« من هيچ .. ما نگاه | Main | پستي براي ده روز :)- لطفا يك نفر پينگم كند. »
یکشنبه 18 آذر 86 :: December 9, 2007
اشکها و لبخندها
معلم موسیقیام میگوید: زندگی همینهاست.. خانواده، کار ، تحصیل، سفر، موسیقی، عشق و اشک و خنده..
هرکدام نباشد، پایهای لنگ است.
Posted by froogh at December 9, 2007 9:38 AM
نظر
تشکر مطالب درمورد هند جالب بود .تنها رفته بودی یا با دوستان؟ آخه منم می خوام با همکارام برم هند
فروغ:
خواهش مي كنم.
با برادرم.
Posted by: مرجان at January 3, 2008 8:53 PM
درست ميگويد معلمت
Posted by: مهدي at December 10, 2007 6:03 PM
چه تعریف ه جامعی!!! البته به نظر ه منم مرگ رو فراموش کرده. و اینکه گاهی زنگی فقط یه نگاهه..
Posted by: بهاره at December 10, 2007 1:31 PM
باور كن من هم يه بار تو يكي از كامنتهايي كه برات گذاشتم همينو گفتم
خوشحالم كه خوبي
Posted by: mehrdad at December 10, 2007 8:59 AM
پس زندگی میکنیم...!
Posted by: مجید موذنی at December 10, 2007 8:50 AM
گاهی با داشتن بعضی هاش هم زندگی لنگه .فک کن مثلا کار داری ولی کارتو دوست نداری یا اینکه از شدت درس خوندن داری قاط می زنی و اشک میریزی . پس بهتر نیست بگیم که از هر چیزی به میزان دلخواه داشته باسی اونوقت ایده ال می شه زندگی
Posted by: nazanin at December 10, 2007 8:34 AM
از خانواده دور افتاده ایم.کار دلخواه را پیدا نمیکنیم.تحصیل را مدتهاست فراموش کرده ایم .همیشه در سفر، ریشه از خاک کنده ایم. عشق...!؟ خنده مدتهاست که از لبها رخت بر بسته و زندگی مخلوطی شده از موسیقی و اشک ! این میز بی پایه عجب لقی میخورد!
Posted by: MITRA at December 10, 2007 6:13 AM
Az hameh mohemtar eshgh hast... ba in yek payeh ham mitavan zendegi kard va langidane in zendegi ham zibast
Posted by: Amir, m at December 10, 2007 12:42 AM
مرگ را فراموش کرد ...
زندگی بعضی وقت ها یعنی مرگ ...
Posted by: فائزه at December 9, 2007 1:59 PM
ساختن بعضی از این پایه ها چقدر سخته..و سخت تر از اون متعادل نگه داشتن این پایه ها!!
Posted by: کفشدوزک at December 9, 2007 1:39 PM
ishoon faghat moaleme mosighi hast ya falsafe??
فروغ:
بیشتر معلم فلسفه منه تا موسیقی. :)
Posted by: ماکان at December 9, 2007 9:47 AM