« چراغ های رابطه را روشن کنید . | Main | رهايم كن »

پنجشنبه 11 مرداد 86 :: August 2, 2007 

فكر بي فكر

فردا به‌مدت ده روز مي‌روم مشهد. مطمئن نيستم كه بتوانم از آنجا چيزي بنويسم.

خيلي دلم مي‌خواهد درباره كتابهاي زيادي كه اين مدت خوانده‌ام، تئاترهاي قشنگ و موسيقي بنويسم. شايد عصر اگر زمان داشتم.

همين را بگويم كه تئاتر خانوداه تت را از دست ندهيد . يكي از كارهاي خوب مائده طهماسبي و همسرش فرهاد آييش است. گرچه بدون آنتراكت، طي زماني طولاني اجرا مي‌شود و كمي خسته‌خواهيد شد اما خستگي‌تان كه رفت، مزه خوب آن را روزها همراه خواهيد داشت. مخصوصا آييش كه شاهكار است.(وقتي زير ميز قايم شد ياد من بكنيد كه صحنه فوق‌العاده‌اي‌ست).

تئاتر عشقه هم كاري از آقاي رحمانيان است با بازيگران عالي و موضوعي خوب كه خيلي درباره‌اش خوانده ام و وقتي از مشهد برگردم خواهم‌ديد. فكر مي‌كنم در سالن چهارسو و ساعت 19.45 اجرا دارد و امروز اجراي دوم است.

لبخند باشكوه آقاي گيل را با اين‌كه لوليان نوشته مزخرف است و سليقه‌ كتاب و شعر و تئاترش شبيه من است، خواهم‌ديد. به‌خاطر فرزانه كابلي. مگر اينكه لوليان پايش را به‌زمين بكويد و بگويد : نه!! واقعا مزخرف بود!!

درباره كتابها عصري مي‌نويسم.

Posted by froogh at August 2, 2007 9:35 AM

نظر

با تاتر خانواده تت موافقم واقعا معرکه بود به خصوص بازی لیلی رشیدی که اصلا توقع نداشتم

. . . سفر به خیر

Posted by: بهار at August 4, 2007 1:25 PM

الحق که خانواده تت بسیار تئاتر زیبایی بود واقعا آدم وقتی تئاتر مجار می بیند دریچه چشمش به دنیای زیبایی باز می شود من هم لذت بردم ولی اگر از مدت زمان بدون آنتراکت آن شاکی هستی من دیدن تئاتر لبخند با شکوه آقای گیل را توصیه نمی کنم چون کاملا در حال خمیازه گشیدن و نگاه کردن به ساعت خودت خواهی بود در مجموع کار جالبی نیست ولی ارزش دیده شدن دارد اما در ذهنت ماندگار نخواد بود راستی دیدن تئاتر انتظار در کافه پارکر (اقتباسی از اثر فروشنده آرتور میلر) رو بهت پیشنهاد می کنم اولا 35 دقیقه بیشتر نیست ثانیا با وجودی که در کارگاه نمایش تئاتر شهر اجرا می شود ولی از سیک بسیار قشنگی استفاده کرده و در عین سادگی دل پذیر است
فروغ:
مرسي از راهنمايي. حتما مي بينم.

Posted by: barbod at August 3, 2007 2:41 PM

يك نيم نگاهي مي اندازيد به كافه زن؟

Posted by: sarah.T at August 3, 2007 4:41 AM

پاکوبان... نههههههه واقعن مزخرف بود :))

فروغ:
اوه اوه!! باشه بابا . نمي رم :))

Posted by: ليلي at August 3, 2007 3:46 AM

به آقا رضا سلام برسون
سوغات فراموش نشه :)

Posted by: يه‌دوست at August 2, 2007 1:48 PM

ببين مشهد كه رفتي اگه وقت كردي
يه سر،سر قبر كلنل پسيان برو
و از طرف من يه فاتحه بخون
ممنون

Posted by: شوكين at August 2, 2007 12:13 PM

فروغ جان من هم به عشق خانم کابلی و آقای فراهانی رفتم تئاتر لبخند باشکوه آقای گیل رو دیدم ولی به جای لذت بردن خورد توی ذوقم کلی. نه بازیها اون طور که توقع داشتم بود و نه کل داستان...خیلی پراکنده بود و نتونسته بودن خوب جمعش کنن. ولی من هم دلم میخواد خانوداه تت رو ببینم، شاید همین روزها

Posted by: مانا at August 2, 2007 10:27 AM

نظر بدهيد





اطلاعات شما حفظ شود؟