« چقدر زیاد عاشق بودم.. | Main | نمی شه دخترم رو عروس نکنم؟ »

جمعه 18 آبان 86 :: November 9, 2007 

پول و دیگر هیچ

همین حالا از ماموریت سه‌روزه برگشتم. نمایشگاه تا اینجا گذشت. تقریبا بازدید‌کننده ای نداشت. شرکتی که کار برگزاری را به‌عهده گرفته‌بود بسیار ضعیف عمل‌کرد و همین شب برگشتن دعوایمان شد و خستگی روی تنم ماند.
می‌خواستیم فردا غرفه را خالی کنیم ولی اجازه تخلیه تا یک‌شنبه که روز آخر است نمی‌دهند.و سر همین دعوا کردیم. ماندمان به‌خاطر هیچ هزینه زیادی دارد. من آمدم و فردا و پس‌فردا کس دیگری جایم می‌ماند.
چقدر از نمایشگاه برگزار‌کردن می‌ترسیدم. فقط تجربه‌ای شد که بفهمم ترسم بسیار بی‌خودی بود.
بعد از این باید حواسم را جمع کنم. بی‌خود نیست که ما جهان‌سومیم. هیچ مسئولیتی نداریم. نه درقبال پول مردم و نه در قبال زمان. همین‌که پول را بگیریم، کافی‌ست تا مشتری را به‌حال خودش رها کنیم. تعداد شرکتهای موفق ایرانی بسیار کمند. آدمهایی که متعهد عمل‌ کنند. کیفیت را تا آخر حفظ کنند و خدمات بعد از فروش را مثل آدم ارائه بدهند.
البته مردم هم عاقلند. کیفیت خیلی زود جای خود را باز می‌کند. بسیاری از مردم ما به جنس خارجی علاقه‌ دارند نه برای اسم خارجی، برای اینکه می‌دانند با کیفیت ثابتی روبرو می‌شوند. بگذریم از چین که دست ما را از پشت بسته.
در این نمایشگاه با روستاییان زیادی برخورد کردم. درواقع گیرنده نهایی محصول ما روستاییان هستند. و برخلاف تصور عموم، بی‌استثنا می‌گفتند که دیگر فهمیده‌اند کیفیت قیمت را تعیین می‌کند. حاضرند محصولات اروپایی را با پنج‌برابر قیمت ایرانی بخرند ولی مطمئن باشند که خسارتی نمی‌خورند. البته یک‌چیز را هنوز نمی‌دانند. ما ایرانیان کارکشته در تقلب ، بسته‌های اروپایی را باز می‌کنیم، نصفش را با جنس بی‌کیفیت پر می‌کنیم و کاملا با سلیقه همان اروپایی بیچاره بسته‌بندی مجدد می‌کنیم.
همه‌چیزمان به‌هم می‌آید.
...
راستی :
1- بابت دیر پابلیش شدن کامنتها ببخشید که نبودم. و ببخشید که خیلی خسته ام و نمی توانم جواب بدهم. اما یک چیز جالب است که عقیده غالب بر این است که زمان زخم را کهنه می کند و الزاما شفابخش نیست. داشتم به داروی زمان امیدوار می شدم.
2- کسی می داند از این شرکتهای مجری برگزاری نمایشگاه ها باید به چه ارگانی شکایت کرد؟ رییس شان کیست؟

Posted by froogh at November 9, 2007 9:45 PM

نظر

فروغ جان از شما چه پنهان ما يه موقعي برگزار كننده يك نمايشگاه شديم (بهينه سازي مصرف انرژي) البته اونجا بازديد كننده تقريبن زياد بود و از شركتها هم پول نگرفتيم و هزينه هاي غرفه ها رو سازمان دولتي كه ما باهاش كار ميكنيم پرداخت كرد ولي هدف ما برگزاري نمايشگاه نبود ! ما همايش برگزار كرده بوديم و نمايشگاه بيشتر جنبه سرگرمي داشت ! و فكر ميكنم شركت ها هم عملن سودي نبردن ... ميخوام بگم قبل از رفتن به نمايشگاه بايد ببيني هدف برگزار كنندگان چيه...در پايان به قول شوكين ما آخرش نفهميديم بازديد كننده داشتين يا نه
فروغ: در پست بعدی توضیح می دم.

Posted by: مهدي at November 10, 2007 5:19 PM

نگرانت شديم بانو ! ماموريت ميخواي بري يه خبر بده دلواپس نشيم ( يك فروغ خوان متعصب متوقع !) :)ا
فروغ:
من که گفته بودم.!!

Posted by: مهدي at November 10, 2007 5:04 PM

تعهد..کیفیت..خدمات پس از فروش!!!!امیدوارم روزی معنی این واژه ها را بفهمیم

Posted by: کفشدوزک at November 10, 2007 3:05 PM

فروغ
آن اتفاقي كه ازش ميترسيدم رخ داد خودم كمكش كردم خودم بهش گفتم كه اين حس گناه عذابت ميده برو
چيزي برام بگذار
احساس ميكنم قلبم ميخواد پاره بشه
ميترسم

Posted by: نسرين at November 10, 2007 7:37 AM

تقريبا بازديد كننده اي نداشت ...
در اين نمايشگاه با روستاييان زيادي بر خورد كردم...
من كه نفهميدم بالاخره بازديد كننده بود يا نبود ؟!!
جواب سوال دوم را هم خودت داده اي
جهان سوم ! ارگان ؟ شكايت ؟!!
راستي خسته نباشيد

Posted by: شوكين at November 10, 2007 6:39 AM

سلام
ما که به این نتیجه رسیده ایم اگر بقول آقایان فرادا عمل کنیم و با صرف هزینه دو برابر، نمایشگاه اختصاصی برگزار کنیم (که هیچوقت هم 2 برابر نمی شود )، سود و صرفه اش بسیار بالاتر از شرکت در این بالماسکه های گران عصب کوب است . فقط باید تاریخ ها را درست انتخاب کرد تا وقتی مشتریها خریدشان را کرده اند یا دیگران قلاب را کشیده اند آدم نرسد به هیچ . جالب اینست که قیمت نمایشگاهها در بسیاری از مواقع ، همان قیمت کشورهایی مانند امارات و مالزی ست !!!
به جایی هم نمی شود شکایت کرد . آنکه شکایت پیشش می بری ، همانی است که درصدی گرفته و طرف را نشانده پای سفره !!!

Posted by: Ali at November 10, 2007 2:33 AM

نظر بدهيد





اطلاعات شما حفظ شود؟