« كارپه ديم | Main | ... »
دوشنبه 10 دی 86 :: December 31, 2007
اين احمقانه نيست؟
آدمهایی که مرا بهخاطر خودم دوست میدارند بهتعداد انگشتان دودست نمیشوند. پنج نفرشان اعضای خانوادهام هستند. دو سهنفر بقیه.
من چطور؟
مطمئن نیستم از سر احساس قضاوت نکنم. اما بهنظرم اکثر کسانی را که دوست دارم، خاص وجود خودشان باشد. همیشه در آنها نقاطی کشف کردهام و به آن نقاط عشق ورزیدهام.
لابلای دوست داشتنم، آنها جذب شدهاند.. یا شاید از همان اول بهدلیلی دوستم داشتهاند.
اما این دلیل بهمن بر نمیگردد. یعنی خاص وجود من نیست. اگر دلیل را در وجود دیگری ببینند، سراغ دیگری میروند.همانطور که اگر من از قدرت دوستداشتنم کم کنم، رابطه پاره میشود.
بعد اینکه ..
یعنی من این قدر بیفروغم که حتی یک نقطه قابل کشفشدن خاص خودم ندارم؟
یا آدمهای روبرویم زیادی نورانیاند و نقاط من را نمیبینند؟
یا دنیای من شبیه دنیای کتاب کوری ساراماگوست؟
یا اصولا کشفکردن هنر است؟
یا چی؟
شاید آدمها آنقدر به خودشان فکر میکنند که یادشان میرود من هم آدمم.
Posted by froogh at December 31, 2007 6:37 PM
نظر
نه! احمقانه نیست...یه وقتایی اینقدر به عزیزامون نزدیک میشیم که دیگه نمی بیننمون! میدونی که چی میگم؟ وقتی خیلی نزدیک به یه منظره می ایستی خوب نمی بینیش، حتما باید یه فاصله ای باشه که بتونی خوب ببینیش. آدمها هم وقتی زیاد بهشون نزدیک میشیم توان خوب دیدنمون رو از دست میدن.
این یعنی مدیریت رابطه. چیزی که من ندارم. فکر کنم شما هم
Posted by: مانا at January 4, 2008 12:11 AM
شايد هم توهم آنقدر نوراني هستي كه مردم بين آن همه نور زحمت درست ديدنت را به خود نمي دهنديا شايد توان درست ديدنت را ندارند.در هر حال نتيجه اينه كه تو را اونطور كه توقع داري با تمام موجوديتت نمي بينند
Posted by: aaram at January 3, 2008 10:37 AM
اصولاً کشف کردن یک هنر جانکاه و لذت بخش است.
مرا به خاطر خودم دوست داشته باشند؟...باید آمار جدیدی بگیرم!
Posted by: خیاط at January 2, 2008 11:43 PM
This is what is called as "Unconditional Love" or "eshghe bedoone gheido shart". Sadly these kinds of loves are rare these days, today we see mostly conditional loves in which a person waits to see what we do for them and how we fullfil their wishes; and then start to 'love' us, regardless of our characteristics. Its like trade ...Happy new year!
Posted by: Amir mim at January 2, 2008 2:25 AM
دقیقا دلیلش همینه که آخر پستت نوشتی ...د
Posted by: ندا at January 1, 2008 8:05 PM
همیشه دنبال بهانه می گردم برای حفظ رابطه ها... هرچند بیمار باشد رابطه ام. این بار دنبال نشانه می گردم، نشانه ای کوچک، تا تمام کنم دیگر. از این روابط یک طرفه زیادی خسته ام.
Posted by: ساچلی at January 1, 2008 7:39 PM
فروغ عزیز تو همیشه دوست داشتنی هستی
فروغ: :*
Posted by: لاله at January 1, 2008 1:39 PM
درست عین این جملات را گاهی من هم با خودم تکرار میکنم .
Posted by: بهار at January 1, 2008 12:20 PM
من چطور ؟
Posted by: شوكين at January 1, 2008 12:12 PM
فروغ عزيز
با خواندن نوشته شما ياد جمله اي از ميلان كوندرا افتادم كه گفته است :" دوستي هاي امروزه چيزي جز ادب و احترام مقابل نيست." شايد به همين دليل است كه مي بينيم در جاهايي اگر اندكي در روابط مان با افراد تغيير ايجاد كنيم شاهد افت و خيز هاي عجيبي خواهيم بود وگرنه به نظر من نوراني بودن اطرافيانمان خيلي مصداق ندارد . كساني كه دوروبر ما هستند با تلرانس كمي از خيلي جهات به ما شبيه اند و تفاوت هاي فاحشي با هم نداريم.
Posted by: كاميار at January 1, 2008 10:55 AM