« عيدتان مبارك | Main | عالی زندگی کن »
یکشنبه 11 فروردین 87 :: March 30, 2008
نظرسنجی
فارغ از دوستیهای فیمابین، لطفا به من بگویید :
۱) آیا خواندن وبلاگ فروغ در طول این همه سال تاثیر مثبتی بر شما داشتهاست یا خیر؟
چنانچه پاسخ شما مثبت است، توضیح دهید.
۲)بهنظر شما کدام دسته از نوشتههای این وبلاگ بهدرد بخور آمدند ؟
-نوشتههای کاری
-درباره کتابهایی که میخوانم
-شخصی
چرا؟؟
Posted by froogh at March 30, 2008 3:17 PM
نظر
نوشته های شخصی ..من یک خواننده سایلنت هستم . هر وقت می آیم اینجا وشما مطلب تخصصی نوشته اید حوصله ام سر میرود ( ببخشیدها ) شاید از روی فضولی ماها باشد اما شاید در میان مطالب شخصی دنبال خودمان میگردیم . از طرف جمعی از هواداران بدون مرز !
Posted by: استعداد درک نشده at April 12, 2008 6:27 PM
فروغ عزیز 1/ وبلاگت و نوشته هات تاثیر گذارند به دلیل این که بازنمایی انسانی توست در قالب کدگزاری واژه ها، و مثبتند چون خواننده را به تامل وا می دارد همانطور که دیگران گفته اند چون خودشان را بازمی آفرینند چون بخش هایی از زندگی و چالش های خود را با آن مقایسه می کنند. من تحسینت نمی کنم چون دیگران گفته اند اما دوستت دارم چنان که از میان واژه ها صعوبت انسان را حس می کنم.
2/نوشته های شخصی و شغلی ات برایم تامل برانگیز بوده ، کتابهایی که درباره شان می نویسی را من جور دیگر می فهمم. نوشته های شخصی ات که گاهی تحسینت می کنم گاهی عصبانی می شوم گاهی لجم می گیرد و نوشته های شغلی ات که شرح تعاملات انسانی آن هم در فضای مدرن زده جهان سومی ست .
Posted by: vaahee at April 7, 2008 6:59 PM
با خوندن پست قبل از سفر هند نفسم حبس ميشه.
با استقلال فكريت اعتماد به نفس پيدا ميكنم.
با ديدن صفحهء سفيد و اسم فروغ زن ميشم.
از پستهاي كاري ماكتي به سايز بسيار كوچكتر ميسازم شايد بتونم آينده ام رو در اون ببينم....
به نوشته هات نياز دارم.
به فروغ دوازده سيزده سال قبل چي ميگي؟ چيكار بايد بكنه؟ چرا اينهمه پريشانه؟ ميگي فكر كن فكر كن فكر كن!!!... گيج تر ميشه!!!
Posted by: مريم at April 6, 2008 12:33 AM
نوشته های شما رو همیشه دوست داشتم حتی زمانیکه کمی تلخی و ناامیدی توش هست همینکه فرداش میبینم پر از انرژی و پر امید دوباره شروع میکنی و خیلی از اوقات هم موفق بودین برام لذتبخش و شادی آفرینه.به عنوان یک زن سختکوش و توانمند و تلاشگر همیشه برام قابل تحسین بودین
Posted by: بهار at April 5, 2008 1:07 PM
فروغ جان. من همیشه وبلاگت را می خونم. صداقت سخت کوشی تو جذبم کرد. خیلی وقتها با احساسات و غمها و شادیهای تو همذات پنداری داشتم.ضمنا از همه مهمتر که هیچ وقت به ابتذال تن نمی دی. . این از همه مهتره. امیدوارم هیچ وقت وقفه ای درنوشتنت پیش نیاد.. قربانت. ژاله از برلین.
Posted by: ژاله at April 3, 2008 12:33 PM
salam va sale jadid mobarak.
Haghightash man bishtar az ankeh az weblog shoma chizi yad begiram, barayam ehsase aramesh be armaghan avardeh. inkeh ensanhaye movafagh, daraye che poshte sahnehhayee hastand, az lahaze rohi, barayam govateh ghalb bood. shoma, dar weblogetan, simayee az yek zani ra neshan midahid keh dar eine movafaghiyat, gahee shekast mikhorad, mi harasad, rohiyatash dar teye yek mah taghyeer mikonad va.... leza, man in weblog ra doost daram, choon vaghe'ee ast.
Posted by: Tina at April 2, 2008 9:18 PM
سلام فروغ عزیز
ببخشید که به موقع نتونستم بیام و نظرم رو بنویسم. خوردم به مشکل کمبود پی سی:) اما به هر حال الان اینجا هستم.
نوشته های شما تاثیر خوبی بر من داشت از بابت این که دیدم چگونه می توان در فضای وبلاگستان اینطور با صمیمیت و صداقت نوشت و راحت هم نوشت.
از نوشته های شخصی تون که تلاطم روحی تون و یا احساسات درونی تون، خوب یا بد منظورم شاد یا ناشاد رو بیان می کنید بسیار لذت می برم. نوشته های درباره کتاب ها هم خوب هستند و ایده می دهند. از تجربیات محیط کارتون هم که می نویسید در نظر من به عنوان کسی که به فعالیت زنان علاقمند است و تجربه های کاری یک زن در این جامعه آن هم زنی در موقعیتی ممتاز را بیان میکند بهره میبرم. در مجموع خوشحالم که می نویسید و اینقدرهم خوب می نویسید.
Posted by: از زندگی at April 2, 2008 7:31 PM
من حدود 2-3سالی می شود که وبلاگت را می خوانم و تقریبا جزء کارهای ثابت زندگیم است. به طور کلی شخصیت شما را دوست دارم. تلاش شما برایم خیلی ارزشمند و قابل احترام است . چون خودم یک زنم و می دانم یک زن برای ثابت کردن خودش بسیار بیشتر از مردها باید تلاش کند. موفقیت شما به نوعی به من روحیه می دهد که در این جامعه مردسالار نا امید نشوم. کتابهایی که معرفی می کنی اغلب خوبند. به خصوص که همراه با معرفی آن، توضیحی نیز می دهی که فضای کلی آن را شرح می دهد. ممنون از این که می نویسی. قلم زیبایی هم داری؛
Posted by: ستاره at April 2, 2008 4:15 PM
نوشته هاي شخصي كه مي نويسي به نظرم از همه مهم ترند.
بخصوص كه حد اعتدال را هم نگاه مي داري
برايت سالي پر از موفقيت آرزو مي كنم
Posted by: یاشار at April 2, 2008 3:33 PM
سلام و سال نو مبارك
يادم نيست كه چند سال است كه نوشتههاي شما را مي خوانم ولي به جز اون قسمت افسردگي بقيه را دوست داشتم و لذت بردم و نهايتش اون پستي بود كه دست از زنجموره كردن برداشتي و ديگه براي خودت روضه نمي خوندي هنر زندگي شايد شاد بودن را به ما ياد بده
Posted by: پريا at April 2, 2008 11:55 AM
سلام فروغ خانم،
نوروز بر شما مبارك باد. خوشحالم كه سال جديد را با رضايت شروع كرده ايد. من مدت زيادي است كه وبلاگ شما را دنبال مي كنم. سليقه تان در مورد كتابها عاليست. همچنين در مورد موسيقي و نئاتر و فيلم. اينكه اطلاعات مربوط به كنسرت ها و نمايشهاي موردعلاقه تان را روي وبلاگتان مي گذاريد بسيار مفيد است. گاه از تجارب كاريتان درس گرفتم و گاه به سختگيريهاي شخصي تان غر زدم. وبلاگتان خواندني است. برايتان آرزوي شادكامي و موفقيت دارم.
Posted by: فرانك at April 2, 2008 5:52 AM
سلام، خیلی وقت نیست اینجا را میخوانم شاید چند ماهی و از وبلاگ آشنایی به اینجا راه پیدا کردم که یادم نیست چه بود. این تاریخچه من!
نظرسنجی در وبلاگ؟ آن هم این سوال که آیا بدردبخور بوده اند؟ سوال من این است : این ها را نوشته ای که بدرد بقیه بخورند؟ یا می خواستی نظرشان را در بعضی جاها بدانی یا شاید همین را هم نمی خواستی در بعضی پستها..؟
بنظر من نظر سنجی وبلاگی تنها در این حد می تواند باشد:
- آیا خواندن یکباره اینجا وسوسه تان کرد که باز بیایید و ببینید تازه چه خبر؟( فارغ از مثبت و منفی که شایدبرای هرکسی تعریفی جداگانه داشته باشد)
- کدام دسته از نوشته ها را بیشتر می پسندید. چرا؟؟؟؟
Posted by: ابوذر at April 1, 2008 10:16 PM
من دقیقا نمیدونم از کی با وبلاگت آشنا شدم ولی از آن موقع یه کشش و جاذبه ای مرا تشویق به خوندنت می کرد منتها اویل از اینکه محیط اداره را به شخصیتهای تو کارتون و حیوانات تشبه می کردی لجم می گرفت ولی بعدا که از خودت و دنیای درونت برامون دردل می کردی بیشتر راغب شدم که بدونم تو حالا کجایی و چکار می کنی و از دل نگرانی هات غمگین می شدم و با شادیهات خوشحال
فقظ راستش اون پست که در مورد تمیز کردن توالتت بود رو اصلان نپسندیدم و احساس کردم که خشمت را بی رحمانه بر سر هر که پیش روت هستی می کوبی تاخود را کمی سبک کنی!!
)خوب خودت گفتی که بدون سانسور بگم!(
Posted by: nazanin at April 1, 2008 8:09 PM
سلام... سال نو مبارک... امروز خیلی از نوشته هاتون رو خوندم... با خیلی هاش حس خوبی بهم دست داد...با بعضی هاش قرابت خاصی پیدا کردم... با دلتنگی هاتون...و حرف هایی که تو زمان دلتنگی زدید... با نوشته های کاریتون... و ...
من حتی امروز چند خط از نوشته هاتون رو توی وبلاگم به اسم خودتون و سایتتون نوشتم... امیدوارم که از این کارم ناراحت نشده باشید...اخه حرف دل خودم بود...امیدوارم که از لحاظ کاری و ... سال خوبی براتون باشه... امیدوارم سرشار از سلامتی و خوشبختی و شادکامی باشه واسه خودتون و فرزندتون...
Posted by: مرد دلتنگ at April 1, 2008 1:51 PM
Salhast ke weblog e shoma ro mikhoonam va in avvalin bare ke comment mizaram.
Ba shakhsi va kariha ertebat bargharar mikonam ziad. Shakhsiha chon shojati bala mikhad tavanaiye rooberoo shodan ba khod va taghsime aan ba digaran va faryad kardane dardhaye moshtarek...
Kari chon dar onfovane javani be semate modiriat nael gashte va khob az neveshtehatoon ham yad migiram ham elham :D va besyar delam mikhast eftekhare doostie shoma ro dashtam ta vaghtayee ke gij mizadam komak migereftam ;)
Dar enteha omidvaram dalile in nazarsanji in naboode bashe ke aya be neveshtan edame bedahid ya na?! Haminjoori gheybatetoon toolani shode bood o kam kam bayad valitoono miavordid.
Posted by: آتا at April 1, 2008 11:51 AM
تاثیر مثبت یعنی چی؟ این وبلاگ برای من بیشتر از هرچیزی دیدن یک آدمی است که زن است و واقعی است و در عین حال با لیاقت است و اگر زمین میخورد زمین نمیماند. همنشینی با آدمی که برایش احترام قائلی برایت همیشه تاثیر مثبت دارد چون از این همنشینی لذت میبری و از دیدن موفقیتش انگیزه میگیری و از دلداری دادن در وقت سختی ارزشهای خودت را مرور میکنی. همنشینی با آدمی که برایش احترام قائلی بهترین خودت را برمی انگیزد. من برای نویسنده این وبلاگ احترام قائلم به دلیل اینکه دل مشغولیهایش،لیاقت کارش،نیازش به محبت، عطشش برای دانستن و مبارزه اش برای بهتر بودن را پنهان نمیکند و همین برای من محترم است.
من همه پستهایت را دوست دارم. در واقع حتی اگر تک تکشان را هم خوشم نیاید از تصویری که مجموعشان برایمان ترسیم میکنند خوشم میاید و دوست ندارم هیچ "ژانر"ی حذف شود.
انقدر به این وبلاگ بدبخت بدتر از من گیر نده دختر. پاشو بیا بنویس چکار کرده ای این همه وقت دلمون باز بشه.
Posted by: Anar at April 1, 2008 9:54 AM
خيال نميكنم بشود جدا كرد اين موضوعها را از همديگر. دقيقن به بياعتباري آرشيو موضوعي است در وبلاگهاي شخصي! من نميفهمم كجا مي شود زندگي را از روزمرگي، كتاب را از كار، رفيق را از خدا يا ... جدا كرد و بعد ... بعد هم خيال نميكنم بشود اين تأثير قاطي شدن در زندگي ديگري را، منفي يا مثبت، اينقدر واضح و روشن حس كرد چه برسد به اينكه دربارهاش نوشت ... يكوقتي ميبيني در يك موقعيتي قرار گرفتهاي، بعد يك كاري ميكني، دقيقتر كه ميشوي تازه يادت ميآيد يك وقتي فروغ هم اين كار را كرده بود ... اين حرف را گفته بود ... منظورم اين است كه ناخودآگاه است اين تأثير ... مثل اينكه در دنياي واقعي هم چرخ ميخوريم در زندگي هم، زياد هم نميفهميم كجا مثبت بودهايم، كجا منفي ... كمي سخت است دربارهاش حرف زدن، سختتر همين نوشتنش است ... دوباره گفتم براي تأكيد بيشتر ... شما زندگي كه ميكني يعني حركتي اتفاق ميافتد در هستي كه يك گوشهاش متوجه زندگي ما هم ميشود .... گيرم بنويسي آن را يا ننويسي ... مهم حضور آن ديگري است كه بودنش براي تكميل آن پازل لازم بوده است قطعن.
Posted by: چهار ستاره مانده به صبح at April 1, 2008 6:48 AM
فارغ از دوستی های فی مابین! من از فهرست وبلاگای دست چپ خیلی استفاده میکنم... خیلی مفیده
Posted by: علیمان at April 1, 2008 1:21 AM
اولويت اول: نوشتههاي شخصي را كه بيان كننده شرح حال درون است ميپسندم، اينها را بيشتر ميخوانم.
اولويت دوم: در مورد كار. چون خودم هم درگير همين مسايل و چيزهاي شبيه به آن هستم.
اولويت سوم: كتاب. قبلا اولويت اول من بود اما چند تا از كتابهاي معرفي شده را خواندم و خوشم نيامد. فكر ميكنم بهتر است از اطلاعات معرفي كتاب استفاده نكنم.
Posted by: شهرام at March 31, 2008 4:25 PM
نظرات من حرفهایی هست که به صورت آنی میان و من می نویسم بدون فکر ، فارغ از تمام احساسات به این بلاگ و هر چی حس شخصی هست می نویسم.
1. قبلن هم بارها گفتم جادوی قلمت با تمام بالا و پایین هایش معرکه است،جذب می شم تا آخر بخونم پست رو بخونم - ایهام ها ، استعاره ها همه چیز عالیه عالی
2. بین تمام شعرای زن ایران زمین تنها شاعری که می شود لمس کرد صدا و دردهای یک زن را فروغ فرخزاد است و بس ، از قلم شما به راحتی می توان فهمید دغدغه های یک زن در میان جمعی را با تمام حواشی
3. در بحث پست های کاری چون تخصصی هستن گاهی ولی با شخصیت پردازی مناسب و قرار دادن خودم در فضای کاری ملموس میشه برای من ، من یکی از پروژه های خودم رو طراحی یک باغ بود با ایده گرفتن از شخصیت پردازی شما دیزاین کردم و تعریف و از پروژه دفاع کردم
4. در مباحث کتابهایی که خواندید و با شرحی خوانندگان رو مهمان کردین همیشه یا گرفتم یا من که در دبی هستم و دسترسی مستقیم نیست پرسیدم و در اینترنت نقدهای درباره اون رو خوندم ، مرسی
5.در باب روانشناسی و تعریف افسردگی دو قطبی که من خودم دچارش بودم و کمرش را به خاک زدم جالب بود
6.و در آخر همیشه می خوانم و خواندم و لذت بردم گاهی با نظر و گاهی بدون گذاشتن نظر به علت کمبود وقت
در آخر برای شما آرزوی بهترین ها رو دارم و امید وارم این بلاگ همیشه ، مثل قبل سرشار از احساسات زیبا باشد
Posted by: lonely at March 31, 2008 2:03 PM
من نوشته های کاری به نظرم جالبن ولی چون کار نمی کنم،برام مفید نیستن.
در مورد کتاب هم چون کتاب سعی می کنم زیاد بخونم برام مفیدن و استفاده می کنم :)
نوشته های شخصی هم... سوال خوبیه که هنوز به جوابی نرسیدم براش! خود شما وبلاگ نوشته های شخصی کسی رو می خونید؟ لذت می برید؟ چرا؟ من می خونم و لذت می برم و نمی دونم چرا...
فکر کنم جواب سوال اول هم داده شد که «بعله» است و این هم دلیل و توضیحش.....
و ممنون که می نویسید :)
Posted by: Ng at March 31, 2008 12:08 PM
Tasire mosbat gozashte, bishtar ham neveshte haye shakhsi, chon didam ke adam ha daghdaghe haye moshabeh daran va doniyahashoon nazdike.
Posted by: s at March 31, 2008 6:15 AM
1) yes, big time. The first big influence I remember was when I was going through my nasty divorce over 5 years ago.
2) I love all 3 categories. They all motivate me in their own ways and I learn from them. The fact that the person behind the blog is a very successful and a very-well-achieved woman in a society that doesn't make this easy, is a huge motivational factor for me.
Love,
--sooski
Posted by: sooski at March 31, 2008 2:10 AM
من تقریبا مرتبا وب شمارو می خونم و خیلی هم دوستش دارم چون خیلی اوقات حس و حالم شبیه شماست و حرف های شما رو حرف های خودم میدونم و یک رابطه ی نزدیکی با نوشته هاتون برقرارکردم ..و من فکر میکنم تاثیر مثبتی هم روم داشته.نمیدونم چرا! ولی احساس میکنم این بی ریایی وبی سانسور بودن وب شماست که اینقدر روی من تاثیر گذاشته..
Posted by: اشنای کوچک شما at March 31, 2008 1:18 AM
Salam Forgoogh jan,
man 3 sale ke weblogeto mikhonam, in avalin bariye ke comment mizaram, ehsas kardam shayad delgarmi bashe barat bedooni ke khoondan webloget be man komak mikone ke mosamamtar basham dar residan be yeki az ahdafe zendegim: zane modir.
neveshtehaye karito doost daram, va az oonha bishtar chiz yad migiram, ama nemitoonam ketman konam ke khondane neveshtehaye shakhsitam kheyli doost daram, kheyli vagheyiyan. man ham 4-5 sal pish bozorgtarin arezoom eshgh bood va khoda behem dad, harvaght ke neveshtehaye shakhsito mikhoonam barat doa mikonam ke khoda be to ham eshghi ke delet mikhad ro bede. shado bargharar bashi khanoome khoob :)
Posted by: Nafiseh at March 31, 2008 12:36 AM
مجموعهء بیان صادقانهء یک زندگی .درهر دسته از نوشته ها چیز های خوبی می شود پیدا کرد.لزوم سر در آوردن از حسابداری مراجعه به جایی مثل قلعهء حیوانات معرفی کتابهایی مثل هفت عادت مردمان موثر و بیان فردی غم مشترک زمانهءما یعنی تنهایی.به خاطر بعضی از خصوصیات مشترک فرهنگی و موقعیتی این نوشته ها را دوست دارم.
Posted by: babak yari at March 30, 2008 11:11 PM
من نمی تونم فارغ از دوستی نظر بدم! راستش خوندن وبلاگت باعث شد من مشتاق دوستی بشم که به زور خودموبه شما غالب کردم : دی. من نوشته های شخصی تو بیشتر دوست دارم و البته گاهی کاری رو. از تلاشت خوشم می آد. خیلی وقتها که نوشته هاتو می خونم انگار یک انرژی مضاعف می ده که من هم می تونم. یا یک تلنگری که باید بیتر و مشتاقانه تر تلاش کنم
Posted by: مریم گلی at March 30, 2008 8:50 PM
من نزدیک به هفت یا هشت ماه است که وبلاگتان را مرتب می خوانم. در برخی از برهه ها به علت حس مشترکی که باشما داشتم خواندن پست های شخصی شما خیلی آرامم می کرد. این که آدم ببیند بقیه افراد هم تجربه هایی مثل خود آدم داشتند کمی آرام بخش است و گاه آموزنده.
برای همین اول از همه پست های شخصی شمارا دوست دارم. بعد پست های کاری شما را که برایم خیلی جالب هستند و در آخر هم پست های مربوط به کتاب.
Posted by: کلاغ at March 30, 2008 8:16 PM