دوشنبه 1 مرداد 86 :: July 23, 2007
من هیچ .. من نگاه
باید مثل پرنده بود، با بالهایی همیشه آماده پرواز.. بی قید .. بی شرط .. رها
باید در انتظار هیچ بود..
و در انتظار همه چیز..
Posted by froogh at July 23, 2007 7:15 PM
نظر
از انتظار نوشته بودی و مه بی خود و بی جهت یاد یه جمله از رمان « پستی » نوشته محمد رضا کاتب افتادم : آدم اگر انتظار چیزی را نکشد ، طوری می میرد که حتی خودش هم خبردار نمی شود.
چه ربطی داشت؟ نه؟
Posted by: مهیار هادی زاده at July 24, 2007 1:58 PM
فروغ خانم
صاحب لب تاپ شدی شیريني ندادی یادت باشه
فروغ:
نه بابا
كي مي گه؟ پول ندارم.:((((((((((((
Posted by: farnaz at July 23, 2007 9:32 PM
Dear Foroogh
It's really beautiful
Posted by: king of sorrow at July 23, 2007 9:28 PM