« من عاشق سپید بودم.. تو چرا سپید نبودی؟ | Main | خشم فروخورده من »

پنجشنبه 22 شهریور 86 :: September 13, 2007 

افكار نامنسجم من

از شدت کار دلشوره گرفته‌ام و برای همین یه‌هویی همه چی را ول کردم و اینجا می‌نویسم.
چند دقیقه دیگر مهمان داریم. به‌قول آقای ووپی این مرحله پول خرج کردن و قرارداد بستن و شروع ساخت و ساز حال خیلی خوبی دارد.
باید در اسرع وقت یک دستی به‌سرو روی این وبلاگ کتابخانه بکشم.
لینکدونی خودم را هم درست کنم.
دو تا ایمیل مفصل بفرستم برای مدیرعامل مهربان.
البته اینها به‌جز کارهای شرکتی‌ست که الان دارم.
فقط همه فکرها با هم به‌ سرم هجوم آورده اند.
می‌دانید وقتی کار زیاد است، مخصوصا با هوایی که رو به پاییز دارد و عالی‌ست، حالم خیلی خوب است.
راستی دو جور عود عالی خریدم. لیمو و شیر.شیر سلطان جنگل منظورمه.
لیمو را به‌خاطر تعریف مریم گلی از مزه‌اش خریدم که واقعا جالب است. حسابی لیموست. و عودی که علامت شیر رویش دارد یک بوی اصيل عالی دارد. .
خدایا چی نوشتم.
ولی لازم بود.
همه اینها با هم توی ذهنم می‌چرخید.
به‌علاوه خريد لب‌تاپ و دوربين و يك خط اي دي اس ال .
هفته جديد قرار است براي خودم كمي كادو بخرم.
بروم. مهمان‌مان رسید.

Posted by froogh at September 13, 2007 12:15 PM

نظر

مگه عود هم طعم بندي هاي مختلف داره؟؟؟

Posted by: ماكان at September 13, 2007 5:25 PM

لوتر نوشت «نه عملی برگزيده‌ايد، بلكه آن چه به رغم اراده‌تان، فكرتان، و آرزويتان برای شما پيش می‌آيد؛ آن راهی است كه شما بايد در آن گام برداريد....»

Posted by: يه‌دوست at September 13, 2007 2:25 PM

خيلي مخلصييييم
ـ از طرف شير همون سلطان جنگل ـ

Posted by: شوكين at September 13, 2007 2:13 PM

نظر بدهيد





اطلاعات شما حفظ شود؟