« برای دوستی که به آفتاب سلام می کند | Main | It was my dreams you took.. »

جمعه 11 خرداد 86 :: June 1, 2007 

این دو نفر

آشناها وبلاگم را می‌خوانند. برادرم و عضو هیئت مدیره مان.
سالها آدرسم را پنهان کردم. بعد فکر کردم بدنیست آدمهایی ازدنیای واقعی که مرا کاملا جور دیگری دیده اند و می‌شناسند، آن روی سکه را ببینند.  هدفم به‌نقد کشیده شدن از طرف اینها بود. مخصوصا از طرف آقای عضو. اسمش را در اینجا می‌گذارم آقای ووپی!
آقای ووپی ، بعد از رفتن مدیرعامل مهربان، دو سال در شرکت قدیمی مدیرعامل ما بود. و حالا عضو هیئت مدیره شرکتهای فعلی‌ماست.
ابتدای ورودش به شرکت قدیم، جانشین بهترین آدم زندگی‌ام شده‌بود و اصلا دوستش نداشتم.اما کم‌کم نوع رفتارش، رابطه‌کاری‌مان را به‌دوستی تبدیل کرد.
 آدم خاصی‌ست. بی‌گره و دارای ذاتی سالم ، بدون  کمترین بازی.
در این سالها چیزهای زیادی ازش آموخته‌ام. مخصوصا در رابطه با مدیریت.
مرا نقد می‌کند و نوشته هایم را. هم صلاحیتش را دارد و هم با هدف مثبت این‌کار را می‌کند و در نتیجه برایم مفید است.
برادرم ده سال کوچکتر از من است. او را دیر شناختم. وقتی ده ساله بود ، از هم جدا شدیم و من به‌تهران آمدم. سفرهای سالهای اخیرمان ،ما را به‌هم نزدیک کرد. حالا با هم حرف می‌زنیم..درباره کار و زندگی و موسیقی و تئاتر که علاقه‌های مشترک ماست.
به‌او آدرس اینجا را دادم، اول برای اینکه تشویقش کنم به نوشتن. موفق نشدم.اما بعد فکر کردم من اینجا می‌نویسم نه تنها برای دل خودم بلکه برای دیگران که اگر تجربه‌های روزانه ام کمترین سودی دارد، استفاده کنند و چرا برادرم خواننده‌ام نباشد.
اعتراف می‌کنم با پیوستن او به این جمع، گاهی چیزهایی را نمی‌نویسم. یا می‌نویسم و پاک می‌کنم. اما به‌نظرم همین خوب است. ما در دنیای روز هم برای گفتن بسیاری از حرفها، تامل می‌کنیم و زمانی صلاح می‌دانیم که نگوییم. با خودسانسوری متفاوت است.. گاه به‌دلیل احترام به شرایط خودمان و گاه احترام به موقعیت طرف مقابل است.
نمی‌خواهم هیچ‌وقت با اسم واقعی بنویسم. چون نوشته هایم شخصی‌ و درونی‌ست. و توضیح درون برای کسانی که فقط عادت به تماشای بیرون دارند، کار غیر ممکنی‌ست.
اما این دو نفر متفاوتند و بسیار راضی‌ام که می‌خوانند و نظر می‌دهند.

Posted by froogh at June 1, 2007 9:57 PM

نظر

""...Those WeRe The DaYs, My FrieNd WE Thought THey'd NeVeR EnD ...""

Posted by: iman at June 2, 2007 9:51 PM

سلام ...به نظر من در درونتان نسبت به وجود این دو خواننده یا لااقل یکی از این دو ناراضی هستید...شاید هم به همین خاطر اصرار دارید که نارضایتیتان را توجیه وانکار نمایید... و اعتراف به این موضوع که مقداری محدود شده اید در نوشته شما کاملان مشخص است...به هر حال ما همان فروغ همیشگی را میخواهیم

Posted by: مانی at June 2, 2007 1:50 PM

اي بابا ديگه دلمونو به چي خوش كنيم؟
اينجام پارتي بازي؟!!!!!!!

Posted by: شوكين at June 2, 2007 11:12 AM

وبلاگ بسیار جالبی دارید . از همه مهمتر نگارش عالی و قلم خوب شماست . بسیار خوشحال میشوم در ایجاد یک پایگاه اطلاع رسانی مشترک با شما همکاری کنم . در این زمینه طرح مدونی در اختیار داریم و از سوی دیگر به نظر دارای صرفه اقتصادی نیز باشد . هاست و دومین را در اختیار داریم . منتظر پاسخ خوب شما هستم

Posted by: محمد کاظم at June 2, 2007 9:39 AM

نظر بدهيد





اطلاعات شما حفظ شود؟