« زندگی و زمانه تکاورها | Main | برو کار می کن مگو چیست کار »
یکشنبه 6 آبان 86 :: October 28, 2007
پراکنده ها
چند مطلب برای نوشتن دارم و وقت کم. خیلی دوست دارم در رابطه با پست های حامد چیزی بنویسم اما زمان کافی می خواهد. این برای بعد باشد.
دوم این که در مورد پست چه کسی اشتباه کرد؟ :
خودم واقعا از نوشتنش و پابلیشش پشیمانم. از آن افکاری بود که باید ته ذهن آدم بمانند و اجازه صعود به لایه های بالاتر را نیابند. وقتی خواستم پاکش کنم که دیر شده بود و چند کامنت داشت.فقط کامنتش را بستم یعنی ختم کلام. خودم فهمیدم که افکار حقیرانه ای بود..و زیادی در وجودم کش پیدا کرده.. دلیل صعودش به سطح ، رفتنم به فرودگاه و زنده شدن خاطره بد شب عید بود.. که گذشت..فعلا کارهای بسیار مهم تری دارم تا این غصه خوردن های احمقانه.و این را هم بگویم که بعد از نوشتن آن ، خودم را باز جوریدم ولی غصه ای که از ته دل باشد در خودم پیدا نکردم.. آن نوشته و نوشته نفرت و یک پست قبلش از سر عصبانیت و احساسات زنانه بود وبس.
من تمامش کردم.. شما هم لطفا دیگر به رویم نیاورید.. خوب ؟
سوم این که من بعد در مورد کتاب هایی که می خوانم در همین وبلاگ می نویسم چون خواننده بیشتری دارد و شاید افراد بیشتری استفاده کنند. دو کتاب آخری که خواندم سیدارتها بود که بسیار زیبا بود و سایر کارهای هرمان هسه را به خاطرش خواهم خواند و اگر عمری باشد واقعا دلم می خواهد سفری به هند داشته باشم..و نیز کتاب آبروی از دست رفته کاترینا بلوم از هانریش بل که خوشبختانه در این ایام قحطی کتاب، از دستم در رفته و ناخوانده مانده بود..در مورد هر دوی اینها بعد مفصل خواهم نوشت.
Posted by froogh at October 28, 2007 11:09 PM
نظر
«افکار حقیرانه»، «غصهخوردنهای احمقانه»، «احساسات زنانه»...
چرا اینهمه با خودت بدی؟
Posted by: رها at November 1, 2007 6:30 PM
Dear Forough
Hess is a really good choice. Try to get all his books, I am sure you will enjoy them a lot. if you don't have time for all books, at least try the Hesse's breakthrough novel " DEMIAN ". This is the best of the best of hesse.
Hamisheh Sabz Bashi
فروغ:
مرسی. اتفاقا انتخاب بعدی ام دمیان است.
Posted by: Alireza at October 29, 2007 9:19 PM
فروغ عزیز راحت باش. چه در شادی .. و چه در غم. این جمله رو یک دوست خوب به من زد و من هم به تو می گویمش. در ضمن من همیشه اینجا می آیم و می روم بی صدا. هنوز هم نمی دانم وقتش هست یا نه. اما فکر کنم بهتر است دیگر تنها برای خودم ننویسم. اگر دوست داشتی آدرسم را درست کن. ممنون.
فروغ:
سلام آهوجان. خیلی خوشحالم که دوباره می خوای برای همه بنویسی.از توصیه خوبت هم ممنونم.لینکت رو خیلی زود عوض خواهم کرد.
Posted by: آهو at October 29, 2007 5:16 PM
گاهي اوقات اين بيرون ريختنها لازمه نه؟
Posted by: yasaman at October 29, 2007 3:41 PM
گاهی وقت ها یه فکر هایی هست ..حتی یه واقعیت هایی که فکر کردن بهشون هم سخته...نمی تونم به زبون بیارم..حتی توی ذهنم هم خیلی مبهمه ..یعنی انگار از قصد مبهمشون کردم..الان که این جمله رو خوندم..افکاری که نباید به لایه های بالاتر ذهن راه پیدا کنند..انگار سال ها دنبال این جمله می گشتم. اون نوشته های قبلی رو که خوندم..نتونستم برات کامنت بگذارم...شاید درک کردم که توی اون نوشته ها احتیاج به نظر دیگران نداری...بعضی وقت ها سکوت چیزیه که بهش نیاز داریم.. ..
Posted by: کفشدوزک at October 29, 2007 1:04 PM
سالها قبل در انتخابات مجلس در يكي از شهرستانها يكي از
هواداران يكي از كانديداها براي اثبات عمق هواداري !واينكه بعدا بتواند ثابت كند به فلاني راي داده بر روي برگه رايش نوشته بوده : اينجانب فلاني فرزند فلاني به شماره شناسنامه فلان راي دادم به فلاني فرزند فلاني ! خب حالا من هم اينجا مينويسم اينجانب فلاني فرزند فلاني راي دادم به فروغ
فروغ:
ممنونم دوستم . :)
Posted by: شوكين at October 29, 2007 7:59 AM
YOU CAN CHOSE THE BEST TITLE FOR YOUR POST.i ENJOY IT ALWAYS.
do you have any news of weblogers WINNERS?
فروغ:
بله خبر دارم. و ممنون از لطف شما.
Posted by: nazanin at October 29, 2007 7:47 AM
سالها قبل بعد از اتفاق بزرگي كه در زندگيم رخ داد
معناي هستي برايم رنگ ديگري گرفت ، مهمترين درسي كه از آن اتفاق گرفتم لذت بردن از هر لحظه بود ...از داشتن
هر چيزي در همان وقت كه هست ...به اين درس وفادار بودم و هستم ...حتي لقمه اي نان را كه سق ميزنم...
اين مطلبو از يه وبلاگ خوب برات نوشتم
تو كه ميدوني كدوم وبلاگه مگه نه ؟!
فروغ: )
Posted by: شوكين at October 29, 2007 7:31 AM
khabare khubie ,omidvaram asaresho tu hameye neveshte haaye ghashangetun bebinam.
Posted by: Stranger at October 29, 2007 1:54 AM
«من تمامش کردم.. شما هم لطفا دیگر به رویم نیاورید.. خوب ؟»
.
باشه فروغكم. ديگه به روت نميارم عزيزكم. قول بده كه دختر خوبی باشی...
باشه گلم؟
Posted by: froogh at October 29, 2007 12:15 AM
ماباهمدیگرپیشنهادمی کنیم که وارسی بکنیم چطوربهترکه خدمت اینترنت رابعنوان سکو
به کاربردکه شرکت بکنیم درشبکه اصلی برنامه ریزی بکند
چه بهترسکوکه ؟رای می دهد let مقایسه
بهترکه درزبانهای متفاوت تماس می گیرد؟ ( Translyatory ) چه مترجمهای
اینجایک مکان خنثی است که تیمتان را ] خودش [ نشان بدهد
http://board.blogforum.ru/showthread.php?p=695#post695
درآنوقت خودشانراتصمیم بگیردچطورکه این محل تبادل نظربه کاربردسودزیادتری دریک سال
یاسه بگیرد
اجازه بدهیدهرزبان کلمه شان خواهدگفت
فروغ:
والله من که متوجه منطورتان نشدم.
Posted by: marnich at October 29, 2007 12:12 AM
مينويسي،پابليش ميكني،پشيمون ميشي..بايد ته ذهنت بمونه،اجازه صعود ميدي..ميخواي پاك كني،كامنتشو ميبندي..به نتيجه ميرسي افكار حقيرانه اي بوده،و زياد در وجود كش پيدا كرده..واسه سعودش به سطح دليل مياري..كاراي مهم تر از غصه خوردن هاي احمقانه داري..همه اونها رو مينويسي(و ملت رو پريشون ميكني)،باز خودتو ميجوري و غصه اي از ته دل پيدا نكردي..
اينجا چه خبره؟!!!!
فروغ:
هیچ خبری . تو خونه ام پیژامه پوشیدم. :)
Posted by: منفرد at October 28, 2007 11:59 PM