« ? | Main | خط های تو مرا خسته کرد »
پنجشنبه 8 شهریور 86 :: August 30, 2007
مرا ببر به دیار فراموشی
بزرگترین دردی که یک مرد به یک زن میتواند هدیهکند تا برای همیشه یادش بماند ،خیانت است....
چطور میتوان فراموش کرد؟
کاش سرم گرمتر شود.. و همین امشب را با تنهاییام کیف کنم..
گوگوش میخواند...غایب همیشه حاضر.. تو رو باید از کی پرسید؟
Posted by froogh at August 30, 2007 11:16 PM
نظر
بین دو نفر دوستی و عشق در یک زمان شروع می شود ولی از آنجا که هیچ ارتباطی ابدی نیست متاسفانه در یک زمان مشترک برای دو طرف این احساس پایان نمی یابد و یا این که شدت این احساس در دو طرف یکسان نمی ماند و به زبان ریاضی شیب منفی آن در دوطرف مختلف می باشد و در نتیجه در یک مقطع یکی بیخیال احساس مشترک میشود و طرف مقابل نام آن را خیانت و نامردی و .... می گذارد. اشکال در دیدگاه ابدی دانستن عشق و دوستی است.چرا برای هر چیزی تاریخ مصرف و عمر مفید در نظر می گیریم غیر از عشق. آیا فروغ در کارش عمر مفید برای هر چیزی در نظر نمی گیرد؟
فروغ:
به نظر من خیانت با این فرق دارد. خیانت یعنی وقتی کسی در حال ابراز عشق به توست و هم زمان با نفر دیگری نرد عشق می بازد و عقیده دارد که دلش برای عشق ورزی و جسمش برای عشقبازی با چند نفر به طور همزمان جا دارد. و البته تو این جواب را وقتی می شنوی که قضیه را بفهمی وگرنه به تو نمی گوید چون عقیده دارد بهتر است آرامش حفظ شود.
عمر مفید در دوستی؟ درعشق؟ نه . در نظر نمی گیرم. و عقیده ای به آن ندارم. به نظرم یک دوستی اگر بر بر اساس درستی بنا شود و با با تلاش دو طرفه برای ساختن و بارور کردنش تلاش شود هرچه بگذرد بزرگتر و عمیق تر می شود. دوستی ماشین نیست. چرا برای علاقه به سکس، به پول و به زیبایی طرف زمان مصرف قرار می دهم. اما برای چیزی که از روح نشات می گیرد نه.
Posted by: مهم نیست 2006 at September 1, 2007 7:00 PM
وقتی کمتر می نویسی یعنی همه چیز تقریباً خوب و آرام داره دنبال میشه ،آمار نگرفتم اما فکر می کنم تقریباً 70 درصد پست ها در نیمه دوم هفته نوشته میشن ، پس میشه گفت خسته گی ها ،دلتنگی ها و بی حوصله گی هات در آخر هفته اتفاق می افتن. شاید کارت زیاد ازت انرژی میگیره بهرحال
یه فکر به حال آخر هفته بکن ، تو که برنامه ریزی رو خوب بلدی ، جوری آخر هفته رو بچین که هم استراحت کافی برات داشته باشه و هم پر از نشاط باشه.
در ضمن کون زندگی همیشه واسه همون لگده میخاره، پس میزنیمش ، و هر بار هم محکم تر.
Posted by: بابک at September 1, 2007 4:48 PM
خيانت مرد به زن ، خودش پيچيده و گنگه
حالا قرار بشه كادو پيچ و هديه هم بشه
چي ميشه !!!!!!!!
Posted by: شوكين at September 1, 2007 1:01 PM
salam
etefaghi veblogeto didam.
man ham mesl u hastam .
alan nemitunam zead type konam.
shayad betunam khaterat va etelaat in doranam ro behet bedam . mitunim ba mail bishtar sohbat konim?
hatman u ham harfhaee zeadi dari ke be dard man bokhorad.
man tunestam faghat 2 ta post u ro bekhonam
Posted by: shabnam at September 1, 2007 2:10 AM
سلام. شايد بهتر باشه آدم كودكانه برخورد كنه با قضيه. گاهي طنز، فكاهي و اغراق راهگشاتر از فراموشي يه. شايد شعار به نر برسه اما، من اين نگاه نه جدي! در نصف مال تو نصف مال من دوست داشتم. گاهي، ساده مي شود زندگي ... مرهم مي شود درد ... گاهي باد فقط نوع نگاه به حادثه را ... نمي دانم محور دنيا، لذت، خوشي، زندگي ... اگر خوت باشي آن وقت تاثير ديگران، بابت شادي يا غم خيلي كم و كمتر مي شود هي ... همين.
Posted by: چهار ستاره مانده به صبح at August 31, 2007 10:52 PM
Dear Forough,
I think this is my first comment for you, but I visit your quite often from wehereever I can. I felt this time I must leave a message for these few last postings. Dooste azeeze hamshahri, I truly enjoyed your point of view and more important the way you put things together, you are indeed a talented artist.
Posted by: Shahrokh at August 31, 2007 8:26 PM
فقط می دانم که این درد نمی تواند هدیه باشد فروغ جان.درد را که هدیه نمی دهند
به جانت می ریزند.
قبلن ها یکی بود به نام خسرو جز کامنت گذارهای همیشگی ات بود.کامنتهایش دومین انگیزه ام بود برای خواندن وبلاگت. هیچ می دانی کجاست.کامنت نمی گذارد .اگر وبلاگی دارد آدرسش را می دهی
فروغ:
خسرو را برایت پیدا می کنم و آدرس وبلاگش را می گذارم دوباره زیر همین کامنتو فقط باید کمی بگردم.
خوب گشتم و پیدا شد:
آدرس وبلاگ:
http://esnips.com/web/drafts
ایمیل:
khosrowa@excite.it
Posted by: پرستو at August 31, 2007 11:55 AM
خاطره نفرت بیشتر از محبت می مونه
Posted by: tireng at August 31, 2007 10:17 AM
از درد خیانت زن به مرد بدتره؟
فروغ:
نمی دونم..
Posted by: محسن at August 31, 2007 2:49 AM
Foroogh, khaharam.
Posted by: ... at August 31, 2007 2:42 AM
khiayan eyne khore roohe adam o mikhore vay man bad tajrobash kardam . vaghty ke kenare daste khodam bood behem khiyanat kard . hese talkheto dark mikonam va jelebe ke tarafe moghabelam mige mage man chi kar kardam ? ghatl ke nakardam . amma be nezare man az ghatl bad tare . omidvaram betooni zoodtar faramoosh koni azizam .
Posted by: شمع آجین at August 31, 2007 12:58 AM
این وسط یک چیزی بوی زندگی می دهد .....
Posted by: فرناز at August 31, 2007 12:57 AM
نمیدونم چرا
ولی بدجوری به این حالتت حسادتم شد !
با اینکه زیادی هم تجربه ش کردم !
البته بدون عرق گندم !
دلیلش رو هم نمیدونم !
بیشتر دوست دارم آهنگ رو گوش بدم تا اینکه خودم بزنم و دلیلش شاید این باشه که از لذت نواختنش بی بهره بودم !
دوست داشتنی هام در حال حاضر
خاطرات گذشته ، نارو خوردنها ، حس دوست داشتن و تنفر همزمان و .. هستن !
بهشون فکر میکنم
خراباتی میشم
میزنم بیرون
آخ !
دلم واسه زمستون خیلی تنگ شده !
انصافا دیدی خرابات توی زمستون چه حالی میده ؟ !!!!
Posted by: مـهـدی صـفــــــــــــــــا at August 30, 2007 11:32 PM