« dumb & dumber | Main | Neurobion »
جمعه 24 خرداد 87 :: June 13, 2008
حواسم به مقصد باشد.
بهنظر میرسد سی و هشت - نه سالگی آستانه شناخت خود باشد. برای من لااقل.
فکر میکنم تا پیش از آن خودم را درو میکردم و میکاویدم.. حالا تقریبا میدانم که هستم، علایقم کدام است، دیدم نسبت به زندگی چیست و از آن چه میخواهم. این بهمعنای عدم تغییر نیست.. که بیشک پس از این رشد تغییراتم سریع تر از قبل خواهدبود چون لااقل دست از آن حرکت زیگزاگگونه سینوسی برخواهم داشت و به سمت و سوی مشخصی خواهم رفت.
حالا که خودم را هی بیشتر و بیشتر میشناسم، میفهمم تغییر جهتدادن زندگی برای من با پیشینه خانوادگی و فکری و تحصیلی مخصوص خودم امکانپذیر نیست. که حتی اگر بهخاطرش سعی بسیار کرده باشم، در نهایت بهمسیر اصلی خودم برگشتهام. فقط صرف انرژی مضاعف بودهاست.. این انرژی برای جلو رفتن خرج نشد، اما عرض زندگیام را وسعت داد و مطمئنم که باید مصرف میشد تا بهامروزی که هستم برسم و بفهمم رفتن راههایی که راه من نیست و با طبیعتم سازگاری ندارند، مرا بهمقصد بهخصوصی نخواهندرساند.
اگر از همان ابتدا معلمی داشتم که میدانست راه اصلی زندگی من کدام است، مهاری در دست میگرفت و وادارم میکرد همان راه را بروم، حتما امروز در نقطه بالاتری ایستاده بودم .. با این حسرت که آن فرعیهای پرپیچ و خم دور وبر، مسیر دلرباتری از آنچه من پیمودم ،بودهاند.
امروز حسرتی ندارم. دو سوم یا شاید نیمی از طول راه را رفتهام. منبعد میدانم مقصد همان است که قطبنمای وجودم بهمن میشناساند.برای همین نه افسوس زندگی دیگران و نه افسوس جز این که هستم را میخورم.
فقط باید حواسم باشد.. از امروز دیگر فرصتی برای بیراهه رفتن و بازیگوشی در مسیرهای دلربای دیگران نیست..
Posted by froogh at June 13, 2008 11:57 AM
نظر
من یک عدد ادم کنکوری دلم نیامد از شما تشکر؟؟؟؟؟نکنم جهت این اهنگ زیبایتان که به مدت 1 ساعتی گوش دادم البته بعدش از سر خجالت بود که رفتم:)برایتان بهترین ها را ارزو کنم؟ میکنم البته از صمیم قلب ولی به طور واقع بینانه اش ارزوی بهترین قدم ها را از سوی خودتان میکنم
فروغ:
متشكرم. ولي برو بشين سر درست :)
Posted by: فاطمه at June 16, 2008 8:18 PM
خيلي خيلي نوشته هايت را دوست دارم. بخصوص كه از لحاظ سني هم خيلي بهم نزديكيم. نوشته هات بسياري از اوقات ترجمان حالت روحي خودمه. موفق باشي.
Posted by: يلدا at June 16, 2008 8:04 PM
پختگي خوبه
فقط بايد حواسمون باشه
سوخته نشيم
:)
Posted by: شوكين at June 15, 2008 10:25 AM
foroogh jan mishe begi che joori mishe adam be page esh music ezafe kone, mesle maale khodet?
mamnoon
فروغ:
بايد اول موسيقي رو در جايي داون لود كرده باشي. اين موسيقي قبلا داون لود شده بود و من لينكش رو گذاشتم. خود اين كار رو بلد نيستم.
Posted by: helia at June 14, 2008 10:32 PM
در مورد زندگی خود شما قطعا حق با شماست اما من فکر میکنم تفکر شما تاحدی جبرگرایانه است. این ایده که بدلیل پیشینه خانوادگی یا آموزشی و یا حتی ژنتیکی مسیر زندگی هر کس از یک راه بخصوص میگذرد را قبول ندارم. بارها دیده ام که یک اتفاق کوچک و یا حتی به زبان آوردن یک جمله چقدر در تغییر جهت دادن به زندگی خودم یا دیگران موثر بوده است. زیبایی و حلاوت زندگی هم در همین است. وگرنه همه میدانستند از کجا آمده اند و به کجا ختم خواهند شد.موافق نیستید؟
فروغ: من درباره ديگران سعي ندارم قضاوتي بكنم يا ايده اي را تحميل كنم. اين چيزيست كه خودم رسيده ام .. راه اصلي زندگي در همان اوان كودكي ، با خانوداه اي كه داريد، مدرسه اي كه مي رويد& كتابهايي كه ميخوانيد و فاميل شما تعيين مي شود.شايد بشود ظاهر و قيافه زندگي كسي را عوض كرد اما ته مايه فكر را نمي شود.
Posted by: امیر at June 14, 2008 7:19 PM
قدیم ها می گفتند " زن سی ساله" و در قرن 21 ظاهرا پختگی زنان به 40 سالگی رسیده است!!!!!!!
امید است که این پختگی به معنی سکون نباشد. حیف است فروغ پر شور و شر.
Posted by: mohem nist at June 14, 2008 6:15 PM
سلام
من لينك شما را در خبر خوان وبلاگم قرار دادم اگر مايل بوديد شما هم لينك مرا قرار دهيد با تشكر
Posted by: Ali at June 14, 2008 3:40 PM
میام اینجا کامنت نمی نویسم که این پیانوی قشنگ امیرحسین سام نپره...
تولدت مبارک!
Posted by: مهستا at June 14, 2008 1:14 PM
تو مي توني رمان نويس خوبي باشي , روش فكر كن
Posted by: مهدي at June 14, 2008 2:02 AM
مدتی است بی حرف یادداشت های شما را می خوانم. بخوبی با صدای بلند فکر می کنید. زنی با ظاهر قدرتمند و به واقع قدرتمند و در سینه عاطفه ای سر شار. من این زنها را بخوبی می شناسم. شاید در رده ی آنها باشم.با یک فرق. نوشتن برای من فرار از آن دنیای کار است. و تا بعد که دوباره برایتان می نویسم.
فروغ:
متشكرم...
Posted by: خانم ثابتی at June 13, 2008 9:30 PM
من امسال چهل ساله میشم. حس بدی نیست...
فروغ:
نه اصلا بد نيست. براي من دوست داشتني هم هست.
Posted by: کتایون at June 13, 2008 1:14 PM