« روزهاي چهل و هشت ساعته | Main | cut all. »

شنبه 29 دی 86 :: January 19, 2008 

خانم دالاوي

خانم دالاوي عالي بود.. ذره ذره خواندم و كيف كردم. نمي‌دانم درباره‌اش جز اين چه بنويسم.. همين ..

اين هم تكه‌هايي از آن :

...حالا كه به‌دوستي طولاني‌شان كه عمري سي‌ساله داشت فكر مي‌كرد، نظريه كلاريسا از اين فراتر نمي‌رفت. با اين كه ديدارهاي واقعي‌شان كوتاه ، منقطع و غالبا دردناك بود، كه با غيبت‌هاي او و ورود مزاحمين( مثلا امروز صبح كه درست وقتي صحبت او با كلاريسا گل مي‌انداخت، اليزابت مثل يك كره اسب لنگ‌دراز ، خوش ريخت و احمق وارد شده بود) جز اين نمي‌توانست باشد، تاثير آن‌ها بر زندگي‌اش بيش از حد بود. اين يك معما بود. يك دانه تيز ، سفت و سخت و ناجور به‌تو مي‌دادند، خود ديدارها كه غالبا بسيار دردناك بود ، با وجود اين در غياب او در غيرمنتظره ترين جاها غنچه مي‌داد، مي‌شكفت، عطر مي‌پراكند، مي‌گذاشت لمس كني، بچشي، بنگري، همه آن را احساس كني و پس از سالها سكون بفهمي. خاطره كلاريسا همين‌طور برايش زنده‌شده بود. بر عرشه‌ي كشتي در هماليا، و بر اثر ديدن نامربوط‌ترين چيزها. كلاريسا بيش از هركسي كه شناخته بود بر او تاثير گذاشته بود.

صفحه 193
........
مرگ خودخواسته گوياي نافرماني‌ست. مرگ كوششي است براي ارتباط، از سوي آدمهايي كه احساس مي‌كنند رسيدن به‌مركزي كه به‌طور رمزآلودي از آنها مي‌گريزد امكان ناپذير است، نزديكي‌اي كه به‌جدايي منتهي مي‌شود، شعف رنگ مي‌بازد، آدم تنها است. مرگ مانند يك آغوش است.

صفحه 229

......
نام كتاب: خانم دالاوي
نويسنده:ويرجينيا ولف
مترجم:خجسته كيهان
نشر:نگاه

Posted by froogh at January 19, 2008 10:16 AM

نظر

پس بايد خوندش

Posted by: neda at January 21, 2008 10:44 AM

میدونم فیلمش به اندازه کتابش خوب نیست
توی کتاب با کلمات میشه بازی کرد . لمسشون کرد
ولی
فیلمش را هم ببین

Posted by: Niloufar at January 20, 2008 12:13 AM

سلام !
منم به سهم خودم پست جدیدو بهتون تبریک میگم !
فقط میخوام بگم : فروغ عزیز ! شما در صنعت مردسالار یک زن هستین و هیچ لزومی نداره که یک زن در کارهای مردانه موفق نشه مخصوصا در سطوح مدیریتی که خانومها قابلیت هاشونو تا حد زیادی به اثبات رسوندن ! وقتشه که این قصه ی پوسیده ی زنا اینور مردا اونور رو بریزیم دور ، مردها هم ناچارن که بپذیرن وگرنه خودشونو عذاب میدن
به هر حال ، تا جایی که با توانایی هایی شما از طریق دوستان آشنا شدم مطمئنم که اداره ی پست جدید برای شخص شما چندان سخت نخواهد بود !

موفق باشین

Posted by: فرناز at January 19, 2008 9:36 PM

من هم شروع كردم خواندن خانم دالاوي را . كلي خوش گذشت است تا به الان

Posted by: چهار ستاره مانده به صبح at January 19, 2008 9:07 PM

نظر بدهيد





اطلاعات شما حفظ شود؟