« باد ما را خواهد برد | Main | پر رو »

دوشنبه 25 تیر 86 :: July 16, 2007 

عوارض خاص زنانگی

می‌گویم تمرین نوشتن می‌کنم.
این جمله را از آیدای پیاده‌رو یادگرفته‌ام.
می‌گویم شاید در وبلاگ سبک خاصی ندارم اما نوشته‌هایم در دفتر خاطراتم سبک دارد.
می‌گویم می‌نویسم تا تمرین کنم. مطمئنم روزی سرانجام چیزی خواهم‌نوشت.
می‌گویم البته که خاطراتم به‌درد می‌خورد. من بچه ندارم. پس اثری ازم نمی‌ماند. می‌نویسم تا اثری از خودم بگذارم. در دفتر خاطراتم هم احساساتم را می‌گویم، هم همه اتفاقات را و هم تاریخ را.
می‌گویم روزی زن بزرگی خواهم‌شد و خواندن تاریخ از زبان زنی که من باشم، جالب خواهد‌بود.


من.. اما می دانم که تمرین نوشتن نمی‌کنم. به‌جز وقت‌هایی خاص،آن‌قدر خاص که به‌شمار نمی‌آیند..
و می‌دانم به خودم هیچ اعتقادی ندارم.
و می‌دانم خواندن حس‌های زنی که اثری بهتر از چند‌جلد دفترچه کهنه از او نمی‌ماند، کار جالبی نیست.
دوست داشتم ویرجیانا ولف بودم که به‌خاطر ویرجیانا ولف بودنش، خواندن آن دفترچه‌ها به‌نظر کار بیهوده ای نمی‌آید.
 

Posted by froogh at July 16, 2007 8:09 PM

نظر

همین که من و یه عالمه آدم دیگه بلافاصله بعد از این که می فهمن تو به روز شدی ، میان و بهت سر میزنن ؛ خودش به صدتا ویرجیانا وولف میرزه. حالا گیرم که ویرجیانا وولف یه مادام دالوی نوشته ، خوب تو هم وبلاگ فروغ رو داری و یه عالمه دوست و مخاطب ندیده و نشناخته.مگه نه؟

Posted by: مهیار هادی زاده at July 17, 2007 1:07 PM

سلام
واقعا نمی دانم ما مینویسیم که خوانده شویم یا مینویسیم که بگوییم. جدای از ارتباط تنگاتنگی که این دو زاویه دارند. گمان میکنم ما زنده ایم در نگاه دیگران.
اما راجع به ویرجیانا ولف/ اشتباهت این است که گمان میکنی که چون اون دفترچه ها مال ویرجیانا ولف است ارزش خواندن دارد/ در حالیکه برعکس/ چون اون دفترچه ها خوانده شدند و همگی تصدیق کردند که ارزشش را دارد/ آنگا ویرجینیا ولف ویرجیانا ولف شد

ارشیا http://symptom.persianblog.com/

Posted by: ارشیا at July 17, 2007 11:50 AM

از كجا معلوم كه تو هم براي كساني ويرجينيا ولف نباشي ؟
تازه فروغ بودن هم اونقدر ارزش داره كه به خاطر اون
خوندن خاطرات فروغ كار بيهوده اي نباشه

Posted by: شوكين at July 17, 2007 7:46 AM

maA adam haA, momkene ejdevaj bekonim ya nakonim, momkene bache dar beshim ya nashim, vali bavar kon inha hich kodoom mohem nist, mohem faghat khod toe, va inke az zende boodan o zendegit lezat bebari,
az hamin karhaye roozmare, az hamin neveshtan, dor ham jam shodan, saAz zadan,
bia zendegi ro rahat tar begirim :)

Posted by: maryamgoli at July 16, 2007 9:28 PM

سلام

با این‌که موسیقی وبلاگ‌تان را خیلی دوست دارم، فکر کنم اگر دیفالتش را روی قطع بگذارید به جای پخش دموکراتیک‌‌تر باشد! یعنی هرکس دوست داشت پخش شود.

فروغ:
والله من بي تقصيرم ! بلد نيستم. تا همين جا هم آقاي داريوش ملكوت انجام داده.

Posted by: ata at July 16, 2007 9:11 PM

نظر بدهيد





اطلاعات شما حفظ شود؟