« من شرمنده ام. | Main | ! »
شنبه 30 تیر 86 :: July 21, 2007
فروغ بوقی
هنوز حال و حوصلهام سرجا نیامده.
خوابم میآید.
دو تکه پیتزای نیمه یخزده که شرشر آب سرد ازشان میچکید بهجای شام خوردم.:(
از کوهن خوشم نمیآید و بیوقفه میخواند.
بهتر است بنویسم یک گلدان یاس دارم.یاس رازقی.
میدانستید که باید هر روز گلهایش را چید؟ وگرنه میریزند.
روزی یک گل میداد.
و امروز برای اولین بار پنج گل .
گلها را روی میز اتاق گذاشته ام و نسیم ملایمی ، عطر یاس را پراکنده میکند.
کمی از بیحوصلگیام را با خود میبرد.
راستی یادم باشد امروز قراربود عروس شوم.
جلسه هیئت مدیره بود .. نشد بروم محضر.
اثر عطر یاس است.
زندگی را، و از جمله مرا، جدی نگیرید.
Posted by froogh at July 21, 2007 10:25 PM
نظر
salam froogh jan
khoobi
oidvaram ke khoob va sare hal bashi
khoshhal misham ba to ashna besham
age khasti zang bezan
shomaram ine:09354456201
mamnoon misham
Posted by: meysam hadjsamadi at July 27, 2007 10:35 AM
من همیشه می گم اصولاً گل واسه چیدنه ، اما کسی قبول نمی کنه.
آخه نچینی چیده میشه، پس بهتره ما بچینیم و حالشو ببریم.
منتظر یک اتفاق خوبم ، خبرش رو باید تو بیاری .
بجنب دیگه ... یه تکونی بخور...
Posted by: بابک at July 22, 2007 11:56 AM
اول- مواظب گلدان ياست باش،نميدونستم بايد گلهاش رو چيد. چه كار سختي
دوم-زندگي جاي قشنگيست اما جدي نگرفتنش آنقدر هاهم مهم نيست
سوم-خودت را اما جدي بگير ،امروز منو مجبور كردي همه نوشته هات رو بخونم
Posted by: محسن امامي at July 22, 2007 2:17 AM