« با هم حرف بزنیم؟ | Main | زندگی دوگانه ورونیک »

جمعه 6 مهر 86 :: September 28, 2007 

بستانکار گرامی خودش را معرفی کند. :)

کارم دچار یک تغییر ناگهانی بزرگ شده. البته که مثبت است. بعد شاید درموردش بنویسم. ولی حالا همین قدر می‌توانم بگویم یک کامپیوتر ۲۴ ساعته، توی ذهنم فعال شده وهی برنامه های مختلف را لود می کند.
فعلا زمان فرانسه‌خواندن و رقصیدن و یوگا وکتابهای رمانم را باید با روزی ده ‌ساعت کار و ورزش و گیتارو مطالعات کاری جابجا کنم.

در این وضعیت خرابی ترمومتر نوازش خون، بهترین اتفاق ممکنه همین بود. حواسم ‌هیچ‌جا نیست و کاملا روی کار متمرکزم..
خیلی نادر، درحد قابل صرف‌نظرکردن، به‌جای خالی عشق در زندگی فکر می‌کنم.

راستی براده های آقای پاکدل را می‌خوانید؟ این یکی از آنهاست:

پيرمجردها، طلاقی جلو، ازدواجی پس انداز، و عشقی بدهکار اند.

باخودم فکر می کنم من طلاق را که رد کرده ام، پس اندازم را هم خرج کردم.. مانده فقط بدهکاری ام . :)

Posted by froogh at September 28, 2007 10:42 PM

نظر

سلامي به اندازه ي چند نقطه چين...........................!
جالبه مطالبتون.

Posted by: ميلاد at September 29, 2007 9:52 PM

حالا يه فرصت ديگه هم به شما ميدهيم
چيكار كنيم ديگه
( بستانكار با معرفت )
فروغ:
دمت گرم با مرام:))

Posted by: شوكين at September 29, 2007 3:47 PM

فروغ جان..همه ما بستانکار...بستانکار هرچقدر که بحواهی پیدا می شه...این بدهکاره که نمی تونی پیدا کنی..محدودیت تعداد نداری که..داری؟
فروغ:
نه :))

Posted by: کفشدوزک at September 29, 2007 11:23 AM

بابت كار جديد برات آرزوي موفقيت مي‌كنم.
اما يه سوال، دوست دارم بدونم اون جاي خالي عشق رو ، هر چقدر هم كه كوچيك باشه، چطور پر مي‌كني ؟
فروغ: بابت تبريكت ممنونم. جاي خالي عشق رو من نمي تونم تنهايي پر كنم. فقط مي تونم فعلا بهش فكر نكنم.

Posted by: محسن .الف at September 29, 2007 12:25 AM

ببين باور كن اگه من كوچكتر از شما نبودم حتمن خودم رو معرفي مي كردم ! راستي اين بستانكار مورد نظرتون محدوديت سني نداره !؟
:)
فروغ: :))))
چرا داره.

Posted by: مهدي at September 29, 2007 12:23 AM

نظر بدهيد





اطلاعات شما حفظ شود؟