« كلاف سردرگم | Main | خدیجه کچل سرشو می بست »

دوشنبه 18 تیر 86 :: July 9, 2007 

خرمن کوفتن

روزگار می‌گذرد. من هم همراه روزگار..
کارمان مثل خودم بالا و پایین می‌شود. هر‌روز فکر می‌کنیم یکی از این پروژه‌های تحقیقی به‌جواب رسیده و فردا که نتایجش را از آزمایشگاه می‌گیریم، سطل آب سرد روی سرمان می‌ریزد..
گنجشک و بلبل حوصله‌شان سر رفته. رضایت داده‌اند تا طرح را از جایی بخریم. و من که دست‌کمی ازشان ندارم، باید مرتب روحیه بدهم..اصلا دلم نمی‌خواهد مجبور شوم دانش فنی را بخرم. برای یکی از پروژه‌ها بیش از پانصد آزمایش انجام داده‌ایم و هزینه زیادی شده..حس زنانه‌ام می‌گوید یک تکان کوچک، یک نگاه ظریف یا یک کلمه ما را به نتیجه خواهد‌رساند. و امیدوارم حسم درست باشد. امروز دیگر دست‌به‌دامن نذر و نذورات شدم و یک گوسفند برای قربانی نذر کردم!
فکر می‌کنم خرد الهی باید کمکم کند.
کتاب می‌خوانم. کیمیاگر را برای بار دوم می‌خوانم و این بار بعد از خواندن کلی از کتابهای پائولو کوییلو ،ازش خوشم آمده. چند سال قبل فکر می‌کردم شارلاتان است.
به جملات مثبت و یک نیروی بیرونی نیاز دارم.. خرم در گل مانده. خر خودم و خر کارم.
مدیرعامل مهربان بیش از هشت‌ماه است که به‌ایران نیامده. اولین بار است که بی‌پشتوانه فکری و روحی او برای این مدت طولانی کار می‌کنم. و تازه به‌این نتیجه رسیده‌ام که نیست و هر خاکی که هست، باید خودم برسرم بریزم تا این پروژه‌ها جواب بدهند. تقریبا روزی یک ساعت تلفنی مشاوره می‌کنیم اما آن نگاه دقیق، آن مغز بی‌نظیر و آن روح سرشار از مثبت‌اندیشی را واقعا کم دارم.
با اینکه از قبل می‌دانستم، اما در این هشت‌ماه، کاملا شیرفهم شدم که مدیریت بی‌وابستگی به آن آدم، کار بسیار سختی‌ست. مخصوصا حالا که باید منابع پولی بیافرینیم و آفرینش خلاقیت زیادی می‌طلبد.

Posted by froogh at July 9, 2007 8:13 PM

نظر

سلام.خسته نباشيد.من در كار بازيافت فلزات گرانبها از ضايعات صنعتي شامل: راديوگرافي صنعتي وپزشكي وضايعات الكترونيكي و موارد ديگر هستم.لطفا چنانچه طرحي توليدي در زمينه الكتروشيمي داريد در اختيارم بگذاريد .يا به صورت كار تيمي.با تشكر

Posted by: حسين at August 16, 2007 11:59 PM

يعني ورودي سيستم شما پودري/مايعي هست كه حاوي فلزاتي مثل طلا ونقره وغيره هست كه بايد با روشهاي مختلف شيميايي و فيزيكي اونا رو از هم جدا كنين؟ من شمالتي هستم و چند ساله كه صحبتش هست كه ميگن ژاپني ها حاضر به لايروبي مرداب انزلي هستن ولي به شرطي كه لجن ها مال خودشون باشه ميگن اين لجنها حاوي فلزات گران قيمت و مواد كميابه انگار كار شركت شما هم در اين رابطه هست درسته؟
شما خودت در اين زمينه تخصص داري؟ شيمي يا چيزي مثل اون؟
فروغ:
ما روي استخراج نيكل و كبالت كار مي كنيم. رشته من مهندسي شيميه و با دو نفر شيميست كه يكي از اونها فوق ليسانس تجزيه است كار مي كنم. ماده اوليه ما نوعي پسابه.

Posted by: مونپارناس at July 10, 2007 12:46 PM

سلام فروغ
متمئنن اين اولين باره كه دارم براي يه هم اسمم مطلب مي نويسم به خاتر اسممون وبلاگتو باز كردم اما جالب بود برام وقتي خوندم كار ازمايشگاهي انجام ميدي چون بر حسب تصادف من شيمي خوندم و با آزمايشگاه در ارتباطم جالب بود كه متولد تير ماهي چون منم برحسب تصادف تيرماهيم
منتزر جوابت هستم بي صبرانه

Posted by: فروغ at July 10, 2007 12:01 PM

سلام
شايد تو اولين هم اسم من توي سايت بودي كه من به خاتر تشابه اسمي وبلاگتو باز كردم و جالبتر فقط تشابه اسممون نبود بلكه ماه تولدمونو هم شامل ميشد
منم تير ماهيم
و همينتور منم كاراي شيميايي و آزمايشگاهي انجام ميدم
برام جالب بود كه تو هم اينو بدوني اگه مايلي ميتوني منو اد كني و با هم صحبت كنيم
ميبوسمت باي

Posted by: فروغ at July 10, 2007 11:33 AM

باز جاي شكرش باقيه كه كاري داري كه انجام بدهي. من بيچاره كه الان يك ماهه دنبال كار مي گردم

Posted by: elham at July 10, 2007 11:12 AM

سلام
روشتون الكتروليزه يا چيز ديگه،
مواد اوليتون رو از خروجيهاي معادن مس ميگيريد يا از جائي ديگه؟ شايد بشه كمكتون كرد به شرطي كه اطلاعات كاملتري بديد. در ضمن فكر ميكنم الان تو استخراج مشكل زيادي در جاهاي ديگه دنيا نباشه و شايد منابع مطالعاتي شما كافي نبوده. يا منبع استخراجتون جديده. نميدونم. اما اين مسير رو من يك بار براي استخراج نقره از فيلمهاي عكاسي و راديولوژي و مايه ظهور عكس و... رفتم و بعدش فهميدم ميشد دستگاه مربوطه رو با قيمت خيلي پائيني وارد كرد. كاش ميشد كمكتون كنم.اما همين كه تو اين اوضاع يكي هست كه هنوز حاضره دنبال كار تحقيقاتي باشه خودش خيلي خوبه. موفق باشيد.

Posted by: tanha at July 10, 2007 10:08 AM

سلام من از كارهاي تحقيقاتي كاربردي خيلي خوشم مياد
اگه محرمانه نيست عنوان تحقيقي رو كه دارين انجام ميدين بگو اكه در حوزه برق باشه شايد بشه نظري در موردگير پروژه تون داد شايد هم كس ديگري باشه كه توي اون فيلد تجربه داشته باشه و نظرش بتونه اون تكوني رو كه ميخواي به پروژه تون بده وقتي كار گير ميكنه نظر سنجي با رعايت اصول ايمني پروژه خيلي كمك ميكنه
فروغ:
ممنون. كار ما جداسازي فلزات گرانبها از يكديگر است.

Posted by: مون پارناس at July 10, 2007 8:05 AM

فروغ خانم عزيز
خر شما تو گل مونده
طرح شما به نتيجه نرسيده
اونوقت من چيكاره بيدم؟
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
(از طرف گوسفند)

Posted by: شوكين at July 10, 2007 7:47 AM

دوست دارم نوشته هاتون و امیدتون رو... راجع به یک تکان ظریف، زمانی دوستی راهنمایی کرد که برام مفید بود. می‌گفت اگر دیدی یک راه نتیجه نمی‌گیره، نچسب به همون قسمت آخرش و سعی نکن هر جور شده و به هر قیمتی از اون روش حلش کنی، بیا یک کم عقب‌تر، به راه حلی که به جواب نمی‌رسه وابسته نشوو سعی کن از چند قدم عقب‌تر برای حل‌ش کار کنی. نمی‌دونم چرا خواستم بگم این رو، گفتم شاید کمکی بکنه.

دوست دارم نوشته‌هاتون رو و جدا امیدوارم هر چی زودتر این صفحه رو باز کنم و از موفق شدنتون این جا نوشته باشید :)

Posted by: واحه at July 10, 2007 7:27 AM

in roozegar adam ra khasteh mikonad
va to bayad shirin bashi
ama nisti !!!

Posted by: mehdi at July 10, 2007 1:16 AM

kar az kar gozasht neveshteye jean pual sartre,, ketabe khubie age nakhundin!!!

Posted by: hidden girl at July 10, 2007 12:47 AM

فروغ می شه‌ لطف کنی بگی اسم کتاب کیمیاگر به انگلیسی چیه که من بتونم اینجا دنبالش بگردم

مرسی

Posted by: شیرین at July 9, 2007 8:50 PM

نظر بدهيد





اطلاعات شما حفظ شود؟