« من هستم | Main | جن »

دوشنبه 16 اردیبهشت 87 :: May 5, 2008 

سم زدايي

بعد از مدتها توی صف ماندن، اینترنت خانه وصل شد. اینترنت dial up منزل، درکنار اینترنت پرسرعت شرکت وبلاگ خوانی و وبلاگ نویسی را ناممکن کرده بود. آنجا که امکانات بود، وقت نبود و جایی که وقت هست امکانات نبود.
حالا نشسته‌ام سرفرصت به آیداخوانی و لولیان‌پردازی و منصور نصیری را دید زدن..
بعد از سه‌ماه زندگی شبانه شروع می‌شود...
وضع کار از آن بحران شدید درآمد.. من هم خوبم .. زندگی هم به‌هم‌چنین.. مجددا روی یک خط صاف با شیبی مثبت ما نه‌چندان تند حرکت می‌کنم... کلی برنامه برای سال۸۷چیده ام که به‌سلامتی دو ماهش رو به‌پایان است..
پریروز مسموم شدم و مثل همیشه حس تنهایی و دوری از خانواده، خاص این ایام، سراغم آمد.. امشب که نه از دل‌پیچه خبری هست و نه در حسرت کسی هستم که مرا سوار ماشین کند و ببرد درمانگاه، از آن حس هم کمابیش خبری نیست..لامصب گاهی که یاد آدم می‌کند، آن‌چنان آوار می‌شود که تا مدتها حواست باشد : هی .. زن! خودت را لابلای روزمره گی فراموش نکن..

آن قدر ننوشته‌ام که جای حروف را گم می‌کنم .. بدتر از آن خود کلمات را..

هوم... این روزها یک چیز توی سرم می‌چرخد.. که آیدا روزی در آن ایام سخت زندگی گفت: زمان همه‌چیز را درمان می‌کند..
آن روز فکر می‌کردم این بار نه..
ولی این بار هم دستش درد نکند .. از دکتر بی‌رشک هم جلو زد!

Posted by froogh at May 5, 2008 10:28 PM

نظر

عادت میکنی به نوشتن
عادت میکنی با سرعت کم...یواش یواش وبلاگارو بخونی دی:

Posted by: mohade3 at May 9, 2008 8:43 PM

kheili doost dashtam ke behem idea midadin choon salighe honaritoon oo doost daram....ya kam lotfi bood ya mashghale ..be har hall....rooze gar be kamet froogh azziz

Posted by: lonely at May 9, 2008 1:08 AM

از اینکه وقت نمی کنید جواب کامنت ها را بدهید خیلی ناراحتم
بازهم سر خواهم زد
فعلاً
موفق باشید

Posted by: بامداد سیاه at May 8, 2008 4:26 PM

salam khanum, omidvar boodim hala ke manzel ham internet dar shodid bishtar benevisid.Ma ro az neveshtehaye zibatoon mahroom nakonid. Zemnan agar momken ast adrese ayda ro ham benevisid.

Posted by: Dandy at May 7, 2008 7:44 PM

zan zarif saboor mehraban bitaghat zan fereshte noore khane

Posted by: fgh at May 7, 2008 4:10 PM

سلام فروغ جان.
خوشحالم كه بعد از يه مدت كه نبودي دوباره برگشتي.
پيرو مطالب پست قبليت، بايد بگم اين روزها همه توي ايران خسته هستند و پريشان!
به هر حال اميدوارم موفق باشي و اميدوار.

Posted by: حميده at May 7, 2008 3:39 PM

ye donya delam vase neveshtehat tang shode bud! god bless u

Posted by: آوا at May 6, 2008 11:54 PM

سلام فروغ جان
نمیدونم چقدر به ضمیر ناخودآگاه اعتقاد داری؟
من از ضمیر ناخود آگاهم چیزی رو میخواستم که اینجا رو معرفی کرد.
موفق باشی
راستی
امکانش هست به ایمیل آدرست نامه بدم؟
فروغ:
خوشحال می شم.

Posted by: asal at May 6, 2008 9:51 AM

اي بابا چه تفاهمي !!
من هم چند روز پيش مسموم شدم
:)

Posted by: شوكين at May 6, 2008 8:24 AM

خوب باشی همیشه و دل‌‌ات خوش فروغ جان. خوش‌حال‌ام که برگشتی به دامان خانواده‌ی وبلاگی‌ات.

:)

Posted by: هاله at May 6, 2008 4:31 AM

yak angoshti bezannid.

Posted by: s at May 6, 2008 2:13 AM

:)

Posted by: NoBody at May 6, 2008 1:00 AM

میشه ادرس ایدا را بدی؟

Posted by: اکبر at May 6, 2008 12:27 AM

یه وقت‌هایی یه جوری می‌نویسی که آدم زندگی کردن‌اش میاد اساسی ،یه وقت‌هایی هم یه جوری که آدم مردن‌اش میاد.نمی‌دونم به حالا خواننده بستگی داره یا به نویسنده.مثلاً من الآن مردن‌ام میاد، یه جور یأس فلسفی که این چه زندگیه آخه که من دارم! امیدوارم حال خودت این‌طوری نباشه
فروغ:
من كه خوبم! :)

Posted by: سارا at May 5, 2008 10:46 PM

نظر بدهيد





اطلاعات شما حفظ شود؟