« این غر نیست ، یک طنز تلخ است | Main | نگاه اول »
سه شنبه 30 مرداد 86 :: August 21, 2007
طعم تلخ تقدس
آن کیف کوچک قرمز مال من نبود..
از آن تو هم نیست.
یک مرد ، روزی آمد..
روزی که مثل همه روزهای خدا نبود..
و گفت که او هم مثل همه آدمهای خدا نیست..
گفت استثناست..
مرد کیف کوچک قرمزی به زن هدیه داد ..
او را بوسه زد و گفت : تو بهترینی.. بالاترینی.. معشوقترینی..
تو عزیزترینی..
و نگفت که حد و اندازه چیست..
مرد میان غبار زندگی گم شد..
و آن زن مرد.
کیف را ببر..
و هدیه کن بهآنکه مقدسترین است.
وتنها کسیست که بهاو گفتهای عاشقش هستی.
Posted by froogh at August 21, 2007 12:24 AM
نظر
چه نوشته زيبايي خيلي با معنا بود...
Posted by: جواد غلامي at August 21, 2007 1:18 PM
خیلی قشنگ بود
پس هنوز هم در دل غمگینید:
حوادث دردناک گذشته برای این نیستند که برامون تبدیل به باری بشند. اونها تجربیاتی هستند که میتونیم ازشون یاد بگیریم.
.
راستی
Posted by: م.د at August 21, 2007 11:46 AM
کیف که میگویی
یاد می اید
بوسه
دوستت دارم
عشق
نگاههایی که براق بود
شانه ای که خیال پناه بود انگار
اغوشی که توهم یک جای امن بود
و کاش
بوسه بوسه بود و دوستت دارم خود دوست داشتن
...
کاش همه را ببرد...حتی ردشان را...تصویرشان را
کاش همه را ببرد فروغ
کاش
Posted by: لوتوس at August 21, 2007 7:39 AM
طعم تلخ تقدس
مثل طعم طنز تلخت
مثل طعم مشهد مشهد گفتنهای تو و یاداوری دوران دانشجویی من در ان شهر ِ نمیدانمچه
مثل طعم این روزهای من
شاید تو
و یا حتما خیلی های دیگر
...
Posted by: لوتوس at August 21, 2007 7:35 AM