« هايپ | Main | ?? or !! »

جمعه 27 اردیبهشت 87 :: May 16, 2008 

زن زيادي

دو فیلم پشت سر هم دیدم. match point و زن دوم.
جالب بود. هر دو درباره یک موضوع واحد با دو تم متفاوت. و شاید نتیجه گیری یکسان.
موضوع هر دو درباره زنان دومی بود که وارد زندگی مردان متاهل می‌شوند.
در اولی که فیلم خارجی بود، زن دوم دوست دختر مرد متاهل بود. مردی که از دولتی سر زنش به‌همه جا رسیده‌بود ، عاشق زن دوم شده بود و از طرفی شرایط زندگیی که از بابت زن اول عایدش شده بود، کاملا متقاعدش کردتا به خانه و خانواده آن‌چنان پایبند بماند که بعد از باردار شدن زن دوم، او را بکشد.
در دومی که فیلم ایرانی بود، زن دوم زنی مطلقه بود که صیغه مرد زن‌داری شده بود . زن اول بدون طلاق ، کودک یک ساله‌اش را به‌خارج برده بود و طی پنج‌سالی که گذشته‌بود مرد با زن دوم آشنا شده‌بود و عاشقانه با او زندگی می‌کرد. تا اینکه زن اول سرش به‌سنگ خورد و برگشت و زن دوم با وجود باردار بودن مرد را رها کرد و رفت.
به‌حواشی هیچ‌کدام کاری ندارم. اصل قضیه همین بود.در اولی مرد خیانت می‌کرد. در دومی عاشق بود. در اولی مرد از ثروت و زندگی شاهانه‌اش نگذشت و در دومی مرد به‌ظاهر از فرزند و عرف جامعه نگذشت.در اولی زن دوم مرد. در دومی هم به‌نوعی دیگر زن دوم له‌ شد.
در هر دو برنده مرد بود و بازنده زن دوم. گرچه ظاهر دومی حکایت از این داشت که مرد بعد از گذشت دوازده سال کماکان زن دوم را عاشق بود و فراموشش نمی‌کرد.
برایم جالب بود که در هر دو جامعه زن دوم بازی را باخت..
پایان فیلم ایرانی کاملا غیرواقعی و استثنایی و پایان فیلم اول هم با غلظت و شدتی بیش از تصورات من ایرانی بود.
حقیقت در هر دو فیلم این بود که هیچ‌کدام از مردان فیلم از زندگی اول خود نگذشتند و عشق در این میان یک توهم بود. که اگر حتی در دومی که ادعای عاشقی فضای فیلم را پر کرده‌بود، لااقل باید می‌گذشت.
این یک واقعیت است. زن دوم بازنده است.
یک بازی تلخ- یک بازی دردناک - یک بازی احمقانه - یک بازی در نهایت بی‌انصافی که یک طرف قدرت انتخاب دارد و طرف دیگر نه.. زن دوم باید واقعیت را بپذیرد و با علم باخت وارد بازی شود.زنانی که متاسفانه یا هیچ‌وقت از این دست بازی را ندیده‌اند و یا در کمال سادگی فکر می‌کنند که می‌توانند استثنا بیافرینند، تنها دستاوردشان روحی رنجور برای تمام عمر است.. زخمی که هرگاه تازه شود نه تنها درد از دست‌دادن را زنده خواهد‌کرد بلکه در طولانی‌مدت که عقلشان بر احساس‌شان بچربد و بی‌طرف به قضیه نگاه کنند، درد عمیق‌تری از بابت حماقت خود و بازیچه هوس مرد بودن را نیز خواهند چشید.. و این دومی هیچ‌گاه التیام نخواهد یافت.

Posted by froogh at May 16, 2008 9:28 PM

نظر

زن دوم با علم به خراب کردن ، از هم پاچیدن ، بی پدر کردن وهزار بد بختی خانواده قدم به میدان می گذاره.ترحم به چنین موجودی جایز نیست.حتی در بین کلونی های حیوانی نیز چنین چیزی دیده نمی شود.مگر عصر حجر است که زن برای تامین معاش مجبور به ازدواج دوم باشه چنین زن هایی به راحتی در سطح شهر هم می توانند کسب درامد کنند
فروغ:
بی رحمانه و از خارج گود قضاوت کردی. به عقیده من با هیچ اتفاقی در دنیا نباید این طور مستقیم و یک بعدی برخورد کرد.

Posted by: شبنم at May 29, 2008 2:22 AM

اینکه تو میگی منظورت آن است که زن دوم به هر دلیلی وارد شد نتیجه اش شکست است به نظرم درست نیست چرا که زمانی آدم شکست میخورد که ارزیابیش از رابطه غلط باشد. اگر خواسته ات از یک رابطه مطابق با ظرفیت آن باشد چرا شکست آن هم از نوع احساسی؟

Posted by: mohem nist at May 24, 2008 4:11 PM

به نظر من زن دوم در جامعه ما نقش پیدا کرده به خاطر فرهنگ غلط این جامعه و تفکر اشتباه زنان ما که دنبال سرپناه، ترس از تنهایی و بی شوهری و... هستند . من با نظر کسی که میگیه این زنان لایق این رفتارند موافقم .
چون خانه ای روی آب بنا میکنند، و زندگی خود را روی آشیانه های دیگران بنا میکنند، چه شرعی ، چه غیر شرعی و این به خاطر درک پایین آنها از زندگی است
عشقی که آنها به دنبالش هستند هیچوقت پیدا نمی شود، چون تماما از هر دو طرف با هوس آمیخته است و این از حماقت زنان است که به چنین کارهایی دست می زنند و شایسته درد حماقتی هستند که تا پایان عمر آزارشان می دهد.

Posted by: m at May 21, 2008 11:53 AM

یه جور نوشتی آدم فک می کنه زن دوم بودنو تجربه کردی

Posted by: علی ق at May 20, 2008 2:00 PM

salam.manam esmam foroughe va dar vahleye aval in nazaramo jalb kard ke biam va bad neveshtehatun.gahi hes mikonam ye ghami dari nemidunam hesam doroste ya na ama aya adami hasti ke mikhandi ama delet?!khastam begam forough hamishe tabane,tanha chizi ke hamishe bude va khahad bud foroughe.khoda dar foroughe.
mano bebakhsh az ziade ravi kardam.
arezu mikonam sarbolandtar bashi azizam.

Posted by: forough at May 20, 2008 11:49 AM

من فقط فیلم match point را دیدم .توجه کن که در آن فیلم مرد حتی قبل از ازدواج به دنبال زن دوم که به اصطلاح سکسی است بود. او در حقیقت انتخاب را همان اول کرد یعنی پول و ثروت حتی به قیمت کشتن حتی پیرزن همسایه. مشکل زن اول و زن دوم نیست مشکل دیدن جاودانه دیدن رابطه 2 نفر است و بقیه تبعات این قضیه است. زن دوم میاید باعلم به این که زن اولی هست باقبول به دنبال ازدواج نبودن و حتی رفع نیاز سکسی ولی بعد شروع می کند به عاشق شدن و همه چیز را خواستن و وقتی این کنش تسریع می کند تمام شدن رابطه را آنگاه همه به نقش سنتی خود برمیگردند مرد تبدیل می شود به یک هوسران و زن دوم می شود یک دختر معصوم گول خورده و فغان که آی زنان معصوم و پاک و بی نیاز از سکس مواظب باشید گول نخورید.آدم یاد پاورقی مجله های زرد می افتد که چگونه دختر فقیر گول پسر ارباب را می خورد و...........
مظلوم نمایی و ادای فریب خورده ها را در آوردن عجیب سلاح موثری است حتی میان روشنفکران
فروغ:
من نوشته بودم كه دنبال علت ورود زن دوم نباش. بنا به هر علتي كه وارد قضيه شود بازي را مي بازد. حالا تا صد سال هم اداي زنان معصوم فريب خورده را در بياورد يا در نياورد. منظور من اين بود كه اين ره رو به تركستان است.
اتفاقا در فيلم ايراني زن دوم ، زن دوم اصلا نقش فريب خورده ها را بازي نكرد و خيلي با قدرت برخورد كرد.. كمي احساس قاطي قضيه كرد ولي خوب به نظرم تازه كم بود. احساسي كه اين وسط فدا مي شود و ضربه مي بيند خيلي بزرگ تر از اين حرفهاست.

Posted by: mohem nist at May 19, 2008 7:25 PM

http://raftan.blogspot.com/

ومن به دنیا آمدم...

Posted by: Raftan at May 19, 2008 9:59 AM

فکر نمی کنی حتی اگر از زندگی با زن اول هم بگذرند و با زن دوم زندگی کنند ، باز هم بازنده زن اول است و برنده مرد و زن دوم. به هر حال برنده مرد است . و اگر از من بپرسی بازنده در هر دو صورت هر دو زن
فروغ:
میترا جان من در مورد قاعده کلی این بازی گفتم که تقریبا هیچ مردی از زندگی با زن اول مخصوصا اگر فرزند داشته باشد گذشت نمی کند..حالتی که شما می گویی استثناست. من که دور و برم ندیدمه ام. به جز مردان قدیمی که دو زن هم زمان داشتند..و حتی یکی از همان مردان قدیمی با این که از زن اول خود بیزار بود اما او را طلاق نداد و هم زمان زن دیگری گرفت.شاید هم البته خود زنان اول این حقارت را قبول می کنند.. و شاید هم به قول قدیمی ها اگر طاقات بیاورند مرد را از دست نمی دهند و هوس مرد می گذرد که این هم باز در تایید حرف من است.. که این عشقی که مردان در باره زنان دوم به لجنش می کشند و ادعایش را دارند به کوفت هم نمی ارزد.. فقط دستمایه گذر هوس آنهاست.

Posted by: میترا at May 18, 2008 7:07 AM

فروغ عزيز واقعا از اين پست لذت بردم. اين موضوعي بود كه مدتهاست ميخوام ازش بنويسم. اما نياز به فرصت و تمركز داره. حالا شما اين كار را كرديد. پاسخ تان براي كامنت "دختري" مي‌تونه حتي يك پست مستقل باشه در تكميل اين پست.
با درود

Posted by: بوي‌بارون،قهوه،سيگار at May 17, 2008 11:25 PM

سلام
زن اول بخاطر اول بودن صاحب زندگی است شاید حتی کتبی و رسمی جایی نیاد ولی معمولا اول زندگی قسم می خورن که در تمامی حالات در شادی غم مریضی در کنار هم باشند.

ولی اینکه چرا دومی وارد میشه دلیل های زیادی داره که همومن طور که گفتی(البته برای هر دو طرف) می تونه تنهایی بی کسی عشق یا سکس باشه(حتی اگر طرف اولی هم وجود داشته باشه چه برای مرد چه برای زن)
ولی یک ضرب المثل هست در این مورد که میگه اگر آفتاب صبح گرمم نکرد آفتاب عصر حتما گرمم نمی کنه.

ولی گاهی انتخاب بهتری وجود نداره(باز هم میگم هم برای زن هم برای مرد) فردی که همسری داره که درکش نمی کنه نازش رو نمی کشه شونش جایی امن نیست حتی با دونستن واهی بودن سراب زندگی دوم تو موقعیتی گیر میکنه و با کسه دیگه ای می ره ولی شاید راهش انتهای خوبی نداشته باشه...
البته همیشه استثنایی هم هست

Posted by: مهدی at May 17, 2008 11:25 AM

راستش من کسی رو که بیاد رو آشیونه دیگرون (جدای از اینکه مرد هم مقصر هست) خونه بسازه لایق سرنوشت بهتری نمیدونم.
فروغ:
این یک برخورد مستقیم با موضوع ست. برای این که موضوع رو بررسی کنی شاید بهتر باشه که بقیه چیزها رو هم در نظر بگیری. مثلا در فیلم انگلیسی اتفاقا دختر که زن بسیار سکسی و لوندی بود در ابتدا خیلی مخالفت می کرد و راضی نبود. در فیلم دوم زن با مرد ازدواج قانونی نکرد چون مرد هنوز طلاق نگرفته بود و از طرفی این زن اول بود که زندگی رو به خاطر خارج رفتن رها کرده بود و برنگشته بود.و دست آخر هم زن دوم چون نمی خواست زندگی اش رو بر آشیانه دیگری بسازه و زن اول رو محق تر می دونست رفت.
کی تعیین می کنه کی حق بیشتری در زندگی داره؟ آیا وجود فرزند دلیل می شه ؟ ولی به اینها کاری ندارم. که البته خیلی دلم می خواست مفصل تر بنویسم. و فرصتش نیست.
این موضوعی رو که نوشتم صرفا با این دید بخوانید که علت ورود زن دوم مشخص نیست. اینکه چرا او وارد این بازی شده. به خاطر تنهایی؟ فقط؟ بی کسی؟ عاشقی؟سکس؟ندانستن اینکه مرد زن دارد؟فقط با این دید بخوانید که نمی دانیم زن دوم چرا وارد شد؟
من خواستم بگویم به هر دلیلی که وارد می شود ، اصلا آیه بیاید که برو وارد شو، این ورود باید با این علم باشد که راه بن بستی را انتخاب کرده و به خاطر خودش نباید قبول کند.
اصلا چرا همیشه زن اول را محق می دانید؟ چه فرضی باعث شده که فکر کنید زن اول صاحب زندگی ست؟اصلا مگر زندگی صاحب دارد؟ یا مرزهایی که به طور الهی غیر قابل شکستن هستند؟
اگر زنان اول صاحبان زندگی اند پس این معشوقه ها و زن های شرعی و عقدهای دایم دوم چرا اتفاق می افتند؟ آیاد با این حرف که زن اول صاحب زندگی ست ، تا به حال کسی توانسته زندگیی را حفط کند یا لزوم حفط آن آشیانه چیزهای دیگرند؟

Posted by: دختری at May 17, 2008 12:53 AM

as you mentioned those were films ..
I can write the script right now and give you a comlpete different scenario ..!!
take it easy !!
فروغ:
ساراجان درسته که هر دو فیلم بودند ولی درست همون ماجراهایی هستن که در جامعه ما اتفاق می افتن . من نمی دونم شما چند سالته. شاید از خوشبختی ات باشه که تا به حال با این فیلم های واقعی که دور و بر همه ما رخ می ده مواجه نشده باشی. اما هست. و من فقط می خوام بپم کاش زن ها هشیار باشن و خودشون رو توی این بازی بد وارد نکنن.

Posted by: sara at May 16, 2008 10:30 PM

نظر بدهيد





اطلاعات شما حفظ شود؟