« شبهای تنهایی 6 | Main | من از اون آسمون آبی می خوام... »
جمعه 27 مهر 86 :: October 19, 2007
سهم من
"بر آن شدم که جنگ هفتاد دو دو ملت را عذر بنهم و ببینم سهم خود من در این آشفتگی و گناه عمومی چیست... زیرا اگر انسان بهگناه خود معترف و به رنج خود آگاه باشد و به عوض نهادن تقصیر بر دوش دیگران ، بار گناه خود را تا بهآخر بر دوش بکشد دامن خود را از پلیدی گناه میپالاید...من در خود فرو رفتهبودم و به سرنوشت خود میاندیشیدم و گاهی احساس میکردم سرنوشت من سرنوشت همه مردم است. ستیزهجویی و امیال جنایتکارانه جهان را در خود باز مییافتم، با تمام سبکی و جبونی نهفته در آن . میبایست اول دریابم که سزاوار حرمت نیستم تا بعد عزت نفس خود را بازیابم. میبایست همچنان در این آشفتگی چشم دوخت، با این امید گاه شعلهور و گاه خاموش ، تا در ورای آن بهکنه معصومیت پی برد. هر انسان وجدان بیدار باید دست کم یکبار این کورهراه را میان بیایان طی کند، اما سخن گفتن از آن با دیگران کاری بیحاصل است."
هرمان هسه - مقدمه سیدارتها
Posted by froogh at October 19, 2007 12:36 AM
نظر
جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه/چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند
بیجهت یاد این شعر حافظ افتادم
Posted by: نیلوفر at October 19, 2007 3:47 AM
چقدر هم بیحاصل
فروغ:
کند و کاو خود ، هیچ وقت بی حاصل نیست.. مایه زایش است.. هربار
Posted by: salar at October 19, 2007 1:55 AM
http://blog.maryammomeni.com/
foroogh jan , inja ye jam khani gharare rah biofte,2-3 ta poste ghabli darbarash neveshte, shayad doost dashte bashi chand ta dooste jadid peida koni.
فروغ:
مرسی . دیده بودم لینک رو. می خواستم اتفاقا شرکت کنم. باید کتابش رو بخرم.
Posted by: maryam at October 19, 2007 12:44 AM