« خوش باش که پخته اند سودای تو دی | Main | چراغ های رابطه را روشن کنید . »
دوشنبه 8 مرداد 86 :: July 30, 2007
چراغهاي رابطه تاريكند.
سوال ۱ - او خرده نیاز مرد ثروتمندی بود که از سر ........... دزدی میکرد. (بهترين گزينه براي جاي خالي كدام است؟)
۱)عشق
۲)عادت
۳)تفریح
۴)نیاز به یک مکمل
۵)گزینه بهتری دارم :......
سوال ۲ - اگر زندگی مرد ثروتمند فوق الذكر را بهبازی فوتبال شبیه کنیم، و معشوقه هافبک بازیباشد، بهنظر شما نقش همسر در این بازی چیست؟
۱) دروازهبان
۲)مربی
۳)گلزن
۴)جام طلایی که بهخاطرش بازی میکنی.
۵)گزینه بهتری دارم :......
به بهترین جواب منطقی،بهقید قرعه شام عالی داده میشود. :)
پيوست:( يك روز بعد)
الف- منظور از ثروت مرد، پول نيست. فكر كردم واضح باشد كه ثروت مرد خوشبختي زياد او با فرزندان و همسر و عاشق بودن اوست.
ب-براي سوال دوم نوشته بودم كه زندگي مرد يك بازي فوتبال باشد. طبعا همسر مرد هم جزو همان تيم است. تيم مقابلي دركار نيست. جنگ نيست. فرض كنيد قرار است همه افراد اعضاي سازنده زندگي مرد باشند.همان مرد خوشبخت سوال يك.
ج-لطفا سوالات مرا شخصي نكنيد. منظور من از اين سوالات پيدا كردن جواب براي دليل برخوردها و موارد مشابهي ست كه از مردان جامعه مي بينم.مرداني كه بعضا بسيار موفق و بنا به گفته خودشان بسيار بسيار خوشبخت و عاشقند.درباره نقش معشوقه بعدا حرف خواهيم زد. فعلا مي خواهم ببينم تصورات يا واقعيات (مخصوصا مردها) درباره طرف اول قضيه چيست؟
د-جوابهاي خودم را هم مي نويسم:
سوال اول:
پر كردن زمان با يك واقعه كه مي تواند هيجان داشته باشد
سوال دوم:تا حدي با عطا موافقم.ولي جواب خودم اين است كه همسر جام طلاييست كه به خاطرش بازي زندگي انجام ميشود و اگر قرار باشد از مرد گرفته شود، هدفش را از دست خواهد داد. به خاطر اين جام حاضر است هافبك را به نيمكت ذخيره بفرستد يا حتي از تيم بيرونش كند. براي همين است كه بيش از نود درصد مرداني كه معشوقه دارند حتي اگر ادعا كنند از زنشان بيزارند حاضر به طلاق نميشوند.چه به رسد به مرد بسيار بسيار خوشبخت داستان ما كه ادعا مي كند عاشقانه زنش را مي پرستد.
Posted by froogh at July 30, 2007 9:29 AM
نظر
الف) تاحدي درسته.
ب) يا مثالت اشتباهه، يا استنتاجت. در فوتبال الزاما تيم مقابل وجود داره. زندگي جنگه. و كساني در اين جنگ پيروزند كه خوشبختتر هستند.
ج) جامعه متشكل از افراد و اشخاصه. به عقيده من هيچكس جامعهشناس خوبي نميتونه باشه مگر اينكه آدمشناس يا شخصشناس خوبي باشه. بايد نظرات شخصي رو گرفت و از دل اونا استنتاج كرد.
د) اگر خواست شما نتيجهگيري از يه نظرسنجي يا چيزي شبيه اينه، شايد بهتر بود كه نظر خودتونو در يك پست جداگانه و البته بعد از اتمام اين نظرسنجي مينگاشتيد. فكر ميكنم اگر كسانيكه در نظرسنجي شركت ميكنن از نظر نظرسنج بياطلاع باشن، نتيجهى بهتري حاصل بشه.
.
نظر شما در جواب به سوال دوم (جسارتا) منطقي نيست. اگر همسر جام طلا باشه و بخاطر جام بازي ميشه، دليلي نداره همسر داخل تيم باشه و اين ممكن نيست. اين مثال فوتبالي شما با توجه به عقايدتون مثال مناسبي نيست.
فوتبال يه بازي گروهيه، متشكل از بازيكنان و كادر مربي و تيم پزشكي و پشت سر اينها فدراسيون و هواداران. اينكه مورد مناقشه (همسر) جزئي از تيم باشه و در عين حال جام طلا، يا مساله رو يه بازي بدون رقيب در نظر بگيريم، ميشه شبيه يه پازل، كه نه رقيبي در كاره، نه جنگي، ...
تصورات آدمها (عليالخصوص مردها) رو اگه ميخواي بدوني شايد راه بهتري باشه. و اون گفتگوي مستقيمه. اينجا هركس ميتونه با كلي فكر و كنايه و اشاره و استعاره و ... حرف بزنه. نه لحني در كاره، نه آهنگ صدايي كه بشه فهميد پشت حرفاي نوشته شده چه طرز تفكريه.
نكتهى مثبت اين پست اينه كه خوانندگان رو درگير يه گفتگو و پيگيري گفتهها ميكنه. شايد بتوني از لابلاي اين گفتهها به مطلوبت برسي. ولي اين غايت مطلوب نيست. به تعداد افراد ايده و سليقه وجود داره. نميشه جامعه رو كه متشكل از مجموعهى ايدههاست منحصر به يك يا چند نظر محدود كرد.
بايد گشت، بحث كرد، جستجو كرد، شايد بخشي از سلايق جامعه رو بشه درك كرد.
Posted by: يهدوست at July 31, 2007 6:35 PM
گزینه 5 برای هر دوسئوال که البته درست ترش رو بگم گزینه پیشنهادی است که شاید هم گزینه بهتر نباشد.
1 . بیماری
حتی اگر بر اثر یک نیاز باشه و این نیاز کاملا به حق باشه من اونرا به یک بیماری نعبیر می کنم.
در این بیماری 2 عامل ِ احتمالی داریم اینترنالی و اکسترنالی.
بیمارانی که به خاطر عوامل اینترنالی دزدی می کنند از نظر من در رده حیوانات هستند.اما اونهایی که به خاطر عوامل بیرونی دزدی می کنند رو باید بررسی و
Posted by: بابک at July 31, 2007 5:04 PM
Posted by: . at July 31, 2007 4:36 PM
ببین اگه یه مرد زن دار به تورت خورده و حالا با این سوال و جواب ها می خوای ...... به هر حال از من می شنوی کات کن در هر مرحله ای که هست اخرش واسه معشوقه هیچی جز درد سرخوردگی و طرد و احساس تنهایی بیشتر از قبل باقی نمی مونه . زنگ تفریح شدن و بعد رها شدن به حال خود مزخرف ترین حس دنیاست . حالا این بهترین حالتشه . در بدترین حالت هم میشه این دختره شهلا معشوقه ناصر محمد خانی .
فروغ:
مرد زن دار که خیلی به تورم می خوره . و فکر می کنم با این اوضاع اجتماع به تور بیشتر زنها و دخترها ی دیگه هم می خوره.پس خیال کردی واسه چی این سوالات رو می پرسم؟
راستی تو می دونی لحن خوشایندی نداری؟
Posted by: فرقی نداره at July 31, 2007 4:14 PM
سلام فروغ جان. من با نظر شوکین کاملا موافقم ولی اضافه میکنم که اگر مردی که حوشبخت و عاشق هست دنبال هوسبازی ( که البته معشوقه نیست یک چیزی دز حد زنگ تفریح هست) میره از روی هوسه وبراش مئل یک بازی میمونه
نه بیشتر در ضمن سئوالت اصلا واضح نبود و فقط اگر علم غیب داشتیم میتونستیم بفهمیم
یک نکته دیگه
مردها خیلی ساده تر از زنها هستند و زنهای با هوش و با تجربه بهتر اونا رو مسشناسند تا خودشون:)):
Posted by: nasrin at July 31, 2007 4:00 PM
تفريح
دروازه بان
Posted by: جان شيفته at July 31, 2007 1:29 PM
چراغهای نظرها روشن هستند!
Posted by: داريوش at July 31, 2007 12:09 PM
سلام
با پيوستي كه زدي به نظر من جواب به هر دو سوال منوط به يك چيز است : محل حضور حضرت عشق
الف - مردي كه دزدي ميكند اگر عشق با او باشد نه از سر عادت است و نه تفريح ، خود عشق است .
ب - اگر عشق با همسر باشد ، همسر رييس باشگاه است و هافبك مي آيد و مي دود و ميرود اما جام طلا به كلكسيون افتخارات رييس مي رود . اگر عشق با معشوق باشد هافبك ، بازيساز و همه كاره ميدان فوتبال است و همسر دروازه باني است كه فقط مي كوشد از خوردن گلهاي بيشتر خودداري كند
Posted by: شوكين at July 31, 2007 11:55 AM
جواب دقیقی برای سوالات شما ندارم ولی
با توضیحات شما خیلی موافق نیستم
من فکر می کنم اساس این مطلب
که "مردانی که
" بعضا بسيار موفق و بنا به گفته خودشان بسيار بسيار خوشبخت و عاشقند"
فرض کنید خودمون رو به جای "اون مرد" اگر در نظر بگیریم
و بعد ببینم می تونیم معشوقه بگیریم
و اگر بلی
اونوقت چقدر در گفتارمون صادق هستیم
- باز با در نظر گرفتن اینکه
گاهی افراد خودشون رو هم می تونند توجیه کنند-
مورد دوم این که
"براي همين است كه بيش از نود درصد مرداني كه معشوقه دارند حتي اگر ادعا كنند از زنشان بيزارند حاضر به طلاق نميشوند"
این لزوما دلیل بر دوست داشتن و ترجیح نیست
خیلی ها از شرایط اجمتاعی، عواقب بعدی
و تنها موندن هست که این کار رو نمی کنند
خیلی ها هم از تغییرات بزرگ تو زندگی می ترسند.
Posted by: پیام at July 31, 2007 11:20 AM
1- گزینهی پنج: مرد دوباره خودش رو میتونه باور کنه. و به تواناییهایی که در زندگی مشترک دیگه جای بروز نداره یا به چشم نمیاد دوباره مجالی برای تمرین و ابراز وجود بده.
مرد تو این رابطهی موازی هیجان و اعتماد به نفسی رو تجربه میکنه که فقط تا زمانی دارای اهمیت و هیجانه که به موازات زندگی مشترکشه. وگرنه که میشه یه رابطهی معمولی مثه باقی روابط.
2- همسر این مرد خود مسابقهست، خود بازیه. وقتی باشه همه چی سر جاشه و تازه باقی گزینهها مزه و معنی پیدا میکنن.
Posted by: ayda at July 31, 2007 11:19 AM
سوال اول اصلاً سوال درستی نیست؛
چرا؟
چون اهمیتی ندارد مرد ثروتمند چرا از سر فلان یا بهمان دزدی میکند، وقتی شما ــ پیشپیش ــ دارید میگویید که «دزدی» میکند! گیریم از سر هر چی! «دزدی» ــ اینکه شما میگویید ــ ذاتاً خوب نیست؛ حالا چه از سر عشق باشد چه تفریح چه مکمل چه نیاز چه هر چیز پست یا عالی یا مقدس یا نامقدس یا انسانی یا غیرانسانی دیگر. سؤال را شاید بهتر بود اینطور میپرسیدید که: چرا من فکر میکنم مرد ثروتمندی که ثروتش، «خوشبختي زياد او با فرزندان و همسر و عاشق بودن اوست»، اگر معشوقه داشته باشد، یعنی دارد «دزدی» میکند.
ولی سوال دوم:
همسر، همیشه The International Federation of Association Football است.
دقیقاً همین است!
همان فدراسیون بینالمللی فوتبال، فیفای معروف که «نهاد» «ادارهکننده»ی «مسائل» فوتبال در سطح جهان است. (اگر به گیومههایم دقت کرده باشید، حرفم را گرفتهاید)
همسر، قاعده و قانون میسازد؛ زمین بازی استاندارد را تعریف میکند؛ جایگاه تماشاگرها را؛ خطکشیها را که کجا اوت است کجا کرنر کجا آفساید کجا میشود توپ را با دست گرفت و اگر از کجا بگذرد یعنی گل؛ خطاهایت را مشخص میکند تا بدانی اگر تکل از پشت کنی، ممکن است حتی از زمین اخراج شوی؛ زمان را تعریف میکند که چقدر باید دوید، چقدر وقت صرف باید کرد، بازی اگر نه 90، نهایتش 120 دقیقه است و بعدش سوت پایان! و پنالتی را تعریف میکند که بزن ببر، یا نزن نبر یا بگیر ببر، اما بالاخره از زمین بیا بیرون! بازی تمام شده است، چه جام طلایی گرفته باشد هافبکت چه نگرفته باشد!
بانو فروغ ملکوتی،
شام را به برندهی به قید قرعه نه، آن شام عالی را به خودت بده!
سر میز دو تا صندلی بگذار؛ و همینجور که تناول میکنی، به فکر فرو برو....
Posted by: Yasin at July 31, 2007 11:11 AM
سلام
با زدن پيوست سوالات پارادوكسيكال شد
مردي كه همسرش را دوست دارد و با همسر و فرزندانش خيلي خوشبخت است معشوقه مي گيرد ؟
او تنها در صورتي در كنار همسرش احساس خوشبختي مي كند كه عاشق او باشد و اگر عاشق او باشد به دنبال ديگري ميرود ؟
مرد تنها در يك رابطه احساس خوشبختي ميكند يا همسر و يا معشوقه و ديگري تنها يك اتفاق است .
Posted by: شوكين at July 31, 2007 10:26 AM
Dear Foroogh:
Salam,
There is an error in your comment submission
Anyway, here are my answers:
1- Kambood
2- Bazeekoneh Zakheereh
Take care & khodahafez
Posted by: Sevde Karacan at July 31, 2007 9:38 AM
خيلي به سوالات فكر كردم. بيش از اين كه به جوابشون فكر كنم به علت پرسيدن. تعجب كردم چون با روحيه اي كه اين چند ماهه از تو ديدم كاملا تناقض داشت. اميدوارم برداشتم اشتباه بوده باشد. حالا جواب سوالات:
جواب سوال اول به طور معمول همس است. گاهي هم اعتياد به كارب كه قبل از ثروتمند شدن انجام ميداده. ترك عادت خيلي سخت است.
در خصوص سوال دوم از دوجنبه ميتوان نگاه كرد. اگر معشوقه هفبك تيم مقابل مرد ثروتمند باشد، همسر بازي ساز تيم مرد ثروتمند است. يعني مسبب اصلي حمله و محرك اصلي جريان بازي كه گاي خود خبر ندارد كه دارد چكار ميكند.اما اگر معشوقه هافبك تيم مرد ثروتمند باشد همسر دروازه بان تيم مقابل است.
حالا من يك سوال دارم. اگر محور داستان معشوقه باشد و اين معشوقه مرد ثروتمند را انتخاب ككرده باشد زماني كه انتخابهاي ديگري داشته است و حتي شانس بررسي كانديداهاي ديگر را به خود و طرف مقابل نداده باشد به نظرت حقش نيست كه بازنده نهائي اين بازي باشد؟
Posted by: تنها at July 31, 2007 9:29 AM
جواب 1 : نياز به اثبات خود حداقل براي خود . چون تمام وقت خود را صرف جمع كردن اين خرده ثروت كرده و هنر ديگري براي اثبات خود نياموخته است .
جواب 2 : وقتي مرد ثروتمندي معشوقه داشته باشد همسرش بسته به نوع رابطه آنها دو نقش ميتواند داشته باشد. الف - بازيكن تعويضي ، كه هر از چند گاهي براي دقايقي به بازي گرفته ميشود . ب - ماساژور تيم ، كه در بازي نيست و تنها مرد را براي رفتن به بازي عشق آماده ميكند و خستگيهاي مرد از بازي عشق و زندگي را برطرف مي كند .
Posted by: شوكين at July 31, 2007 9:18 AM
سوال يك:از روي هوس
سوال دو: همسر مرد نقش گزارشگر تلويزيوني رو داره . .مي تونه تخريب كنه مي تونه بلندش كنه
شام فقط براي امروز نباشه فرصت ندارم :)
Posted by: parviz at July 30, 2007 8:02 PM
جلبنظر ـ بازي ساز
شامش چيه؟:D
Posted by: يهدوست at July 30, 2007 6:17 PM
۵- هیجان طلبی .
۵- همسر تماشاگر بخش وی . آی . پی .
Posted by: BaHaar at July 30, 2007 4:38 PM
راستش می خواستم جواب سوالاتون رو بدم ولی هر چی می زدم "خطا" می گرفت ،و از اون جایی که هم می خواستم علت این خطا دادن رو بفهمم و هم جواب سوالاتون رو بدم براتون ایمیل زدم:)
جواب سوال 1.خب با كمي اغماض ميشه گفت از سر "نیاز به مکمل"
جواب سوال 2.در بازی فوتبال دو تا تیم با هم مسابقه میدن ، حالا بستگی داره "همسر" در کدوم تیم باشه ،اگر در تیم مقابل باشه هم می تونه گلزن باشه و هم دروازه بان و البته می تونه مربی هم باشه ولی اگر در تیم "خودی " باشه،با تو جه به خودش،هم می تونه مربی تیم باشه و هم می تونه صرفا یکی از بازیکنان تیم باشه که هیچ پست مشخصی در این بازی نداره!( فکر کنم خیلی توضیح دادم، آخه همه چیز بستگی به هر سه ی اونها داره...)
شادزی و مهر افزون
نیلوفر
Posted by: niloofar at July 30, 2007 4:15 PM
برای اولی فک کنم "هوس" یا "تنوع" گزینههای بهتری باشه
برای سوال دوم هم خُب! میگی زندگی طرف فوتباله. توی فوتبال چه فاکتورهایی اهمیت دارن؟ خیلی چیزها، تاکتیک تیمی، مربی، بازیکنان، امکانات و ...
حالا وقتی معشوقه نقش هافبک رو داره یعنی یه عاملی که خُب اهمیت داره اما اهمیت حیاتی نداره و نهایتاً میشه با یه پول خوب، یه هافبک بهتر از یه باشگاه دیگه! گرفت!! میشه گفت نقش همسر تو اینجا بیشتر به کاپیتان باسابقهی تیم میمونه که یه مدت تو اوج کار کرده و الان دیگه یواش یواش داره به آخرهای دوران بازیگریش میرسه ولی خُب عذرش رو خواستن هم به این سادگیها نیست و به هر حال تبعات داره. البته بعضیها هم ترجیح میدن طرف رو به عنوان مربی برای همیشه تو باشگاه نگهدارن.
کی شام میدی؟ دو نقطه پی!
Posted by: ata at July 30, 2007 3:14 PM
سوال یک گزینه سه یعنی تفریح و به عبارتی هابی و سرگرمی و سوال دو مورد پنج یعنی از نظر من : توپ جمع کن !
Posted by: لیلا at July 30, 2007 2:20 PM
جواب سوال دو رو میتونم بگم؟ به نظر من نقش همسر تماشاچی روی سکو هاست! شاد باشی، امیر
Posted by: امیر at July 30, 2007 12:45 PM
جواب اولي:عادت جواب دومي:دروازه بان
Posted by: نفيسه at July 30, 2007 10:55 AM