« هنر آدميت | Main | كلاف سردرگم »
یکشنبه 17 تیر 86 :: July 8, 2007
كافي و كتاب و رفاقت
اي ايرج خان!! دلم براي روزهاي سنايي و دور هم نشستنها و ايدههاي شاهكار تنگ شده!! برگرددددددددددددددد بريم سنايي :)
Posted by froogh at July 8, 2007 2:50 PM
نظر
به تجربه دريافتم كه آدمها جز به خود ، به ديگري نمي انديشند. خيلي وقتها فرصت پرواز به ديگران نميدهند. گاهي از ترس پايبندي خودشان و گاهي با ترس خودساخته ديگري. مدتي است كه منتظر دوستي هستم تا سلامم را پاسخ بگويد. او را ميشناسيد؟؟ نميدانم چرا تنها هميشه تنهاست.
حالم خوب نبود. نامربوط نوشتم. بگذ...ه
در اندرون من خسته دل ندانم كيست
كه من خموشم و او در فغان و در غوغاست
Posted by: تنها at July 9, 2007 8:36 AM
منم دلم تنگ شده زیاد فروغ جان و مخ-لص یم! :)
Posted by: Once Again at July 9, 2007 8:28 AM