« پاییز .. فصل آدمهای تنهاست. | Main | افسار خشم »

جمعه 13 مهر 86 :: October 5, 2007 

میوه ممنوعه

اوه !!
این فیلم میوه ممنوعه شاهکاره.
کاش می شد به تعداد همه مردان ایرانی ازش کپی گرفت و بهشون داد.
آهای آقای عزیز .. نگاه می کنی که ؟!

Posted by froogh at October 5, 2007 11:22 PM

نظر

سلام سلام فروغ خانوم ! واقعا شاهكاري , خيلي خوب جواب اين مردا و پسراي پر رو دادي ! كلا عالي بود , بازم حالگيري كن ما پشتتيم ;))

Posted by: Friba at November 3, 2007 6:13 PM

دوست من عالي بود . همه مطالب خوبند . به من هم سري بزن اميدوارم بدردت بخوره

Posted by: Mehdi at October 20, 2007 12:56 PM

سلام
خيلي موضوع را سياسي نكنيد براي آقايان :p
من اين روزها شيخ صنعان عطار را مي‌خوانم، توصيه مي‌كنم نگاهي بكنيد كه بي‌ربط از اين ميوه ممنوعه نيست، بيشتر مشعوف مي‌شويد !

Posted by: Mehdi at October 7, 2007 11:14 AM

حاج يونس عاشق است نه هوسباز . چرا ؟ چون اگر اهل هوس بود با پول و اعتباري كه دارد به راحتي آب خوردن مي توانست به هوسش برسد بدون اينكه آب از آب تكان بخورد و احدي خبردار شود همچون بسياري از مردان اين روزگار .اما آنچه كه ذهن من رو مشغول كرده اينه كه اگر قضيه از آن طرف بود يعني حاج خانم گرفتار عشق مي شد داستان چطوري رقم مي خورد ؟
احتمالا سريال يك قسمتي ميشد كه با قتل يا حداقل طلاق حاج خانم تموم مي شد !!

Posted by: شوكين at October 7, 2007 10:23 AM

سلامی به اندازه ی چند نقطه چین...................!

Posted by: میلاد at October 6, 2007 8:32 PM

چه جنگي براه انداخته اين فروغ عليه آقايون ايراني اونهم از نوع تحصيل كردش ! حاج يونس فتوحي ميخواد تجديد فراش كنه ما اين وسط بايد جوابگو باشيم !! عجب روزگاري شده
فروغ: )))

Posted by: مهدي at October 6, 2007 6:38 PM

http://rahian.mihanblog.com/
او
بنام حق
از خانه ملکوت به اولین اسم که نام فروغ بود سر زدم . متاسفانه با یکی دیگر از مومنان به دین که نمی دانند دین چیست روبرو شدم . دوست عزیز دین نه آن است که فرزندان آدم به آن تمکین کنند و تنها بدان که نماز بدو گونه است . نمازی برای موحدین و نمازی برای مشرکین . نماز مشرکین آن است که هنگام نماز یکی به نماز و دیگرانی در ذهنش به کارهای دیگر مشغولند و این ها کسانی هستند که در وجود به وحدت نرسیده اشان هزاران نفر به بازی و رقاصی مشغولند و هیچ هدفی ندارند الا این که زندگی را تلخ کنند و نگذارند که شخص زندگی کند .و چنانچه از نماز موحدین خواستی آگاهی یابی سری به وب نوشت های من بزن . امیدوارم اگر نشود به توحید جامه عمل پوشاند شما را از دینی که به آن ناآگاه هستید آگاه کنم .

Posted by: علامه at October 6, 2007 3:21 PM

تو سريالهای تلويزیون ما اگه می بينيد بحث ازدواج مجدد و عاشق شدن مردهای خانواده دار داره مطرح ميشه ابدا اتفاقی نيست و کاملا رو برنامه است در راستای امر جا انداختن اين مسئله چند همسر گزيدن آقايون در جامعه و بالا بردن ظرفيت پذيرش اين حرفها .
وقتی می بينيد يه خانم مدير حتی از طرف بچه هاش هم نکوهش ميشه که تو پيشرفتهای شغلی رو به همسرت ترجيح دادی و برای همينه که الان همسرت عاشق شده هم دارن پيام ديگه ای می رسونن.در جامعه ما اين اتفاق برای زن هايی که تو خونه موندن و شوهرشونو تنها نذاشتن هم می افته اونم چه فراوون.اين چيزا فقط برای زنهای شاغل اتفاق نمی افته.
فروغ:
به نظرم به هدف سیما بدبین نگاه می کنی. اتفاقا این فیلم خیلی در جهت روشن کردن زنان و مردانه.و جا انداختن چند همسری اصلا هدفش نیست.

Posted by: لیلا at October 6, 2007 3:14 PM

من که به این سریال میوه ممنوعه معتادم !! یه شبایی هم که موفق به دیدنش نشدم حتما فردا با دیدن تکرارش جبران می کنم !! :دی

Posted by: لیلا at October 6, 2007 3:07 PM

من يه كمي
نگرفتم
ميشه بيشتر توضيح بدي لطفا

Posted by: شوكين at October 6, 2007 2:42 PM

فروغ جان
ميوه ممنوعه فيلم خوبي نيست
چند روز ديگه صبر كن ميبيني كه مطابق همه انديشه هاي مذهبي و عرفي حاكم بر جامعه ما،‌ صداقت اين مرد در بيان خواسته هاش و حتي احترامي كه براي زنش قائله تعبير به وسوسه هاي شيطان ميشه
هنوز خيلي مونده تا ما ايرانيها ، ما مذهب زده ها بتونيم فرق بين صداقت و بي رحمي، شجاعت و رذالت رو درك كنيم
فروغ:
نسرین جان منظور من از اینکه شاهکار است این بود که خیلی بی پروا رویه زخم را باز می کند. اما به نظرم منظور کارگردان این بوده که همه چیز را تعبیر به وسوسه پیری و هوسبازی کند.
مسئیه این حاجاقا با آقایان ما فرق می کند. او عاشق است. و عشق را نمی شود هوس یا وسوسه نامید. اما آقایان دیگرد که روزمره می بینیم اکثرا آدمهای سوئ استفاده چی و هوس بازی هستند که با نام عشق آن کار دیکر می کنند.

Posted by: نسرين at October 6, 2007 2:03 PM

منم تقریبا تموم احساساتی که تو پست قبل در موردمهمونی فامیلی و دو نفره ها و... گفتی رو درک می کنم و کاملا حسشون می کنم...
در مورد حاج یونس ؛خوب اره اما چقدر هم بنظرم تحقیر شده و ضعیف اومد حتی بیش از تحقیری که همسرش شد!

Posted by: مونا at October 6, 2007 2:56 AM

ايرانيه ؟
فروغ:
آره. بهار جان به درد مردانی که اونجا زندگی می کنن هم نمی خوره. به درد مردهای موجود در ایران می خوره که توی یه مملکت بی قانون زندگی می کنن و هر گوهی می شه توش خورد. مردهای خارج رفته هم برای همین آزادی های دلنشین سالی شش ماه می یان ایران.

Posted by: BaHaar at October 6, 2007 2:03 AM

are baba ! che khabare hala ? felan ke zanaye film daste mardaro daran az posht mibandan :)
فروغ:
دم زنان فیلم گرم.

Posted by: mehdi at October 6, 2007 1:02 AM

فقط تو بخون...
آيا می‌شه رفتار "هستی" (در فيلم) رو به تمام دختران ايرانی تعميم داد؟
بدون جانب داری از يه پرسوناژ خاص، شايسته‌س با ديدی وسيع‌تر به استقبال جريانات رفت. با مطالعه‌ی پيوسته‌ی نوشته‌های شما به نتيجه‌ای از شخصيت شما رسيدم كه شاسيته‌ی احترامه. با كمال تأسف اين جريان از واقعيت‌های تلخ روز افزون جامعه‌ی ماست ولی چيزی كه از شخص شما انتضار می‌ره يه قضاوت كلی در مورد جريانات نختلفه. اگر "هستی"يی نبود، آيا حاجی قصه می‌لغزيد؟
فروغ:
می خوام منتشر کنم . ببخشید.
شما می گین باید نسل زن رو برانداخت که حاجاقا منحرف نشن؟ هستی در همین فیلم چه گناهی کرده بود؟ پرچه اینم بگم که حاجی فیلم از نظر من خانم ابز نیست. فقط عشق پیری داره. اگر یک خانم باز واقعی بود مطممئن باش زنش رو طلاق نمی داد.وگرنه هی باید زن عوض می کرد.

Posted by: . at October 6, 2007 12:35 AM

دوست گرامی؛ همه‌ی مردان ايرانی حاجی بازاری نيستن....
فروغ:
اتفاقا حاجی بازاری ها درصد خطاشون کمتر از آقایان دکتر و مهندس و اقتصاد دان است. ما که هر چی مرد این مدلی دیدیم دور و برمون اتفاقا تحصیلات عالیه فرنگی داشتن.

Posted by: يه‌دوست at October 6, 2007 12:21 AM

والله يه چيزي نوشتي كه اگه ازش دفاع كنيم خودمون رو زير سوال مي بريم و اگه بخوايم ردش كنيم باز هم خودمون رو زير سوال برديم ! چقدر تو هنرمندي خانم عزيز :)ا

Posted by: مهدي at October 6, 2007 12:17 AM

مردهای ایرانی به طور ذاتی یا بد هستن یا بد نیستن. از این دو حال خارج نیست.
اگر هستن پس تقصیر خودشون نیست مشکل از شماست که نمیتونین سازگار بشین و اگر نیستن باز هم مشکل از شماست که بدبینید. اگر مشکل از فرهنگه که مردای بدی رو تربیت کرده من با این ایده کاملا موافقم بله درسته اما فرهنگی که مردای بدی رو تربیت میکنه قطعا زنهای خوبی رو تربیت نخواهد کرد.من هیچ مشکلی ندارم که سراسر وبلاگتون پر از بیاناتی در باب معایب مردها بشه اما این موضوع کمکی به حل مشکل شما نخواهد کرد.
اگر به جای اسمم که سیامکه بذارین سیما . به جای کلمه مرد بذارین زن و به کلمه زن بذارین مرد باز هم منظور من رو ادا میکنه.
اگر من یک مرد شکست خورده باشم که زنم به من خیانت کرده آیا به این معنیه که همه زنها بدن ؟ البته با طرز فکر شما لابد من یه مشکلی داشتم.
در تمام این متن منظورم از شما شخص شما نیست. این طرز فکر مورد نظرمه.
شاد باشید
فروغ: من حرفهای شما رو قبول ندارم. مردهای ایرانی به دلیل شرایط محیطی از قبیل آزادی های بیش از حدو یا یک شبه به همه جا رسیدن و نوکیسه بودن خیلی ها به علت وارونه شدن شمال و جنوب جامعه و در کنارش سوء استفاده از تنهایی یا ضعف مالی زنان هول ورشون داشته.
من که زنی تنها هستم و شرایطم طوریکه که در معرض این افراد زیاد قرار می گیرم دیگه تقریبا از دیدن آدم سالم دارم مایوس می شم. تقریبا نود درصد از مردهای زن دار دور و برم با افتخار معشوقه می گیرن. با افتخار و با گردن افراشته و بعد هم می گن دممون گرم که این قدر عرضه داریم. همین الانم عصبانی ام که دارم می نویسم.

Posted by: سیامک at October 6, 2007 12:15 AM

سلام. در مورد فیلم باهات هم عقیده هستم! تلنگر خیلی خوبی واسه مردای ایرانی هست!
تنهایی پاییز... خیلی خوی حس کردمش. البته چون خیلی زمان ازش نمیگذره برای غمناک نیس!

Posted by: امید at October 6, 2007 12:03 AM

نظر بدهيد





اطلاعات شما حفظ شود؟