« هند - 3 | Main | يك زندگي با طعم استار فروت »

دوشنبه 3 دی 86 :: December 24, 2007 

هند - 4

این پروژه هند را تمام کنم تا بتوانم از چیزهای دیگری که دوست دارم بنویسم.

دنباله خرید:

بازارهای این سه شهر تا ساعت هشت و حداکثر تا هشت و نیم باز هستند. بعد از این ساعت خوبیت ندارد در شهر قدم بزنید. فقط پیاله‌فروشها بازند و راستش برای من که قیافه این مغازه‌ها را دیگر به یاد ندارم، وضع کمی ترسناک می‌شود.گرچه همه مي‌گويند در هند امنيت وجود دارد.

کلیه بازارهای اصلی این شهرها را از اینترنت می‌توانید سرچ کنید. بعد لیست را به‌دست هتل‌دار بدهید و بپرسید با توجه به‌محدودیت زمان، کدام برای دیدن ارجح است؟

راستی یک‌‌چیز مهم :
هندی‌ها مثل ما نیستند. یعنی بلانسبت ما بسیار ساده و مهربانند. خیلی زرنگ بازی درنیاورید که گیج می‌شوند.
...

غذا:

خوب است از کسانی که در هند زندگی کرده‌اند لیست غذاهای باب طبع ایرانی‌ها را بگیرید.
در شهر می‌توانید غذای هندی، چینی و سایر ملل را بخورید. اما هندی و چینی عالی‌ست، اگر رستوران خوب بروید.
بین راه غذا نخورید که اگر مریضتان نکند، حالتان را برای ابد از غذای هندی و چینی به‌هم می‌زند.
اگر این دو نوع را دوست ندارید، می‌توانید مک‌دونالد( فقط مرغ و ماهی) و یا پیتزا هات و یا ک.اف.سی بخورید.
در دهلی در خیابان ساوت اکس یک ساختمان هست که طبقه اول مک دونالد و طبقه سوم چینی و هندی است. هر سه هم عالی.
قیمت غذای خوب در هند در رستوران خوب، حدودا هر نفر ۱۵۰۰۰ تومان است. و در رستوران‌های بازار که بیشتر شبیه کافه‌اند، کمتر.
البته من همان روز اول از روی گاری دست‌فروش‌ها دال همراه با یک نان خوشمزه خوردم که بعد فهمیدم کار خطرناکی بوده و معمولا گاری ها غذای تمیزی ندارند.

چند غذایی که دوستم به‌من معرفی کرده بود را برایتان می‌نویسم:
چیکن بریونی - حتما بخورید
باتر چیکن - حتما بخورید
چیکن ماکایی
چیکن تندوری - حتما بخورید
سمبوسه( بسیار متفاوت با این کاریکاتوری که در ایران می‌خورید)
بائو باجی
پنیر باتر ماسالا( دوست نداشتم)
ماسالا دوسا
پوری+دال
و غذاهای چینی:
فراید نودل
سوییت کورن چیکن سوپ - اگر جای خوب بخورید یاد سوپ‌های بچگی می افتید.
چیکن منچوری
فراید رایس - عالی‌ست.
فراید نودل چیکن - عالی‌ست ولی جای خوب بخورید.

واقعا خساست نکنید و برای رفتن به رستوران‌های خوب زمان بگذارید. حیف است که در هند غذای هندی خوب نخورید.
راستی یادتان باشد که حتما چندین بار تکرار کنید بدون چیلی!! چون فکر کنم هندی ها غذایشان را در فلفل خیس می‌کنند و تازه بعد از سفارش شما، فلفل اضافی به‌آن تزریق نمی‌کنند.
یک خاصیت جالب غذا در هند این است که تندی ماندگار ندارد. خیلی زود اثرش از بین می‌رود.

و چند شیرینی:
گلاب جامون
راز گلاب

یادتان باشد که توی بازارها حتما چای هندی بخورید و بعد هم بخرید. من فقط تی‌بگش را پیدا کردم با مارک تاتلی که با شیر می‌نوشند و بسیار متفاوت است. طعم های زنجبیل و ماسالا و دارچین و هل دارد. که همه عالی‌ست. حتما بخرید.

همه انواع نان‌های هند را امتحان کنید. خوشمزه اند. مخصوصا گارلیک برد که اصلا هیچ شباهتی با نوع ایرانیزه‌اش ندارد.

در عین حال ، از ایران کنسرو ببرید. چون ممکن است بعد از دو روز دیگر تحمل بوی آن‌همه ادویه را نداشته باشيد.

آها!! یادتان نرود نوشیدنی، سودا با آب‌لیمو بنوشید که ضد این همه گرمی غذاهای هند است. دوغ من ندیدم. ماست را در رستوران‌ها با همان نام یوگورت می‌شناسند اما چون مطمئنم گرمی تان می‌کند از سوپر با نام یاکار ( فکر کنم) باید بخرید.

در سوپرها ساندویچ‌های آماده هم هست که شام بخورید.

میوه:
از همه انواع میوه‌های جالب هندی بخورید . مخصوصا استار فروت که بی‌نظیر است. در دهلی راحت‌تر پیدا می‌کنید. یک میوه سبز رنگ ترش مزه‌است که با ادویه و نمک می‌خورند. یک‌میوه به‌نام گوا هم هست که خوشمزه‌است. این دو تا را می‌توانید به‌ایران هم بیاورید ولی بقیه له می‌شوند.
ما یک خطر دیگر هم کردیم و از این استار فروت با سیب‌زمینی شیرین از دستفروش خریدیم و با همان سیستمی که خودتان می‌بینید برایمان ادویه زدند و خوردیم و واقعا فکر کردیم شب از دل‌درد می‌میریم که نمردیم!! ولی شما ریسک نکنید.

............

اصلي‌ترین بخش که شاید بهتر بود پست جداگانه برایش می‌نوشتم ولی چون می‌خواهم داستان را امشب تمام کنم همین الان می‌نویسم، آدمهاي هندند::

مهم‌ترین چیزی که به‌خاطرش به‌هند می‌روید باید دیدن آدمها باشد. جاذبه‌های تاریخی مخصوصا تاج‌محل جالبند اما اگر از دسته کسانی هستید که پول‌شان را در سفر ترجیحا بابت خوش‌گذشتن می‌دهند، به‌هند نروید. برای رفتن به‌هند باید ایده خاص داشته باشید. اگر دیدن فقر ناراحت تان می‌کند، نروید.
اختلاف طبقاتی بسیار زیاد است. کنار در هتل زیبای شما، بچه های فقیر معلول بسیار ژنده‌پوش، گدایی می‌کنند. در گوشه و کنار شهر کارتن‌خواب هایی را می‌بینید که کارتن خوابهای ما در مقایسه با آنها خانه دار محسوب می‌شوند. گاهی حتی کارتن هم نمی‌بینید، آدمها کنار خیابان روی دشک‌شان دراز کشیده اند.کمی آن‌ورتر خانه های ویلایی شیک مشاهده می‌کنید.

به‌وفور آدم می‌بینید. آدم.. آدم.. آدم..مثل خیابان جمهوری در شلوغ ترین ساعت روز.
اين تعداد آدم را اگر در ايران داشتيم، من كه فكر نمي‌كنم كسي به‌سلامت روز را به‌شب مي‌رساند.
خودتان خواهيد ديد و قضاوت خواهيد كرد.

در همه این‌ها زیبایی منحصر به‌فردی هست. در هند انسان‌ها مهربانند و بدون خشونت.
من حتی یک مورد دعوا ندیدم.
آرامش ذاتی بسیار جالبی دارند. انواع و اقسام ادیان در کنار هم با آزادی کامل زندگی می‌کنند. از مسلمان سنی تا بهایی.. از سیک‌های پولدار تا هندوهای گاو‌پرستی که از فقر یواشکی گاو‌شان را می‌کشند و می‌خورند.
معابد زیبای هندوها را می‌بینید و آدمهای فقیری که با نهايت اعتقاد وصفاي باطن برای خداهای مجسمه ای‌شان غذا می‌آورند و تقدیم می‌کنند .
در هیچ مکان مقدسی چه مسجد و چه معبد، با کفش قدم نمی‌گذارند و بلند حرف نمی‌زنند. مکان‌های مقدس به‌شدت پاکیزه‌اند.

کمتر کسی گوشت می‌خورد. و به‌نظرم اين مسُله باعث ذات آرام مردم است.

مردم در عین فقر لباس‌های رنگی می‌پوشند. مشکی نمی‌بینید. واقعا کشور رنگهاست.

حیوانات براي مردم عزیزند.و به‌دليل زندگي مسالمت‌آميز با آنان، حيوانات بسيار آرامند. .
در جیپور از لیدر شنیدیم که هندوها همه حیوانات اعم از موش و سگ و مار و .. را می‌خورند. هر چیزی که گوشت داشته باشد. گاو بسیار محترم است و انگار به‌خاطر این‌است که سبب ارتزاق مردم است.
(راستی مراقب گاوها در جیپور باشید که بی‌هوا بهتان تنه نزنند.)

اگر اهل مشاهده باشید سفر هند برایتان دلچسب و بی‌نظیر است. اگر لوکس فکر می‌کنید پولتان را هدر خواهید داد.

قصه من تمام شد. اگر سوالی دارید بپرسید.
...........
پی‌نوشت:
در هند مکان باستانی با قدمت بیش از سیصد و پنجاه سال نمی‌بینید و بسیار راحت متوجه اختلاف ایرانیان و هندی‌ها می‌شوید.
تاج‌محل نیز ساخته دست ایرانیان است.
تقریبا همه‌جای دیدنی، ساخته پس از حمله مغولان است. بیشترین تخریب و ساخت و ساز را مسلمانان کرده اند.
راستی داستان نادرشاه و مثل کلاه‌گذاری و کلاه برداری را شنیده اید؟

Posted by froogh at December 24, 2007 10:10 PM

نظر

سلام
بخشید من شما رو میشناسم ولی از نوشته هایتان بسیار خوشم آمد
چند وقتی است که از سفر هند برگشته ام
شاید مدتها به صفحه مانیتور نگاه میکنم و نمیتوانم آن چیزهای را که آنجا دیده بودم به زبان آورمو بنویسم البته شاید به خاطر اینست که بیشتر عکاسی میکردم
به هر حال کمی از نوشته های شما را دزدیم تا در نوشته ها و تجربیات سفر خودم از هند استفاده کنم .
البته من وبلاگ ندارم
بیشتر برای خودم و دوستانم مینویسم و بیشتر عکلاسی میکنم
امیدوارم دزدی مرا ببخشید
اگر دوست داشتید به ایمیل من میل بزنید تا چنتا از بهترین عکسهای هندم را برای شما نیز ارسال کنم
با تشکر
افشین

Posted by: افشین at April 30, 2008 11:14 PM

من و دوستانم امشب به سمت بمبئی پرواز داریم.
به طور شانسی در این آخرین لحظات اینجا را پیدا کردم و از توضیحات خوبت نت برداری کردم.
بهوت بهوت شکریه

Posted by: ندا at February 7, 2008 2:59 PM

سلام فرغ جان ایدوارم از این سفر،تأثیری را که میتوانستید،گرفته باشید.راستش من سفرهای زیادی به هند داشته ام ولی به جز طبقه سگ خورها یا(میلیشا)که نجس هم محسوب می شوند کاستی را ندیدم که گوشت سگ،موش،مار و...بخورد!!!! بل اخص بین هندوها.از چندین نفر هم پرسیدند جسارتاً من فکر می کنم لیدرتان اشتباه می کند
فروغ:
نمی دانم ولی انگار هندوهای جیپور از این دسته اند. توی اینترنت هم می شود سر فرصت سرچ کنیم.

Posted by: آوا at December 31, 2007 11:34 PM

اخي چه حاي كردم انگار رفتم هند. ميگم من اين استار فروت رو خوردم و گوا رو البته نه با ادويه و نه در هند بلكه در همين ايران خودمون و در باغ پدرم نميدونم همونه كه تو ميگي يا نه ولي اون استار فروتي كه من خوردم شكل ستاره است همونه؟
فروغ:
آره. باغ پدرت استار فروت فروشي هم دارد؟؟
راستي ادويه‌اش گلپر و نمك بود انگار.

Posted by: yasaman at December 25, 2007 9:48 PM

فروغ خانم سلام

من مدتهاست که مترصد فرصت برای دیدن هند هستم ... البته رگ هندی ام هم بی تاثیر نبوده است ... دیدگاهت خیلی جالب بود .. برعکس بقیه که از تندی غذا نالان هستند تو هیچ منفی ننوشتی .. به نظرم با دید کاملا باز قضاوت کردی .. این حکایت هفتاد و دو ملت و در کنار یکدیگر با آرامش زندگی کردن هندیها همیشه مورد غبطه من بوده است .. ولی من پاستوریزه .. ننر و وسواسی با این توصیفات نرم ؟؟؟ ترسیدم یک ذره .. ولی می رم .. فوقش اذیت می شم .. اشکال نداره ... راستی بریانی مرغ هم بلدم .. خواستی برو مغازه هندیها ادویه بریانی بگیر من برات دستور تهیه اش را می فرستم .. بخور و کیف کن ... مرسی ممنون هزار بار
فروغ: ادويه خريدم تا دلت بخواهد. مرسي كه دستورش را بدهي. :)

Posted by: پروانه هیچستان at December 25, 2007 7:47 PM

آخر از نظر بهداشتی نگفتی !!! این آقای همسر من خیلی وسواسی ست و هنوز برای سفر نوروز قانع نشده که به هند برویم . می گوید کثیف است و مریض می شویم البته ما مسافر هندی زیاد داریم که می گویند اینجوریا که ایرانیها در مورد نظافت فکر می کنند اشتباه است ولی خوب چون هندی اند آقای همسر باورش نمی شود ...
فروغ:
اگر وسواسی هستند نروید. البته هتل ها و مکان های دیدنی همه تمیزند. رستوران های خوب هم همین طور. اما خیابان ها و فقرا نه.

Posted by: فائزه at December 25, 2007 12:19 PM

حسابی گشنه ام شد !! :دی

Posted by: لیلا at December 25, 2007 11:44 AM

من نشنیدم این مثل را

:)باز هم ممنون بابت نوشتن سفرنامه

Posted by: سحر at December 25, 2007 11:31 AM

خيلي مرسي از نوشته هات مطمئنم جدا از جذابيتش خيلي هم به موقعش به كار مياد. يه چيزي فقط خورده تو ذوق من . ببخشيد كه بي مقدمه مي گم: چرا سعي كردي در يك عبارت كل آرامش اون مردم رو معلول نخوردن گوشت بدوني؟ من نديده دلم مي خواد يقه ت رو بگيرم و مجبورت كنم يا تحليل نكني يا اگه اصرار داري بكني، سرسري تحليل نكني
فروغ:
والله تا جایی که من می دونم گوشت خوار بودن مخصوصا گوشت قرمز تاثیر زیادی در خشونت رفتار دارد.ولی در کل حق باتوست. احتمالا علت دیگری دارد. ضمن این که این خاصیت عدم دارا بودن روحیه تهاجمی جزو خصایل تاریخی مردم هند است که به خاطرش بارها مورد تجاوز و واگذاری حکومت به غیر شده اند.

Posted by: غزاله at December 25, 2007 9:04 AM

نظر بدهيد





اطلاعات شما حفظ شود؟