« فراخوان فرهيختگان قديم و جديد:) | Main | شبی از همین شبهای من »
پنجشنبه 15 شهریور 86 :: September 6, 2007
عاقبت جوینده یابنده بود
۱- امروز بعد از یک سال و اندی، پروژه تحقیقاتیمان بهنتیجه رسید. از خوشحالی به گریه افتاده بودم.
۲ - کتاب اوهام پل استر را خواندم. یادم باشد که دیگر با سلیقه آقای کتابفروش شهرکتاب آرین خرید نکنم.
کتابی معمولی، با صدتا داستان توی هم رفته و بسیار سطحی بود. تنها نقطه قوت کتاب ، ترجمه آقای احمدی آریان است .
۳- باید حسابی گیتار تمرین کنم. در طی ده ماه اخیر، بیش از یک میلیون تومان هزینه کردهام و ده درصد یادگرفته ام. معلمم عالیست و خودم بسیار تنبل و بیپشتکار.
شدیدا در صدد رهاکردنش هستم.هی میگویم حیف آن پول ، باید ادامه بدهم و بعد میگویم ده ماه دیگر که باز همین قدر پول دادم، بهخودم خواهم گفت حیف نان.
۴- بهشدت گرسنهام. باید سری به دوستم بزنم. خوابم میآید. گلهای دم ساختمان را باید آب بدهم.خانه نیاز به نظافت دارد.
حس همه اینها در من هست بهجز حس تمرین مزخرف گیتار. :(
----
پی نوشت:
پاواروتی فوت کرد. :(
Posted by froogh at September 6, 2007 8:58 PM
نظر
فروغ جون من هم همین مرض رابا تمبک داشتم 2سال پول بی زبان را ریختم آب جو و حالا ساده ترین ریتم ها را هم بلد نیستم.از من میشنوی بی خیال شو یه مدت.روی شنواییت کار کن وقتی قوی شد باز برگرد سراغ تمرین.
Posted by: juddy at September 6, 2007 9:46 PM
Dooste aziz
chera fekr mikoni ke BAYAD guitar yad begiri?!chera bejash kari ke shoma ra sare zogh biyavarad anjam nemidahi?
فروغ:
چون خیلی پول داده ام . زورم می یاد ول کنم. :)
Posted by: neylabak at September 6, 2007 9:36 PM