« لطفا توجه كنيد | Main | بستانکار گرامی خودش را معرفی کند. :) »

پنجشنبه 5 مهر 86 :: September 27, 2007 

با هم حرف بزنیم؟

این متن سخنرانی رییس دانشگاه کلمبیاست.خوب است اگر می‌خواهید درباره نوشته زیر باهم حرف بزنیم، اول آن را بخوانید.
می‌دانید من آدم سیاسی نیستم. دنبال کردن مسایل سیاسی را هم در همان حدی انجام می‌دهم که استفاده‌ای برای کارم یا زندگی شخصی‌ و تصمیم‌گیری‌های آتی‌ام داشته‌باشد.
می‌گویید غلط می‌کنی تو که سیاسی نیستی و از سیاست چیزی حالیت نمی‌شود، نظریه سیاسی بدهی؟
می‌گویم نه.من به‌قدر هر آدمی در این مملکت حق دارم نظر خودم را بگویم. و می‌گویم کسی در این ارتباط به‌دلیل اینکه من سیاسی نیستم و دانش سیاسی ندارم و صرفا نظرم را می‌نویسم یا می‌گویم، نباید عصبانی شود. ما حرف می‌زنیم. و دوست دارم با حرف زدن، اگر اشتباهی در نظراتم هست، اصلاح شود. فقط همین.
البته تمام کامنتها را پابلیش کردم و هیچ‌کدام توهینی نداشت. اما متاسف شدم وقتی کامنتهای نارنج را خواندم و دیدم بیشتر آانها توهین آمیز است..شاید کمی هم تقصیر لحن تند نارنج باشد و اینکه عصبانی نوشته‌است.
و اما من می‌خواهم نظرم را بگویم.لطفا گوش کنید. و به‌من بگویید کجا درست و کجا اشتباه است.
به‌عقیده من:
- احمدی‌نژاد رییس‌جمهور ایران است.اگر دوستش نداریم، دلیل نمی‌شود وجودش را منکر شویم.
-احمدی‌نژاد از آسمان نیامده.از بین همین مردم و به‌وسیله آنها انتخاب شده.مردم یعنی همه ما. یعنی جمعیت هفتاد میلیونی ایران.
-اگر احمدی نژاد که یک شخصیت مردمی‌ست، بی‌فرهنگ است، یعنی ما مردم ،بی‌فرهنگیم و او نتیجه انتخاب آدمهایی بی‌فرهنگ است.
-به‌نظر من این کلمات یعنی توهین: یک دیکتاتور کوچک سنگدل،گستاخ و بی‌سواد.
-به‌نظر من فراخواندن احمدی‌نژاد به‌عنوان یک مهمان که نماینده یک مملکت است، و بعد توهین به‌او و در نتیجه به‌مملکتش،توسط میزبانی که خود یک شخصیت فرهنگی‌ست، شایسته اعتراض است.
-من قبول دارم که ما هر روز در این کشور بارها و بارها مورد اهانت واقع می شویم، دروغ می‌شنویم، و از بسیاری از سیاست‌های خارجی و داخلی رضایت نداریم، اما اینها مسئله داخلی ماست.
-می‌گویید ایشان رای من و شما نبود؟
-می‌گویم چرا بود. ما آن روز که انتخابات مجلس را تحریم کردیم، آن روز که از سر احساسات به‌دکتر معین رای دادیم، آن روز که از سر احساسات رفسنجانی را تحریم کردیم،در تمام آن ایام به دیگران گفتیم لطفا بیایید این مملکتتان و این هم انتخاباتتان. لطفا به جای ما هم تصمیم‌بگیرید.
چرا فکر کردیم به رای یک روستایی کمتر از رای ما بها می‌دهند؟
چرا فکر کردیم اگر رای ندهیم، انتخابات را به‌خاطرمان تعطیل می‌کنند و می‌گویند لطفا تشریف بیاورید هرجور دوست دارید، هر کاندیدایی مورد نظرتان است، به‌ما پیشنهاد کنید تا سر کار بیاید؟
چرا فکر کردیم در یک مملکت بی‌حزب و بی‌انسجام، یک دست صدا دارد؟
-چه قبول کنیم که اشتباه کرده‌ایم و چه نکنیم، به‌نظر من ربطی به‌دیگران ندارد. رییس جمهور ما بیسواد و سنگدل و زشت و حقیر هم که باشد، نماینده مملکت ماست. نماینده رای مردم ما.
أیا دموکراسی یعنی اگر کسی جز آدم مورد نظرمان، آنهم درحالیکه ما منفعل بوده‌ایم، در انتخابات پیروز شد، کشورت را رها کنی تا خاک‌برسرش کنند؟
-----
در همین ارتباط بخوانید:
ایران احمدی نژاد نیست - رادیو زمانه
هرکه با اسراییل در افتاد..، از وبلاگ افکار
آبروی کی رفت؟ از داریوش ملکوت

Posted by froogh at September 27, 2007 7:59 PM

نظر

frogh jan salam
ahmadi nazad ba taghalob entekhan shodeh ast .raeis jomhore montakhabeh iran nist.
2-aghar be ishan tohin shod chere az khod va mellateh iran defa nakadr. mibayesti boland mishod hafhayesh ra mizad va mighoft keh shoma be man keh nmayendeh melateh iran hastam tohin kardid lza jalaseh ra tark mikard va moshteh bozorghi ra be dahan an mizad .
3- banabarin liyaghat ishan bishtar az in nist.
4- jahateh defa az iran hala vazife ma ast keh be donya neshan be dahim ke iran ahmadi nazad nist ve ma khodeman narahat hastim ve bayad in harfha ra kashid be resaneh hat=yeh mohem amrika
5 opposisiyon be bokhareh pol parsteh iraniyaneh losanjelesi bayad inkar ra bokonnad va aghar nakardnd royeshan dar moghabeleh tarikh iran siyah khahad mand.
6- ahamdi nazad yek drogh goyeh bish nist chera dar daneshgah iran azadaneh sherkat nmikonad keh mardom harfhayeshan ra bezannd va khabar gozarihayeh khareji mostagiman pakhsh konnd bayed dar resanehhayeh amrika fashar avord ke molaghateh ahami ra dar daneshgah pakhsh konnad.

Posted by: ARASH at October 2, 2007 2:17 PM

سلام
بهتر است قبل از هر گونه سخن گفتن کمی هم فکر کنیم. اولاً چرا سخنان رییس دانشگاه کلمبیا را توهین می دانیم. تعریف دیکتاتور از منظر علمی و آکادمیک کاملاً روشن است و با مراجعه به یک دانشنامه علوم سیاسی متوجه می شوید که لقب دیکتاتور کاملاً منطبق بر رفتار احمدی نژاد است اما احمدی نژاد دیکتاتور بزرگی همانند هیتلر و صدام نیست بلکه یک دیکاتور کوچک و کوتوله است که بیشتر به طرز ناشیانهای از دیکتاورهای بزرگ تقلید می کند.
آیا انتظار داشتید رییس دانشگاه کلمبیا او را یک رهبر دموکرات و آزادی خواه بنامد.
احمدی نژاد سنگدل است زیرا دانشجویانی که به سخنرانی او در دانشگاه امیر کبیر اعتراض کردند به بدترین ورت زندانی و شکنجه شدند.
از طرفی گفتن واقعییات درباره احمدی نژاد توهین به ایرانیان نیست. رییس دانشگه کلمبیا هیچ جملهای درباره ایرانیها نگفته است بلکه فقط راجع به احمدینژاد گفته. آیا گفتن این مطلب که هیتلر انسان خونخوار و سفاکی بود توهین به آلمانی هاست همین طور صدام و یا استالین.
این تنها تبلیغات طرفداران احمدی نژاد است که میخواهند با ایجاد جو احساساتی و شانتاژ عدهای را دنبال خود راه بیندازند.
فروغ: به نظر من اشكال نظر شما در اين است كه حرفهايتان با هم متناقض است. از يك طرف مي گوييد رييس دانشگاه به شخص احمدي نژاد توهين مستقيم كرده نه به نماينده مملكت ايران.از يك طرف فرآيندهايي را كه به ايشان نسبت مي دهيد اصلا ربط به شخص ندارد و مربوط به طرز سياست گذاري سيستم است. چه غلط و چه درست.
اگر مي گوييد به شخص توهين شده پس نبايد او را به دليلي برخورد با دانشجويان ديكتاتور بناميد چون خيلي واضح است كه اتفاقات داشنگاه معلول تصميمات حكومتي ست. همان طور كه در 18 تير ديديد. چرا آن وقت خاتمي را ديكتاتور نخوانديد؟
اگر از سيستم و از دولت توقع داريد پس توهين به شخص معني ندارد. كمااينكه آقاي احمدي نژاد تا وقتي مهم است كه پشت ميز رياستش نشسته. در غير آن صورت همه دنيا بد و بيراه بگويند . چه فرقي دارد؟ اصلا فكر مي كنيد براي رييس داشنگاه مهم بود كه به يك آدم معمولي فحش بدهد؟
شما اشتباه مي كنيد. چون همه مشكلات را با هم مخلوط مي كنيد و از طرفي خواسته آمريكا دقيقا رسدن مردم ايران به همين حس شماست. بي تفاوتي درمورد دولت و مملكت.

Posted by: حمید at September 30, 2007 5:54 PM

منطق من میگوید که توهین احمدی نژاد توهین به ملت است. اما هیچ احساس خاصی در این مورد ندارم. به نظرم ما انقدر در ایران تحقیر شده ایم که تحقیر خارجی دیگر چندان به نظرمان نمی آید.
به هر حال این هم بازتابی از کارهای خودمان است: ملتی که اجازه می دهد تا بدین پایه در وطن خود تحقیر شود که او را به مثابه موجود چهار پایی می نگرند که افسارش را یکی دیگر (مرجع فقیه عاقل بالغ شامخ همه چیز دان!) باید بکشد پس به خارجی هم راحت اجازه می دهد که به این شکل وی را تحقیر کند
البته به نظر من ما با رای دادن به شخصی مثل احمدی نژاد خودمان را به اندازه کافی تحقیر نمودیم و ثابت کردیم با تمام ادعاهایمان در مورد رشد فرهنگی و مدنی هنوز در سطح صفر هستیم.نباید فراموش کنیم که روستاییان و شهرستانی ها بخش عمده جمعیت این کشور را تشکیل می دهند . ساده انگاری آنها و ناتوانیشان در تحلیل مسائل آتی سیاسی اما مشکلی فاجعه بار است که ثابت می کند بعد از 28 سال هنوز نتوانسته ایم خوب را از بد تشخیص دهیم

Posted by: آرین at September 30, 2007 1:27 AM

چي بگم که نگفتنم بهتره
گفتنش و فکرکردن بهش فقط عصبيم ميکنه
اين رو هم ميدونم که هرچي ميکشيم از همين نگفتن هاست ولي
ولي ولي
در پايان با حرفهات موافقم مخصوصاً‌عدم شرکت در انتخابات

Posted by: سحر at September 29, 2007 3:43 PM

حاكميت : اين درست است كه از ماست كه بر ماست اما اين هم بسيار ساده انگارانه است كه تصور كنيم اگر مثلا رفتار انتخاباتي ما در انتخابات گذشته چيز ديگري بود و نتيجه چيز ديگري ، حاكميت آن را تحمل مي كرد و وضعيت به گونه ديگري بود . تلفيق حاكميت ايدئولوژيك و باندهاي قدرتمند سياسي - اقتصادي راه را بر هر گونه اصلاحي بسته است . حكايت ما حكايت كسي است كه با پاي خود به چاه رفته است و حال مي پندارد با يك تكه نخ مي تواند بيرون بيايد .
جامعه : اصولا حكومت برآمده از حكومت شوندگان است يعني جامعه دمكرات حكومت دمكرات و جامعه استبدادي حكومت استبداد را رد پي دارد . چه خوشمان بيايد و چه نيايد جامعه ما سرشار از دروغ ، تظاهر حقه بازي ،بي اعتمادي و... است .( اصلا انگار اينها جزئ وجودمان شده اند .) براي كوچكترين مساله اي هزار دروغ سر هم مي كنيم ، از آن طرف در مذمت دروغگويي براي اطرافيان يك ساعت سخنراني مي كنيم . خب با چنين جامعه اي انتظار داريم رييس جمهور دروغ نگويد ؟!
اگر باز حمل ير توهين نشود ميخواهم بگويم اتفاقا احمدي نژاد نماينده واقعي ما ايرانيان است .
نكته : گفته مي شود احمدي نژاد محصول دموكراسي است و بايد پذيرفته شود و بسياري وي را محصول دموكراسي نمي دانند. ريشه اين پارادوكس شايد اين باشد كه ما مثل همه چيزهاي ديگر كه از غرب گرفته ايم از دموكراسي هم فقط كاريكاتور آن را گرفته ايم يعني مثلا پارلمان و كابينه را اخذ كرده ايم اما پايه و اساس را كه انتخابات آزاد است را نه .دموكراسي بدون انتخابات آزاد و اتخابات آزاد بدون وجود احزاب مستقل و فراگير امكان پذير نيست .

Posted by: شوكين at September 29, 2007 10:05 AM

با با یه نفر هم که تو روی طرف ایستاده و حقیقت رو گفته شما نمیتونین ببینین؟

Posted by: کیوان at September 28, 2007 4:01 PM

Forough jaan

een link ra bebin. man ham dochare ehsaasate motnaghesam dar een bareh. amma agar hameye daastan ra dar nzara begirim va matn sokhanraani ra ham be deghat bekhanim, mibinim rayeese daneshgah be shakhse ahmadi nejad tohin nakardeh.
shayad ghablan dideh bashi, shayd ham filter ast radio zamaneh?

fereshteh

http://www.radiozamaneh.org/nilgoon/2007/09/post_77.html

Posted by: fereshteh at September 28, 2007 3:27 PM

If Ahmadinejad doesn't deserve a stage, why have you invited him? If he deserves a stage (and you believe in freedom of speech), why have you insulted him? it was a stupid act and we see it is back firing.

Foroogak, how r u doing ?
فروغ:
من خوبم :)


Posted by: Mehran at September 28, 2007 8:05 AM

فروغ جان
صداقت تو در بيان اين‌ها كه گفتي ستودنيست. از خواندنش حس خوبي پيدا كردم. كه هستند كساني كه هنوز مي‌توانند فارغ از احساسات، واقعيت را، هر چند خوشايند خودشان يا مخاطبانشان نباشد تصوير كنند.

Posted by: محسن .الف at September 28, 2007 7:05 AM

مهاجرانی: الان باید از احمدی نژاد حمایت کرد


--------------------------------------------------------------------------------

۶ مهر ماه ۱۳۸۶ ساعت : ۲۳ , ۰۰
خبرگزاري انتخاب :

آن همه وعده های شیرین در باره دموکراسی و آزادی در عراق به ثمر رسید! سنای آمریکا با 75 رای موافق(23 رای مخالف) به تجزیه عراق رای داد.یک کشور ویران، یک ملت آواره، دومیلیون عراقی پناهنده در سوریه و اردن و ... و 5/2 میلیون آواره در درون کشور،برافروخته شدن کینه های قومی و طایفه ای و مذهبی در میان مردم.زندگانی سخت و پرمشقت. این ها همه دستاورد آزاد سازی عراق است.

همین خواب را برای ایران هم دیده اند.تقریبا همان سناریو دارد تکرار می شود.سلاح کشتار جمعی جایش را به پرونده هسته ای داده است.به جای القاعده هم در تحلیل ها از حزب الله و حماس و جهاد اسلامی سخن گفته می شود.
سخن بر سر این نیست که ما از رییس جمهور ایران خوشمان می آید یا نه .

طرفدار ولایت فقیه هستیم یا نیستیم.سخن بر سر این است که امریکا کشور ایران را می خواهد.آرزوی بر پایی همان سفارتخانه ای که سایروس ونس در خاطراتش نوشته است؛ سفارت آمریکا در تهران از وزارت خارجه امریکا در واشنگتن بزرگتر بود.با بیش از 1600 کارمند.لابد مثل سفارتی که آمریکایی ها در بغداد می سازند.

به گمانم در تحلیل مسایل ایران نمی توان به این نکته کلیدی توجه نداشت.که آقای احمدی نژاد بهانه اهانت و ناسزاگویی ست.نه این که امریکا با احمدی نژاد مشکل دارد.البته احمدی نژاد با صبوری آمریکا را در موضع ضعف برهان و منطق قرار داده است.برای بوش نامه می نویسد. بوش جواب نمی دهد.دعوت به مذاکره و مناظره می کند، بوش جواب نمی دهد.می خواهد در محل قربانیان فاجعه 11 سپتامبر گل بگذارد و ادای احترام کند.نمی پذیرند.آخر سر هم در اجلاس مجمع عمومی در جلسه سخنرانی بوش می نشیند و با حضور خود ضعف منطق آمریکا را نشان می دهد.و حضور خویش را به رخ آمریکا می کشد.

تمامی این مواضع جهتگیری درستی است که نشان می دهد،کشور و ملت ایران آماده گفتگو و رفع مشکلات است.یادمان باشد که قطع رابطه ی سیاسی با ایران هم یک طرفه از سوی آمریکا انجام شد.

به گمانم موضوع و بحث فراتر از اصلاح طلب یا اصول گراست.در دفاع از ملت ایران و ایران و نظام جمهوری اسلامی که این مجموعه ها با یکدیگر اختلاف اصولی ندارند.حد اکثر بحث در مورد تفسیر و تاویل قانون اساسی و شیوه های اجرایی مبتنی بر همان تفاسیر ست.

اگر می خواهیم به سرنوشت عراق دچار نشویم.کشور ویران و تجزیه نشود.بیش از همیشه ی تاریخ-این نکته را به دلیل این که تاریخ خوانده ام می گویم-نیازمند انسجام ملی هستیم. حتی اگر با انواع بداخلاقی ها رویارو شویم. نبایستی موقعیت خطیر در پیش رو را دست کم بگیریم.به رغم انتقاد ها؛ بایستی دندان روی جگر گذاشت و از آقای احمدی نژاد هم دفاع کرد.تا طمع آمریکا نسبت به کشور و ملت ایران از بن برکنده شود.

تردیدی نیست، مفسران خبری که از واشنگتن و صدای آمریکا بوی کباب به مشام جانشان رسیده است.و برای فرو پاشی جمهوری اسلامی روزشماری می کنند.نمی توانند.افق پیش رو را درست ببینند.بوی کباب و مهمتر از آن دود کباب راه دل و دیده را بر آنان بسته است.ندیده اند که چگونه عراق بر بنیاد دو دروغ اشغال شد؟

* سید عطالله مهاجرانی | مکتوب


Posted by: Ali at September 28, 2007 4:40 AM

«چرا فکر کردیم به رای یک روستایی کمتر از رای ما بها می‌دهند؟»
.
وقتی كه روشنفكران انتخابات رو تحريم می‌كردن، فكر نمی‌كردن به رأی روستاييان به اندازه‌ی رأی خودشون بها می‌دن. نتيجه همين شد كه دچارش شديم.

Posted by: يه‌دوست at September 28, 2007 12:14 AM

همین آدم کوتوله، بخشی از مردم این سرزمین است. کاری‌اش می‌شود کرد؟ نه. رسم انتخاب، همین‌است؛ کسی می‌آید که دوست‌اش نداریم. ولی این‌روزها، آن‌قدر همه‌چیز به هم ریخته که حتی اگر بخواهی از آبرو و احترام مردم‌ات دفاع کنی، متهمی که آدم احمدی‌نژادی.. حیف‌است. گرچه ما هم کم آتش نزده‌ایم پرچم و حرمت دیگران را، کم فحش نداده‌ایم، ولی ما ادعایی نداریم. ماجرا این است که آدم‌های دانشگاهی، از سیاسیون جدا هستند. وقتی که یک آدم فرهنگی، رسوم فرهنگی را رعایت نمی‌کند، توهین‌اش معنی بیشتری دارد. کشور، کشور ماست. تحت هر شرایطی. نمی‌دانم باید از کی/چی/چه‌جوری دفاع کرد.. روزگار غریبی/غریب‌ای است.

Posted by: حسین نوروزی at September 27, 2007 11:19 PM

in ehsasati bazie.age ba estebdad mokhalefi hamishe mokhalefi, khodi o gharibeh nadareh in kheslate irooniast ke otaghe mehmoon ghashang bashe, neshiman zobale dooni.injaha ( gharb va jadidan shargh) avalin kasi ke kharabkari haro be donia neshoon mideh khode mardome keshvaran na dolat ke hamishe roopooshani mikoneh

Posted by: shartagim at September 27, 2007 10:44 PM

I will not support any dictator Iranian or American, in any circumstance . Baraie man asl mokhalefat ba dictatorship ast be har sheklio dar har keshvari. Albateh har kasi ham azadi dare az har ki mikhad defa kone Ahmadi negad ia har kasi.Mardome Iran Ahmadi.. ro entekhab kardan man ke nakardam azesh defa nemikonam az kasi ke ossole aslie fekresho ghabool nadaram be hich esmi defa nemikonam na be esme vatan na din na har esme khoshgele dige

Posted by: sharagim at September 27, 2007 10:40 PM

خدايا به حق اين ماه عزيز هر چه زودترملت ايران و آمريكا و سازمان ملل و اسراييل ونيويورك و دانشگاه كلمبياو اين وبلاگ و اين فروغ و همه خواننده هاي اين وبلاگ را از دست احمدي نژاد نجات بده ! شب جمعست يه آمين بلند بگو !!1

Posted by: مهدي at September 27, 2007 10:15 PM

سلام
احمدی نژاد دیکتاتور است. تعریف دیکتاتور را بخوانید :
(http://en.wikipedia.org/wiki/Dictator)
In modern usage, the term "dictator" is generally used to describe a leader who holds an extraordinary amount of personal power, especially the power to make laws without effective restraint by a legislative assembly.
به مواردی چون تعطیل کردن مملکت در ماه رمضان ، انحلال سازمان مدیریت، کاهش شدید نرخ بانکی بر خلاف توصیه همه ی مشاوران و موارد مشابه دفت کنید. ایشان برای اجرای تصمیم خودشان قیدی نمی بینند.
احمدی نژاد گستاخ است. در جلوی هزاران بیننده ، دروغ هایی را می گوید که نفی انها بسیار ساده است. از ازادی بیان و زنان در ایران می گوید. این گونه دروغ گفتن گستاخی محض است.
احمدی نژاد بی سواد است. اگر نبود ملکت به این سرعت به سمت قهقرا نمی رفت. می فهمید که اگر همه جای دنیا ساعت را عقب جلو می کنند برای تفریح نیست و خودسرانه آن را معلق نمی کرد ، می فهمید صحبت از نابودی یک کشور ممکن است به قیمت تحریم مردمش تمام شود ولی نفهمید و گوش نکرد.
احمدی نژاد کوچک است ، بزرگی و کوچکی فرد را از احترامی که برای فرد قائل اند می توان فهمید.
کدامیک از کسانی که دقیفا" احمدی نژاد را می شناسند برای او احترام فائل هستند ؟ حتی کسانی که کمک کردند تا رییس جمهور شود ( مهدی چمران و ... ) در حال فاصله گرفتن از او هستند.

با این همه ، این که توهین به رییس جمهور، توهین به همه ایرانیان است را قبول دارم.
ولی ملتی که صرب المثل اش "هنر نزد ایرانیان است و بس" است ، نیاز مبرمی به تحقیر شدن دارد.

Posted by: مهدی م at September 27, 2007 9:51 PM

نظر بدهيد





اطلاعات شما حفظ شود؟