« زندگی دوگانه ورونیک | Main | روزهای خوب »

شنبه 7 مهر 86 :: September 29, 2007 

شبهای تنهایی 5

دلم یک کلام خوب می خواهد.. حتی یک خط.. از یک کتاب خوب.. یا از یک فیلم عالی..یا از یک دوست ..
امشب دلم فقط یک کلام خوب دانشین می خواهد..فقط همین.

Posted by froogh at September 29, 2007 11:32 PM

نظر


هیچ کس منتظر خواب تو نیست که به پایان برسد

لحظه ها می آیند ، سالها می گذرند

و تو در قرن خودت می خوابی

هیچ پروازی نیست برساند ما را به قطار دو هزار و به قرن دگران

مـگر انگیزه و عشق ، مگر اندیشه و علم

مـگر آئینه و صلح ، و تقلاء و تلاش

بخت از آن کسی است که مناجات کند با کارش....

Posted by: vina at October 27, 2007 7:46 PM

ansooye jangale mojganash
ramzi gharib nahan bood
ramze kereshmehaye ravan bood
tarik O vahmnaktar ze peydayeshe jahan bood
ey atre khab rafteh
ey roodkhanei keh mara beh nirvana-khahi resand
beh sooye to mi ayam
tayammom khaham kard
ba khake rahe to
ey marg ey nasime rahai

Posted by: ss at October 9, 2007 2:43 AM

فروغ جان جمله پروردگارا به من توانایی ده.... از دکتر نیبوهراستادعملی دین مسیح می باشد
برگرفته از کتاب ایین زندکی دیل کارنگی
منبع شما چه کتابیست
فروغ:
من توی کتاب گوسفند نباشیم ، دیدم. . اونجا یه سری جملات از آدمهای معروف داره. البته ممکنه اشتباه کنم. می رم می بینم دوباره.

Posted by: yasaman at October 3, 2007 12:27 AM

سلام فروغ جان
کامنت من هم پرید
"چه کسی باور می کند رستم"
"درخت زیبای من"
"بادبادک باز"
"هزار خورشید درخشان"
هر چهارتا را شهر کتاب ونک می توانی پیدا کنی.
راستی من بعد از این تهرانم. اگر مایل باشی و وقت داشته باشی می توانیم هم را ببینیم
می بوسمت خانوم مهربان

Posted by: نیروانا at October 2, 2007 3:46 PM

سلام فروغ جان
کامنت من هم پرید
"چه کسی باور می کند رستم"
"درخت زیبای من"
"بادبادک باز"
"هزار خورشید درخشان"
هر چهارتا را شهر کتاب ونک می توانی پیدا کنی.
راستی من بعد از این تهرانم. اگر مایل باشی و وقت داشته باشی می توانیم هم را ببینیم
می بوسمت خانوم مهربان

Posted by: نیروانا at October 2, 2007 3:44 PM

سلام فروغ جان. یه جایی شروع کردم به نوشتن یه چیزایی، گاهی سرس بزن و نظرت رو بگو. مرسی

Posted by: مینا at October 1, 2007 7:50 PM

چه کسی باور می کند رستم؟
اگر نخوانده ای حتمن بخوان فروغ جان. راستی من آمده ام تهران. هر وقت فرصت داشتی و دل ات خواست می توانیم قرار بگذاریم...
فروغ:
سلام
قرار می گذاریم. برای این روزهای تعطیلی خوب است؟ ایمیل می زنی؟

Posted by: نیروانا at October 1, 2007 4:40 PM

اگر تمام ما قدرت جادويي خواندن افكار داشتيم
نخستين چيزي كه در دنيا از بين مي رفت عشق بود .
برتراند راسل

Posted by: شوكين at October 1, 2007 2:58 PM

بدون تو تحمل بهشت ممكن نيست
وبا تو دوزخ ديگر جهنمي نيست

Posted by: شوكين at October 1, 2007 2:55 PM

سلام

Posted by: saba at October 1, 2007 12:08 PM

سلام
نمیدونم کتاب بار دیگر شهری که دوست میداشتم رو خوندی یا نه
جملات فوق العاده اش سخت دلنشینه
از نادر ابراهیمی
باید چند بار خوندش


مگذار که انتظار پشیمانی بیافریند

فروغ: اوه . دوستش نداشتم. خوندم ولي خيلي غمگنانه بود. خيلي

Posted by: hamid at October 1, 2007 10:44 AM

بدهیتو پاس کن خانوم فروغ . بدهیتو پاس کن . جای اینکه خیلی نادر ، در حد قابل صرف نظر کردن به بدهکاریت فکر کنی ، بگرد بستانکارتو پیدا کن و طلبش رو بده . خدا رو خوش نمیاد حق الناس رو ادا نکنیا ! حالا از من گفتن بود تو خواه پند گیر خواه ملال ! الحمدالله با خدا جونم که رابطه ات خوبه که . دیگه شما، ما رو بی خیال شو که دستمون به گوشت نمی رسه و میگیم نیست و نمیشه و پیدا کردنش سخته . چرا که نه ؟ هان ؟ فقط بعدش بیا برامون از همون یه کلمه ای بنویس که از همه سنگینی و درد زندگی راحتت کرده . قول؟
فروغ:
به خدا هر چه مي گردم پيداش نمي كنم !! از خدامه بدهيم رو بدم.

Posted by: مهدی at October 1, 2007 7:34 AM

يه چيزي نوشتم، حال داشتي بخون:
http:yekmard.wordpress.com

Posted by: yek mard at October 1, 2007 1:06 AM

پروردگارا به من توانایی ده تا انچه را که قابل تغییرست دلیرانه تغییر دهم و انچه را که غیر قابل تغییر ست صبورانه بپذیرم واین را از ان اگاهانه تشخیص دهم

کتاب دختری از ایران نوشته ستاره فرمانفرماییان
همچنین پشت دیوار بلند (ازکاخ تازندان
زندگی اذر اریان پور همسر وزیر بهداری هویدا رابخوانید

فروغ:
ممنونم. مي دانيد جمله اي كه نوشته ايد از دكتر شريعتي ست.

Posted by: yasaman at October 1, 2007 12:23 AM

بگرد، تنها حکایت دایره باقی ست.

Posted by: imy at October 1, 2007 12:10 AM

چه نيكو گفت «نيلوفر»

Posted by: «» at September 30, 2007 10:49 PM

ما در هیچ سرزمینی زندگی نمی کنیم . منزل حقیقی ما در قلب کسانیست که دوستشان داریم
(کریستیان بوبن)

Posted by: مسافر at September 30, 2007 8:20 PM

سلام
راجع به یادداشت " حرف بزنیم " کاملا همینطور است
به وبلاگتون لینک دادم

Posted by: مسافر at September 30, 2007 8:15 PM

پس از مدتها سلام
امشب تو را مهمان می کنم به:
هرکجا هستم باشم آسمان مال من است
پنجره,فکر,هوا,عشق, زمین مال من است.
فروغ: مرسي نازنين عزيز:* خيلي دلم مي خواد يه روز ببينمت.

Posted by: نازنین ایراندوست at September 30, 2007 7:55 PM

اين شبها، گير داده ام به اين ترانه، هي زمزمه مي كنم با خودم شعرش را؛ ميشه خدا رو حس کرد تو لحظه های ساده تو اضطراب عشق و گناه بی اراده بي عشق عمر آدم بي اتحاد مي ره هفتاد سال عبادت یک شب به باد می ره یک شب به باد می ره وقتی که عشق آخر تصمیمشو بگیره کاری نداره زوده یا حتی خیلی دیره ترسیده بودم از عشق عاشق تر از همیشه هر چی محال میشد با عشق داره میشه انگار داره میشه
فروغ:
حاجي رو بگو :)

Posted by: چهار ستاره مانده به صبح at September 30, 2007 4:39 PM

همه عمر دير رسيديم

Posted by: katy at September 30, 2007 4:31 PM

فروغ جون کامنت من تو پست قبلی کو؟ چرا منتشرش نکردی؟ من منتظر جواب بودم.
بهرحال مهم نیست. من همیشه میخوانمت و دوستت دارم. تو نماد زندگی هستی برای من.
فروغ:
اي بابا !! تو دومين نفري هستي كه مي گي كامنتت پريده !! ببخشيد ولي نمي دونم كجاست؟

Posted by: لیلی at September 30, 2007 3:53 PM

کامنت من کو؟؟
فروغ:
كامنتت رو نديدم !!!

Posted by: sayeh at September 30, 2007 1:21 PM

آي ستاره آي ستاره
بي تو شب نوري نداره

Posted by: شوكين at September 30, 2007 12:23 PM

هنوزم در پی اونم که میــــشه عاشقش باشم
مثل دریای من باشه ، منم چون قایقش باشم

هنوزم در پی اونم که عمری مرهــمم باشه
شریک خنده و شادی ، رفیــــق ماتمم باشه

خدایا عشق من پاکه، اگرچه عشقی از خاکه
منم اون عاشق خاکی که از عشقه تو دل چاکه

میگن جوینده یابنده ست، ولی پاهای من خسته ست
من حتی با همین پاها میرم تا حدی که جا هست

میگن جوینده یابنده ست، ولی پاهای من خسته ست
من حتی با همین پاها میرم تا حدی که جا هست


هنوزم در پی اونم که اشکامو روی گونم با اون دستهای پر مهرش کنه پاک و بگه جونم
بگه جـــونم نکن گریه منم اینجام، بزاردستاتو تو دستام
تو احساس منو می خوای منم ای وای تو رو می خوام
تو رو می خوام
تو رو می خوام
فروغ::)

Posted by: saba at September 30, 2007 11:36 AM

دوستت دارم حتی اگر ندیدمت
برای اینکه بودنت یکی از زیباترین اتفاق های دنیای مجازی ست

Posted by: نیلوفر at September 30, 2007 10:23 AM

دارم کتاب" چگونه پروست می تواند زندگی شما را دگرگون کند می خونم. اولین مطلبش در مورد سوال یک مجله است."اگه بهمون خبر بدن جهان داره به پایان عمرش می رسه و شما چند روز بیشتر وقت ندارید، در آخرین روزهای زندگی تون چه کار می کنید"
پروست جواب داده:
"به عقدیه من، اگر قرار باشد آن گونه که شما پیش بینی کرده اید بمیریم زندگی به ناگهان در نظرمان عالی جلوه خواهد کرد. فقط در نظر بگیرید زندگی چه بسیار برنامه ها، سفرها، روابط عاشقانه، پژوهش ها را از ما دریغ می دارد، که به سبب تنبلی و اعتمادمان به آینده آنها را نمی بینیم و به تعویق می اندازیم...."
کتاب خواندنی است.

Posted by: دختر at September 30, 2007 9:49 AM

هنر ديدن ا آن چيزيست كه ديگران نميبينند و بيان آن به شکلي كه ديگران ببينند

Posted by: nazanin at September 30, 2007 9:45 AM

دانشجويي سوالي مطرح كرد : استاد ، شما كه از جهان سوم مي آييد ، جهان سوم كجاست ؟ فقط چند دقيقه به اخر كلاس مانده بود . من در جواب مطلبي را في البداهه گفتم كه روز بروز بيشتر به آن اعتقاد پيدا مي كنم . به آن دانشجو گفتم : جهان سوم جاييست كه هركس بخواهد مملكتش را آباد كند ، خانه اش خراب مي شود و هر كس كه بخواهد خانه اش آباد باشد بايد در تخريب مملكتش بكوشد.
پرفسور حسابي

Posted by: مهدي at September 30, 2007 4:13 AM

يه عالمه جمله خوب توي اين دو تا فيلم هست. حتمن ببين. befor sunrise , before sunset

Posted by: ali at September 30, 2007 1:56 AM

مغزهای بزرگ, درخصوص ايده‌ها صحبت می‌کنند، مغزهای متوسط, در مورد حوادث بحث می‌کنند و مغزهای کوچک, درباره مردم بحث می‌کنند.

Posted by: يه‌دوست at September 30, 2007 12:54 AM

سلام فروغ. تنهایی امشب من با خوندن نوشته های تو پر شد. خوب می نویسی. خوب حرف می زنی. کمی مثل همیم.

به سایت اصلی ملکوت سری زدم تا ببینم امکان ایجاد وبلاگ هست یا نه. پیزی پیدا نکردم. لطفاً راهنماییم کن.
یونگ می گوید با هرچه مقابله کنید ایستادگی می کند. یاد گرفته ام که با تنهایی مقابله نکنم. امشب تو به دادم رسیدی.
فروغ:
مينا جان براي عضويت در ملكوت بايد با صاحب خانه سايت كه آقاي داريوش ملكوت است تماس بگيري. سايت ايشان با نام ملكوت در لينكهاي من هست.

Posted by: مینا at September 30, 2007 12:01 AM

دلم گرفته
دلم گرفته عجیب گرفته است.
وهیچ چیز
نه این دقایق خوشبو، که روی شاخه نارنج می شود خاموش،
نه این صداقت حرفی ، که در سکوت میان این دو برگ گل شب بوست،
نه، هیچ چیز مرا از هجوم خالی اطراف نمی رهاند.
و فکر می کنم
که این ترنم موزون حزن تا به ابد شنیده خواهد شد
........

ببخشید فروغ جان چیز خوبی برای نوشتن پیدا نکردم اما حس می کنم شما را درک می کنم

Posted by: مژگان at September 29, 2007 11:52 PM

نظر بدهيد





اطلاعات شما حفظ شود؟