« اين روزها روز من نيست. | Main | ياد »

چهارشنبه 8 خرداد 87 :: May 28, 2008 

زنان صنعتي

خوب است بنویسم که مشکلات پست قبل تقریبا حل شد. کور باشم اگر نبینم که به هر شری، یک خیر بسیار بزرگتر وصله است..
این بار هم خیلی زود متوجه خیری شدم که چسبیده بود به آزاری که از بابت کسی دیده‌بودم. کسی که برایش زحمت کشیده بودم و خیلی بی‌خود و بی‌فکر استعفا داد. حوصله ندارم که بنویسم چرا و چطور.. فقط به‌شدت ناراحتم کرد. در عوض یک آدمی پیدا کردیم خیلی خوب و مناسب و با حقوق کمتر .. و صد البته مطمئن به این‌که وفاداریش حتما بیش از آن نفر قبلی‌ست.
این را هم لابلای نوشته‌ها بگویم که حدود یک سال قبل نوشته‌بودم که با استخدام خانم‌ها مخالفم.از این بابت کلی هم شماتت شدم. اما واقعا مخالف بودم. حالا که حوزه عملیاتی‌ام وسیع تر شده و و تعداد آدم‌هایی که باهشان کار می‌کنم بیشتر، از لحاظ آماری به این نتیجه رسیدم که اشتباه می‌کردم.
خانم‌ها چند مسئله دارند .. از جمله حساس‌بودن بیش از مردان و شرایط زندگی زنانه که وادارشان میکند مشکلات خانه مثل بچه و شوهر و خانه‌داری بر کارشان تاثیرگذار شود.
حالا فهمیده‌ام که اگر کمی در این موارد ملاحظه داشته‌باشم، در مقایسه با مردان می‌توانم از ویژگی‌های مثبت‌ترشان استفاده کنم.خصوصیاتی مثل وفاداری، پشتکار، دقت، به‌نتیجه رساندن کارها تا مرحله آخر، عدم توقع نامتناسب با وظایف‌شان، نظم بیشتر و دست آخر احتمال بالاتر ماندگاری‌شان در سیستم .
این خانمی که آمدنش خیر شرکت بود، قرار است در قسمت تدارکات و خرید استخدام شود و مدام با بازار سروکار خواهد داشت. از آن‌جا که خودم مدتی این‌کار را انجام داده‌ام، می‌دانم که در مقایسه با مردان خوب عمل کرده‌ام.
شاید ویژگی مردسالار جامعه و خصوصا بازار ، وادارم می‌کرد خوب سر از ته و توی کار درآورم تا نسبت به‌مردان متهم به بی‌کفایتی نشوم.از طرفی یک خاصیت خوب در زنان هست که درست نمی‌توانم توضیحش بدهم.. اما دیده‌ام که زنان اغلب با دست‌پر برمی‌گردند و مردان با یک جنازه که یدک‌کششان می‌کند.. اصلا هم ربطی به این ندارد که زن با استفاده از زنانگی‌اش وارد کارزار می‌شود.. این را مطمئنم. فقط فكر مي‌كنم احتمالا حساسيتي كه زنان درباره عدم موفقيت دارند بيشتر است..

Posted by froogh at May 28, 2008 9:58 PM

نظر

تجربه مدیریتی 10 ساله من در محیط های صنعتی ایران به خصوص صنایع با تکنولوژی جدید به طور کلی حرف های فروغ را در مورد زنان صنعت تائید می کند. یک نکته دیگر که فروغ فراموش کرد بگوید آن است که حضور زنان در محیط های خشن باعث تلطیف محیط کاری می شود.

Posted by: mohem nist at June 10, 2008 6:03 PM

با پاراگراف آخر شدیدن موافقم!

Posted by: بهاره at June 10, 2008 11:26 AM

به هر زنی که به موفقیت و پیشرفتی تو زندگیه کاریش میرسه با تحسینی وصف ناشدنی نگاه می کنم، چرا که مطمئنن تلاش و زحمتی حداقل 10 برابر مردی با شرایط یکسان خودش را متحمل شده تا به جایگاه کنونی برسه، ولی همیشه این سوال برام مطرح بوده این چنین زنانی جطوری تعادل بین عشق، شوهر ، بچه، کارای خونه و زندگی خانوادگیشونو حفظ کردن، آیا اصلا تعادلی قابل اجرا هست؟؟

Posted by: خنکای شب at June 6, 2008 12:10 PM

fakr mikunam jansiyat nabayad dar modiriyat rooz varad bashe ? na

Posted by: s at June 4, 2008 8:07 AM

فکر نمی‌کنم وفاداری زنان که شما به اون اشاره کردید ناشی از حس تعهد و مسوولیت باشه بلکه به خاطر احتمال کمتر کار کردن به صورت مستقل و محدودیت ارتباطه که جلوی قاپیدن کار یا دور زدن رو از اونها می‌گیره. به هر حال فکر نمی‌کنم از نظر حس تعهد تفاوتی بین زن و مرد باشه.
متوجه قضیه‌ی "دست پر" و "جنازه" هم نشدم.

Posted by: زندگی پیش از مرگ at June 3, 2008 12:09 AM

سلام.خير ببيني جوون.محيط كار و فاليت ما بيشتر مردانه است و زناني كه وارد اين محيط ميشوند بهتر مورد توجه قرار ميگيرد .هميشه در يك محيط،جنسيت اقليت از طرف جنس مخالف كه اكثريت رو در اختيار داره مورد حمايت قرار ميگيره وبيشتر با او همكاري ميشه.براي مثال اگر يك مرد به فروشگاهي بره كه فروشنده هاش زن باشند بهتر راهنمايي ميشه .فروشنده براي جنس مخالف بيشتر مايه ميزاره.

Posted by: بي صدا at June 1, 2008 12:54 PM

در جایی که چند تا خانم با هم کار میکنن همش به صحبت کردن می پردازند و بعد اگه تازه نخوای صحبتم کنی از هر راهی که شده باشه میرن زیراب آدمو میزنن خوب خانمها اند دیگه و همش دوست دارن کنجکاوی کنن تو مسایل خصوصی آدم

Posted by: neda@7skyshop.com at May 31, 2008 12:35 PM

Salam, hehe mibinam ke ya az intarafe bam miofti ya az oon var. adam nabayad oonghadr aghayedash seft bashe ke mesle boloor shishe ba yek talangor beshkane. zan bedarde mamoure kharid nemikhore. migi na berim biroon dava konim. giso gis keshi.
فروغ:
می شه بگی چی شد که به این نتیجه جالب رسیدی که از یک طرف بام افتادم؟ به صرف اینکه یک بار گفته ام و اگر حالا خلافش رو بگم به قول شما اون بلور شکسته می شه ؟.
برای رد نظر یک سال قبلم هم فقط یک مورد نبود که باعث شد به این نتیجه برسم.تجربه ای بود بعد از دیدن رفتارهای متفاوت کاری زنان و مردان.و در ضمن توصیه های مکرر مدیرعامل مهربان با بیش از سی سال تجربه مدیریتی.
اتفاقا شما خودت یکی از مواردی بودی که باعث شد فکر کنم مخصوصا در قسمت های حساسی مثل مالی بهتر است در حد امکان از خانم ها استفاده کرد.

Posted by: shin at May 29, 2008 8:51 AM

یه نکته مهم در مورد خانمها رو یادت رفت بنویسی و اون اینه که چند ماه قبل و چند ماه بعد از زایمان قادر به انجام وظایفشون نخواهند بود. بنا بر این اگه شغل حساسی داشته باشن دیگه کارخیلی برا کارفرماشون مشکل میشه.
پیدا کردن یه جانشین برای چند ماه توی این طور کارا آسون نیست مگر ازشون در زمان استخدام تعهد بگیری که تا 10 سال دیگه ازدواج نکنن یا اگه متاهل هستن تا 15 سال دیگه بچه جدید نیارن . تعهد میگیری دیگه نه؟
:)
فروغ:
خوب این تقصیر شما مردهاست که زنان را بعد از زایمان وادار به بچه داری بدون هیچ کمکی می کنید.و در ضمن در کل باید نگاه کرد. این ضعفی که می گی درسته ولی اگر از بالا نگاه کنی ضعف نیست. چون جامعه در کنار مهندس و دکتر خوب به فرزندان سالم و درست هم نیاز داره.
مقایسه ای که من کردم رو باید در شرایط مساوی در نطر بگیری. یعنی زن و مردی با یک مدرک تحصیلی و سوابق کاری مشابه وارد کاری می شوندو قرار است مثلا یک سال کار کنند یا پنج سال..
در ضمن مرد زایمان ندارد اما صد رحمت به زایمان .. که مردها تا به کاری وارد می شوند شلوارشان دو تا می شود و زیر سرشان بلند ..- این قسمت البته شوخی بود ها :)
و یک چیز دیگر این که من زمان استخدام خانم ها حتما در نطر می گیرم که اگر متاهل هستند بچه دار شده باشند.و اگر مجردند زمان زیادی تا آن مراحل در پیش باشد.

Posted by: monparnas at May 29, 2008 7:53 AM

چندان با عقیدت در مورد موفق بودن زنها در محیط صنعت موافق نیستم. دلیلش هم ضعف خانمهاییه که در محیط صنعت دارم می بینم
فروغ:
توجه کن که ورود زنان به صنعت یک اتفاق جدیده. مثلا چند مدیر زن در برابر این همه مدیر مرد در صنعت سراغ داری؟
بنابراین در این جمع نوپا خوب ضعف هایی هم هست.. و چون تعداد کمتره بیشتر و واضح تر به چشم می خوره.اما من سالها ، حدود سیزده سال در یک شرکت بزرگ صنعتی کار می کردم و همه زنانی که اونجا بودن موفق بودن گرچه در قبال چهارصد کارمند(کارخانه و دفتر)پانزده درصدشان زن بودند.
شما زنان صنعت رو از زنانی که منشی و تایپیست و اپراتور در شرکتهای صنعتی هستن سوا کردی؟

Posted by: مَتَتی at May 29, 2008 7:49 AM

نميدونم ايني كه ميگم عموميت داره يا نه
ولي تا اونجا كه من ميدونم ، خانمها وقتي در يك قسمت تك هستند كارشون خيلي خوبه ، اما وقتي در قسمتي چند نفر خانم با هم هستند كارشون افت ميكنه ، كه فكر ميكنم دليل اصليش پرداختن زياد به حواشي بخصوص حواشي زنانه است .
حواشي زنانه : حواشي ويژه خانمها مثل مد ، لباس ، آرايش ، مسايل خانوادگي و...
فروغ:
این حواشی در هر دو جمع هست. مردانه و زنانه. فقط مدلش فرق داره.
درباره گردوهی کار کردن زنان من که چیز منفی ندیدم. توی شرکت ما هم این اتفاق تا به حال نیافتاده.

Posted by: شوكين at May 29, 2008 7:33 AM

نظر بدهيد





اطلاعات شما حفظ شود؟