست. که هر دو شادروان شده اند.
ترجمه روان است. اما سبک و گویشی قدیمی دارد. ویراستار نداشته و به همین لحاظ اشکالات جزئی در آن دیده‌می‌شود.
به نظر من، خواندن متون کلاسیک قدیمی خوب است. اما نه به‌عنوان اینکه مدام بخوانی. نوعی پیری زودرس فکری می‌آورد. البته کاملا نظر شخصی‌ست

ودیگران - وانهاده

ودیگران را خواندم. نوشته محبوبه قدیری ست و برنده جايزه بهترین کتاب سال، به‌گمانم مهرگان.
آن شب که خواندمش، بی‌وقفه از نیمه‌شب خواندم تا چهار و نیم صبح. حقارت را درش مزه‌کردم. و سیاهی را.
به‌نظرم بسیار سطحی آمد.
با موضوعی نسبتا مشابه، کتاب وانهاده سیمون دوبوار را خوانده بودم و خنده در تاریکی که به نظرم از ناباکوف است.
در کتاب ودیگران ، راوی زنی‌ست که معشوقه مرد زن‌داری شده و درد و حقارت و تنهایی را تصویر می‌کند. فقط از همین بعد به موضوع نگاه شده و تقریبا بسط دیگری در هیچ قسمتی ندارد. مثلا آدم نمی فهمد برخورد فامیل و جامعه با این زن چیست؟ چطور امرار معاش می‌کند؟ چه خانواده‌ای دارد؟ چه تحصیلاتی؟ و از این قبیل حواشی. فقط و فقط حس زن بیان شده. اما در وانهاده و خنده در تاریکی، آن قدر پرداخت داستان قوی ست که احساس می‌کنی درون چاه عمیقی فرو رفته ای و تا مدتها از فکر موضوع رها نمی‌شوی.
دو کتاب آخر درباره زنانی‌ست که همسرشان به دلیل یک زن دیگر رهایشان می کند. حس زن را از لابلای متون باید پیدا کنی. درواقع اتفاقات و برخوردهاست که به خواننده می گوید چه تاثیری در زن برجا می‌ماند.
کتاب ایرانی مخصوصا کتاب زنان ایرانی، شاید به علت نوع تربیت و فرهنگ‌مان، احساسی‌ست. همان را می‌خوانی که خودت اگر جای طرف بودی و حس می‌کردی، و قرار بود نویسنده شوی، می‌نوشتی. و به‌نظرم تفاوت کتابهای خوب خارجی با ما در همین است. آنها چیزی را می نویسند که تو هم حس می‌کنی، می فهمی و درک می‌کنی اما نوشتنش کار تو نیست. نوعی تبحر، شاید هوش، و شاید بسط‌ یافتگی خاص ذهن را می‌طلبد

بار هستی

بازخوانی بار هستی را به‌اتمام رساندم. همان‌طور که قبلا نوشته ام، بار هستی جزو کتاب‌های بی‌نظیری‌ست که به‌نظرم یک انسان می‌تواند بنویسد. انسان‌هایی مثل کوندرا، انگار ذهنی بسط‌یافته‌تر از آدم های عادی دارند. و فکر می‌کنم داشتن این ذهن، موهبتی خدادادی‌ست که شاید تربیت در شکوفا شدنش نقشی داشته باشد اما در تولدش احتمالا بی‌تاثیر است.

...........


چرا برای ترزا کلمه عشق پاک و ناب این همه اهمیت داشت؟
ما که با اساطیر عهد عتیق بزرگ شده‌ایم، می‌توانیم بگوییم که عشق پاک و ناب،خیال و تصوری‌ست که هم‌چون خاطره‌ای از بهشت در ذهن ما مانده‌است. زندگی در بهشت به‌دویدن در خط مستقیم و رفتن به‌سوی ناشناخته‌ای مجهول شباهت ندارد و یک ماجرا نیست. زندگی در بهشت، دایره‌وار میان چیزهایی‌ شناخته‌شده‌ جریان می‌یابد و یکنواختی آن کسل‌کننده و ملال‌انگیز نخواهد‌بود، بلکه مایه خوشبختی‌ست.
بارهستی- صفحه ۳۱۱
..........

آیدای پیاده رو برایم نوشته بود : .. برای همه آنها که می شناسم... یک نمونه در بارهستی هست..حتی خودم... بار هستی مجوعه همه است برای من..
راست می‌گوید. من در هر قسمت با هریک از چهار شخصیت، هم ذات پنداری داشتم. اما بیش از همه شخصیت ترزا را به‌خودم نزدیک دیدم. گاه سابرینا نیز، برایم آدمی کاملا ملموس بود که انگار در من زندگی‌می‌کند. اما دوستش نداشتم.
می‌شود گفت که دوست نداشتم نه ترزا باشم، نه سابرینا، نه توما و نه فرانز.در‌حالیکه خیلی از ویژگی‌های، حداقل آن دو زن، را دارم.
دلم نمی‌خواست ترزا باشم و آن درد جانکاه روح را تحمل کنم. دلم نمی‌خو‌است سابرینا باشم و آن سبکی تحمل‌ناپذیر هستی را که خیلی خوب تجربه‌کرده ام، بپذیرم. دلم نمی‌خواست توما باشم و عشق، مرا از اصول خودم جدا کند. و دلم نمی‌خواست فرانز باشم و عشق تحقیرم کند و نفهمم

September 6, 2007

اوهام

راوی کتاب مردی‌ست که در اثر حادثه‌ای خانواده‌اش را از دست می‌دهد و دچار فروپاشی شدید ذهنی می‌شود. در آستانه خودکشی، دیدن یک فیلم کمدی از کارگردانی به‌نام هکتور‌مان باعث می شود دوباره به زندگی برگردد و برای ادامه‌دادن، نوشتن درباره فیلمهای کمدی صامت این کارگردان را آغاز می‌کند.
در طول نوشتن کتاب متوجه سرگذشت اسرارآمیز قهرمانش می‌شود و اتفاقاتی باعث پیوند زدن زندگی شخصی او به کتاب می شود.
در این بین چندین خرده اتفاق رخ می‌دهد که هرکدام یک داستان فرعی‌ست.

کتاب از نظر من بسیار معمولی و در حد یک رمان درجه دوست. داستانهای لابلای روایت اصلی، باعث شده موضوع اصلی ، حس خود را تمام و کمال منتقل نکند و سطح کتاب را پایین بیاورد.
البته بعضی جملات خاص در این مابین هست که آدم را وادار به‌ فکر کند اما نه‌آن‌قدر زیاد.
اگر مثل من از بی‌کتابی در مضیقه‌اید و کوندرا و سلینجر محبوب‌تان دیگر کتاب جدیدی عرضه نکرده‌اند، برای یک‌بار خواندن بد نیست.
درضمن ترجمه بسیار خوبی دارد.
....
از متن:

هکتور در هر فیلم شخصیت ثابتی دارد، اما اولویت‌هایش مشخص نیست و به‌هیچ وجه نمی‌توان فهمید کدفعه بعد چه هوسی به سرش می‌زند. او هم مردم‌گراست و هم اشراف‌منش، هم شهوت‌ران است و هم رمانتیکی منزوی، مردی دقیق‌است ، آن‌قدر دقیق که در رفتارهای پیچیده و مهم هیچ‌گاه تردید به خود راه نمی‌دهد. او آخرین ده سنتی‌اش را در خیابان به‌گدا می‌بخشد اما هیچ چیز به اندازه‌ی شاعرانگی خود این عمل او را متاثر نمی‌کند. اهمیت ندارد چه‌قدر کار می‌کند و در انجام کارهای پست و پوچی که بر عهده‌اش می‌گذارند چه قدر دقیق و سخت‌کوش است، هکتور به‌نوعی همیشه در حال فاصله‌گیری ست، گویی در آن واحد خود را هم مسخره می‌کند و هم می‌ستاید.
به‌نظر می‌رسد او در وضعیت گیجی طنزآمیزی به‌سر می‌برد، در آن واحد هم درگیر جهان است و هم آن را از فاصله‌ای دور می‌نگرد.

صفحه ۴۲ و ۴۳

مشخصات کتاب
نام کتاب: اوهام
نویسنده: پل استر
ترجمه: امیر احمدی آریان
چاپ اول - ۱۳۸۵
انتشارات : مروارید
قیمت : ۴۶۰۰ تومان ( اصلا نمی‌ارزد! )

September 1, 2007

مراقبت از نوجوانان

وبلاگ از زندگی-خانم دکتر احمدنیا

مراقبت از نوجوانان!*
این عنوان یکی از بهترین کتابهایی است در زمینه ی بهداشت و سلامت نوجوانان ( از انتشارات انجمن طب اطفال آمریکا که به عنوان یکی از معتبرترین مراجع بین المللی برای راهنمایی والدین معرفی شده است) و ترجمه ی فارسی آن در دسترس ماست. دکتر دونالد. ای. گریدانوس D. E. Greydanus سرپرست گروه مولفان در مقدمه ی این کتاب به نکته ی خوبی اشاره کرده است: " پرورش و تربیت یک نوجوان کاری پر دردسر و هیجان انگیز است و والدین باید خودشان را آماده کنند که برای این کار، ساعتهای بی شماری را صرف کنند. طی این فرایند، آنها شاهد به چالش کشیده شدن اقتدار و جایگاهشان هستند و در بیشتر موارد مجبور می شوند به دو زبان تسلط داشته باشند: زبان خودشان و زبان نوجوان هایشان!"

هر چند این کتاب برای راهنمایی والدین نوشته شده است اما شاید بهتر باشد نوجوانان آن را بخوانند و خواندن آن را به والدین شان هم توصیه کنند :)

برخی از سرفصل ها که به برخی مسائل حساس روز مرتبط است عبارتند از:
- برقراری ارتباط با نوجوان (ص 53)
- رشد و تکامل جسمی نوجوان: استفاده از روش تعیین میزان بلوغ جنسی (ص 88)
- افسردگی و خودکشی: بیآموزیم افسردگی را تشخیص دهیم ( ص 152)
- برقرار کردن ارتباط و تبادل نظر (ص170)
- چه کسانی داشتن رابطه ی جنسی را انتخاب می کنند؟ (ص 179)
- در مورد همجنسگرایی چه می دانیم؟ ( ص 202)
- برقراری ارتباط با جنس مخالف (ص 231)
- وقتی یک تجاوز جنسی رخ می دهد (ص 209)
- انتخاب هدف های واقع بینانه برای تحصیلات ( ص 245)
- درد سر های باهوش بودن (ص 254)
- رژیم گرفتن: یک وسواس مدرن (ص 293)
- مشکلات زنانه و بیماری های آمیزشی (ص 325)
- در مورد مشکلات روانی چه می توان گفت؟ (ص 386)


* این کتاب ترجمه ی دکتر پوریا صرامی و دکتر بزرگمهر مطهری است، تهران: انتشارات رشد (چاپ اول 1383 ، چاپ دوم 1385).