« لاکی لوک | Main | چقدر به وبلاگ معتادید؟ »
سه شنبه 6 شهریور 86 :: August 28, 2007
شما هم بدونین ، بد نیست
این را بنویسم که حیف است نگفته بماند. :)
معلم موسیقیام آمد. لابلای حرفها پرسید از اون آقاهه چه خبر؟ خیلی خونسرد گفتم: دوباره مرد. خندید و گفت: عین بچه مدرسهایها هستین ها! گفتم : نه. اتفاقا تازه بزرگ شدم. باید برمیگشتم تا خوب خرفهم میشدم. وقتی خوب خر فهم شدم، به خودم گفتم فروغ جان باورت شد که خیلی خری؟حالا برگرد و یک فاتحه بخوان برای امواتت و تمام!
گفت: میدانی مشکل تو کجاست؟ نه مشکل تو، مشکل خیلی ها؟
گفتم: چی؟
گفت: تو باید یک لیست بنویسی از توقعاتی که از یک مرد داری.مثلا صداقت، ساپورت روحی، ساپورت مالی، رفاقت، سکس، ازدواج و هرچی توی ذهنت هست. بعد بنشین و فکر کن آخه احمق اینهمه صفات خوب مگه توی یه نفر جمع میشن؟ بعد دسته بندی کن و بهجای یه نفر، چهار نفر رو بزار توی لیستت. و با هرکدوم در حد همون توقعت باش. مثلا اگه کسی رو بهش اعتماد داری برای درد دل، یک شب بشین باهش درد دل کن ولی اگه یه وقت فکر کرد میتونه باتو بیاد توی اتق خوابت، دستت رو بزن روی سینه اش و بگو نه اقاجان! شما فقط مال درددلی. واگه یکی جز سکس به درد دیگه ای نمیخوره ازش توقع نداشتهباش که صادق هم باشه. اگه صادق بود، دمش گرم، اگه نه، فقط بهعنوان همون ماشین سکس باهش باش. اگه از یکی پول میتونی قرض کنی، عاشقش نشو. اگه یکی وقتی مریضی بهت میرسه، دیگه توقع نداشتهباش که اگه پول هم خواستی بهت قرض بده. مگه تو به آبدارچی شرکتتون میگی نقشه هم باید طراحی کنی؟ یا به مدیر مالیات میگی چرا کار مهندسی بلد نیستی؟ فکر کردی مدیریت زندگی با مدیریت شرکتت فرق داره؟
پی نوشت:
با توجه به 6 کامنت اول این رو می نویسم: واقعا این قدر سخت حرف معلمم رو نوشتم که معلوم نیست اون می گه که عاشق کسی باش که ظرفیت عشق رو داره و اگر نداشت دوستی ات به صرف این که دارای ظرفیت عشق نیست قطع نکن. بزار اون آدم برای سایر دوستی هات. و همین طور اگر مردی با تو دوستی داره نباید فکر کنی که باید عاشقت هم بشه یا حق داره نوع فضای دوستی که تو براش قراردادی، رو عوض کنه.
شما فکر می کنین لزوما چون اون آدم مرد قراره باشه پس نمی شه چهاردوست برای چهار ظرفیت کاری مختلف داشت؟ پس چطور اگر زن بود من می تونستم با یکی برم خرید با یکی برم مهمونی و با یکی درد دل کنم و در عین حال هم جنس باز هم نباشم؟چون من عاشق یه زن که نمی تونم بشم !! یعنی برعکس قضیه رو می شه تصور کنین لطفا؟
Posted by froogh at August 28, 2007 10:28 PM
نظر
جمله معروفی هست که به درستی میگه: کسی که یکبار تونست دل شما رو بشکنه، حتما بازهم میتونه.
اما در مورد نسخه معلم موسیقی شما، به شدت مخالفم (گرچه خودم تو یک تایم مشخص اینکارو کردم).
البته من مخالف دوستهای معمولی و اجتماعی نیستم اما
این روش لیست درست کردن که من اسمش رو می گذارم " پازل گرایی" راهی هست که تو سنین نوجوانی (که نیاز به شناخت جامعه و افراد وجود داره) ممکنه سرپوشی باشه اما وقتی پخته شدی دیگه جواب نمی ده.
این یکی از روشهای پسرایی هست که میخوان دختره رو خر کنند و به سکس برسند و بعد بی بهونه بذارن و برن و دختره هم بگه چه آدم با شعوری بود!
احتمالا عشق قبلی شما هم همینطوری فکر میکرده.
بشین فکر کن ببین یکی دیگه رو برا چی میخوای؟ تفریح، گردش، خرید یا سکس هرکدوم قطعه مهم اما ناکاملی از یک پازل واحد هستند.
ممکنه پازلی باشه که 2 یا 3 قطعش نباشه، اما شما بتونی از تصویرش لذت ببری.
اما امکان نداره تکه هایی از پازلهای متفاوت رو در کنار هم بچینی و آخر به تصویر معنا داری برسی.!
وای به روزی که همه بخوان با اینکارا مثلا آدم زرنگی بشن، چون اونوقت هیچکس به هیچ چیز نمی رسه.
Posted by: آیدین at September 10, 2007 4:53 AM
متاسفم از اينهمه مرد نامرد
متاسفم
!
Posted by: saba at September 3, 2007 12:40 PM
سلام هم به تو هم به معلمت باورت نشه
چهار تا کمه هفت تا هشت تا و یا ... خیلی ساده هستی یا تو ساده ای یا معلمت نادون
یکی با خدا و صداقت بهتره تو خوب باش به اون فرصت بده تا هم سکس با تو رو خوب انجام بده هم با تو به آرامش برسه و... تو اونو بساز درست کن یه چیزهایی هر چند کم تو اون ابتای کار پیدا کن و سپس بپروران همان تور که میخوای اگه خواستی پیام بده بیشتر برات توضیح بدم
Posted by: مسافر غریب at September 1, 2007 11:07 PM
فروغ جان به غیر از اون دوستی که فقط خدمات جنسی اراثه میده ، بقیه رفقا و دوستی با هوشون مورد تایید دوستان هستندو مشکلی نیست. ولی از شوخی گذشته ما فکر کردیم معلمت معتقده میشه یک نفر رو فقط بخاطرسکس به عنوان دوست و در کنار بقیه قبول کرد!ولی فکر کنم منظورش این بود که بقیه رو اگه سکسی نیستند ولی قابلیت های دیگه دارند به عنوان دوست باید نگهداشت درسته ؟
فروغ:
بله. خدا رو شکر بلاخره یکی فهمید اون بیچاره چی می گه.:)
Posted by: nasrin at August 30, 2007 3:17 AM
من هم به حرف معلمت فکر کردم و از آنجایی که به مساوات بین زن و مرد معتقدم فکرکردم تو رو با کدوم منظور می تونم انتخاب کنم. به درد ساپورت مالی نمی خوری چون مشهدی هستی. نمی شه باهات درد دل کرد چون از فرط خودخواهی هیچکس دیگه رو نمی بینی از صداقت هم فقط بی چشم و رویی رو یاد گرفتی به درد سکس هم نمی خوری چون اگر به درد بخور بودی تا حالا زمین نمی موندی راستی تو به درد چی می خوری ؟آدم چرا باید وقتش رو صرف تو کنه ؟یه آدم گنده دماغ غرغرو
فروغ:
:))))))
Posted by: ابوالهول at August 30, 2007 2:16 AM
انسانها را ماشین دیدن بد است اما برای خود ماشین سکس درست کردن بیشرمانه است.
فروغ:
انسانها را نباید ماشین دید.آن هم ماشین سکس.. اما بعضی از انسانها هستند که خودشان را تا همین حد پست می کنند. رفتار با آنها هم در حدی که خودشان خواسته اند و راهی جز این برایت نمی گذارند، بی شرمانه است؟
البته یه چیزی..
من واقعا با اینکه معتقدم سکس لزوما با عشق نباید همراه باشد اما واقعا خودم نمی توانم بدون دوست داشتن کسی حتی دستش را بگیرم. دستم یخ می زند.
Posted by: jani at August 29, 2007 8:50 PM
فروغ جان من تقریبا هر روز وبلاگ شما را می خونم و خیلی دوسش دارم.
خیلی خوشحالم که به این نتیجه رسیدی، راستش منم در زمینه عشق حماقت کردم و واقعا به اون چیزی که معلم موسیقی بهت گفته اعتقاد دارم.
خوش باشی
Posted by: الهام at August 29, 2007 4:10 PM
ما مشكل شما را مي دانيم بانو
مشكل شما اينه كه از يه عده آدم جهان سومي،اونم از نوع ايرانيش ( به واسطه كتابها و رمانهايي كه خوندي) توقع كنش و منش جهان اولي داري
و هر بار كه اين توقع براورده نميشه حسابي تو ذوقت ميخوره
در مورد معلم موسيقي هم حدس من اينه كه ايشون تفكرات سنتي دارند كه به واسطه آشنايي با موسيقي نو بيان ميشود و نميتونه براي كسي مثل شما راهگشا باشه
ببخشيد اگه جسارت شد
Posted by: شوكين at August 29, 2007 8:23 AM
ببین دوباره این معلمت رو صدا کن و ازش بپرس چرا؟ چرا چند منظوره اش پیدا نمی شه آخه؟ عمر و وقت ما زن ها تلف شد رفت که!!!!
فروغ:
خوب برای همین که منم دنبال چند منظوره اش بودم گفت بی خود نگرد که نیست. اون پیره . خیلی خودش گشته و پیدا نکرده.:))
Posted by: sayeh at August 29, 2007 6:34 AM
هرکسی یک سری نقاط ضعف و یک سری نقاط قوت داره از این جهت با معلمتون موافقم مثلا اگه یک مرد برای عشق یا ازدواج بره سراغ دختری که خیلی خوشگله ولی خره حق نداره غر بزنه این چرا نمیفهمه من ازش درک متقابل هم انتظار دارم (وقتی آدم چیزی رو انتخاب میکنه باید نقاط ضعفش رو هم در نظر بگیره دیگه) ولی از این جهت موافق نیستم که به قول خودتون چهار نفر رو آدم همزمان داشته باشه.
یک چیز دیگه در مورد عشق و سکس نظر شخصی من اینه که اگه آدم با کسانی که بینشون عشق دوطرفه وجود نداره سکس داشته باشه از استحکام عشقی که در آینده میتونه پیدا کنه کم میشه، جاش توی وجود آدم باقی میمونه.
این رو انکار نمیکنم که فشار نیروی جنسی این روزها خیلی بیشتر از گذشتههاست ولی انصافا به نظرم با نیاز غذا خوردن تفاوت داره: آدمی که زنده است هر روز مستقل از چیزهای دیگه برای بقایش باید غذا بخوره ولی بهنظرم کسی که خودش رو در معرض تحریک قرار نده، نیاز جنسیاش به حالت غیرقابل کنترل در نمیآد.
راستی چند نفر رو دیدید که به سکسورزی مستقل از عشقورزی عمل کرده باشند و در زندگی عاشقانهشون به طور بلندمدت خوشبخت شده باشند؟
Posted by: م.د at August 29, 2007 5:03 AM
مطلبی که می خواهم بگویم نیاز به روده درازی دارد اما سعی می کنم خلاصه و مفید در حد یک نظر باشد ان شاالله والبته چیزی به نام نوستالوژی هم هست در همه به یک اندازه نیست ولی هست ، بیچاره کسی که نوستالوژیک است و نمی داند که هست ، چون هر روز یا هر هفته یا هر ماه بسته به ضعف و شدت مجبور است زندگی اش را استفراغ کند ، آقای موزیسین انگار زیاد نوستالوژیک نیست اگر بود می دانست که همیشه قورمه سبزی بهتر از نان و پنیر نیست ، اما در عین حال آقای موزیسین احتمالا به استفراغ نمی رسد چون فاقد حس نوستالوژی ست( علی الظاهر البته)! که البته هیچ عیبی هم ندارد بلکه از یک منظر حسن هم هست چون همیشه از نظر ایشان قورمه سبزی بهتر از نان و پنیر است مگر این که معده ی محترم از قورمه سبزی خسته شده باشد یا پس بزند نه این که احساسات نوستالوژیکشان. شاید منظور نظر دوست بالا از دیدگاه انسانی دادن بار مثبت به احساسات نوستالوژیک باشد البته من بار مثبت و منفی نمی دهم اما به نظر من کسی که نوستالوژیک باشد و به نسخه ی ایشان عمل کند ارضاکه نخواهد شدبه استفراغ هم می رسد.باور ندارید امتحان کنید! اما نظر شما چیست؟
Posted by: mehdi at August 29, 2007 3:08 AM
راهه خودت رو برو.حرف دلت را به معلم موسیقیت نگو نگاهش به زندگی غیر انسانیست. دست نوشته خودت را بخوان . حیف است بعد از ان همه زحمت به این نتیجه رسیدن.انسانیت چیزی نیست که به سادگی ندیده گرفته شود.
من هر روز نوشته های شما را میخوانم. و آنها را آموزنده میبینم.گاهی انرژی میگیرم اما نوشته امروزتان را دوست ندارم. معلم موسیقیتان را عوض کنید.
فروغ:
چرا غیر انسانی؟ فکر می کنم مطلب را اشتباه برداشت کرده اید و چون احتنال می دهم خیلی ها اشتباه کنند توضیح می دهم که :
منظور معلمم این نیست که با چهار نفر باش و هرکدام را برای یک قسمت از زندگی بخواه و با هر چهار نفر هم رابطه عشقی داشته باش. اتفاقا برعکس. او می گیود هر آدمی ظرفیت چیزی را دارد. یکی صادق است. یکی گوش شنوا برای درد دل دارد. یکی دیگر جور دیگر. و لزوما سکس دلیل نمی شود که کسی خوب باشد و سکس نداشتن با کسی هم دلیل نمی شود که رابطه دیگری را نشود با آن آدم برقرار کرد. دوستی ها مراحل و انواع مختلف دارند.
این را هم خودم اضافه می کنم که در کل من از دسته زنانی هستم که فکر می کنم داشتن سکس الزاما با عشق همراه نیست. ایده الش با عشق است ولی نیاز به سکس مثل نیاز به آب و غذاست. اگر داری می میری، می گویی تا کباب برگ نباشد غذا نمی خورم؟ نه عزیز جان .. سنگ هم می خوری .. خوشمزه هم به دهانت هست. ولی خوب .. من هم اگر کباب برگ و استیک و نان و پنیر داشته باشم ، اول می روم سراغ استیک ./
Posted by: jani at August 28, 2007 11:19 PM
داری از بی راهه سر در مییاری
Posted by: jani at August 28, 2007 11:06 PM