« دلم گرفته است. | Main | به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده خود را ؟ »

پنجشنبه 14 شهریور 87 :: September 4, 2008 

ما

ته‌دلم به من خبر می‌دهد .. که در انتظار یک اتفاق باشم.. از این خبر فقط همین‌قدر به‌من گفته‌است .. و آن ته ته دلم یواشکی نجوا می‌کند قرار است این اتفاق خوشایند باشد..
من و ته دلم و ته‌ ته دلم نشسته‌ایم ...
یک پرده لبخند صورتی ملایم روی لبشان می‌بینم ... نگاهشان می‌کنم ... اعتماد به‌نفس زیادی دارند ...
آن صورتی ملایم و این اعتماد به نفس مرا منتظرتر می‌کند ...

Posted by froogh at September 4, 2008 11:06 AM

نظر

اگه ته دلت ايمان داري كه اتفاق خوب مي افتد حتما مي افتد. چه انتظار شيريني

Posted by: بانوي خرداد at September 6, 2008 3:17 PM

سلام به فروغ
تو بامن حرف بزن

Posted by: آقاي حسين at September 6, 2008 11:37 AM

همین الان هم قسمتی از اون اتفاق خوب افتاده. به عنوان پست ات نگاه کن.

Posted by: خانم ثابتی at September 6, 2008 8:33 AM

با سلام
لطفا به وبلاگ من سر بزنید.خوشحال میشم.
اگر مایل به تبادل لینک بودید در قسمت نظرات وبلاگ من اعلام کنید.
با تشکر
http://www.rozaneh001.blogfa.com

Posted by: mohammad ali at September 6, 2008 1:39 AM

barname WORDPAD ro baz konin va shomare havapeimaee ro ke rooz 11 Septambr be borjhaie dogholooie newyork khordaro vared konin ( Q33Ny ) hala fontesho be "Windings" thaghir bedin... hala chi mibinin?!?! bara hame send kon HatMan In Karo Bokonid YE CHIZE JALEBE

Posted by: علی at September 6, 2008 12:18 AM

درود!

مبارک باشد! حتمن مبارک است شک ندارم.

Posted by: محمود at September 5, 2008 3:06 AM

..rozaman ra khosh kardy,mamnon Foroogh

Posted by: Eraj at September 5, 2008 12:01 AM

من خواب دیده ام که کسی می آید...
یه اتفاق خوب، یه عمر انتظار و حتی لحظه هایی که می گفتی دیگه باور نداری ته دلت امید بود...
بیا بهم سر بزن

Posted by: جان شیفته at September 4, 2008 8:30 PM

خوش خبر باشد همیشه ته دلت...
:)

Posted by: کتایون at September 4, 2008 4:01 PM

خوش به حال زیر دستات که یه همچین رئیس مهربونی دارن

Posted by: نیچه at September 4, 2008 3:36 PM

چه انتظار شیرینی

Posted by: آورا at September 4, 2008 3:16 PM

چقدر خوب! کاش می شد همیشه آن ته دل و آن ته ته دل آدم اینها را می گفتند که حالا به تو می گویند

Posted by: لیلی at September 4, 2008 12:16 PM

اون اتفاق خیلی بهتر از اونچه که فکرشو میکنی هست
خیلی زودتر از اونچه که تصورشو کنی میفته
ایمان داشته باش

Posted by: بهار at September 4, 2008 11:19 AM

نظر بدهيد





اطلاعات شما حفظ شود؟