« بازم تست | Main | when words aren't enough. »

چهارشنبه 9 خرداد 86 :: May 30, 2007 

عقل زندگي

زندگی نیاز به‌فکر ، استراتژی و سیاست دارد.
معنای هیچ‌کدام از این سه‌مورد، هفت‌خط بودن نیست ،عاقل‌بودن است..
اگر این را دانستی و در‌مسیر یادگیری‌اش قدم گذاشتی، آسیب‌پذیری‌ات از زندگی‌ به‌حداقل می‌رسد و در ضمن شادتر و راضی‌تر خواهی بود.
اگر ندانستی و نخواستی بدانی، اتفاقات مسیر هم‌چون سنگهای برنده،خراشت می‌دهند و تو را خواهند برید آن‌قدر که مجبور به‌آموختن شوی..و اگر بازهم نفهمیدی ،روح و جانت را خورد می کنند ..
به‌نظر من کسی که به این حد برسد، سزاوار این خورد‌شدن است.

Posted by froogh at May 30, 2007 11:26 AM

نظر

ما در هر لحظه فقط می‌توانیم انتخاب منطقی انجام دهیم و پیش‌بینی‌ها به هیچ دردی نمی‌خورند. اما، آیا می‌شود روی انتخابهای منطقی خانه ای ساخت وقتی که پایه‌های آن (پیش‌بینی‌ها) متزلزل است؟ با این نگاه، چه فرقی بین انتخاب منطقی و غیرمنطقی وجود دارد؟ آیا معیار ما باید تنها گریز از آسیب لحظه‌ای باشد؟ آیا این همان مسیری نیست که طبیعت می‌پیماید؟

فروغ:
من با این نظر موافقم که کل زندگی جبر است یا به قول تو بر پایه هایی سوار است که خود آنها را نمی شناسیم و برای همین متزتزلند.
امارفتن مسیر به هر روشی جبر نیست. این از مذهبی بودنم بر نمی آید . اشتباه نشود. ولی اگر درست به آدمهای موفق و پیروز نگاه کنی متوجه تفاوت هایشان با آدمهای عادی می شوی.

Posted by: ساتگین at June 1, 2007 12:55 PM

سلام، آخرین و بهترین فیلترشکن در ایران، سربزنید حتما

Posted by: سینا شعبانی at May 31, 2007 10:49 AM

کاش یه جایی پیدا بشه که این چیزا رو یاد بدن.من شدیدا بهش احتیاج دارم.راستی امروز برات یه همانند پیدا کردم.تو سریال پرستاران؛تری.خوب یا بد تورا به یادم میاره
فروغ:
جودی جون، فکر می کنم کتابهای زیادی در این زمینه هست برای یاد گرفتن. البته وقتی می خونی باید مرتب روش ها رو به کار ببندی . منم اگر چیز خوبی پیدا کردم از این کتابها و نوشته ها و حرفهایی که از بقیه می شنوم می نویسم تا به درد بقیه هم بخوره.
سریال پرستاران رو نمی بینم. این که می گی چجوریه؟؟ زشت که نیست؟:)

Posted by: juddy at May 30, 2007 5:11 PM

چه جالب كه من هم يك دوره سخت رو همراه تو به اتمام رسوندم..پريروز كه آخرين جلسه روانكاويم بود ..حس كردم كه حالم خوب شده...حالا باز هم تمام اون تمايل به صدمه زدن به خودم رو مي بينم اما ديگه اسيرش نيستم..حداقل تا يه مدتي...شادم و سرشار از برنامه هاي خوب زندگيم..برات آرزوي بهتر و بهتر شدن دارم ...

Posted by: مريم at May 30, 2007 3:45 PM

چرا کامنتم پاک شده؟
یعنی دیگه کامنت ندیم؟ کلی تایپ کرده بودما
چرا این جوری شد؟
تازه بعد از چند بار سعی کردن و وارد کردن کد عبور و آخر سر تبریک ارسال پیام با موفقیت

Posted by: سپیده at May 30, 2007 2:42 PM

زندگی نیاز به‌فکر ، استراتژی و سیاست دارد. ..کاملا موافقم

Posted by: ماکان at May 30, 2007 2:06 PM

تصميم گيری چی؟ به نظرم بخش زيادی از مشکلات زندکی به تصميم گيری مون مربوط می شه.
تو کتاب اندور متيوس يه جايي می گه زندگی با سنگ ريزه به ما تلنگر می زنه اکر نانديده بگيريم با سنگ های درشت تر و اگر بازهم ناديده بگيريم با تخت سنگ مار رو هوشيار می کنه.
فلسفه جالبی داره که ما دايما در حال يادگيری درس هاي زندگی هستيم و اين درس ها هم تمومی ندارن.
به نظرش اتفاقات مسير که شما نوشته ايد همون درس های زندگی هستن که ما اون ها را ناديده گرفته ایم .

Posted by: reza at May 30, 2007 1:14 PM

اساسا آيا زندگي بدون فكر، سياست و استراتژي و عقلانيت، زندگي هست؟ وقتي آن را واجد وصف «زندگي بودن» مي دانيم كه اين ويژگي ها را داشته باشد. ممنون از يادآوري شما

فروغ:
بستگي داره به اينكه چه تعريفي از زندگي داريد. براي من و شما بي فكر روزگار گذراندن نامش زندگي نيست.. ولي فلسفسه خيلي ها هم اين نيست و عقيده دارند هرچه پيش ايد خوش آيد. اين را من بارها به چشم ديده ام و در ضمن اينها آدمهايي هستند كه روش من و شما را براي زندگي قبول ندارند.
من اينجا در اين پست نظر شخصي ام را نوشتم. چيزي ست كه بهش رسيده ام.
ممكن است آدم خيلي هم ابله باشد و كلا تفكري براي زندگي نداشته باشد.. كه اين هم سزاوار بلايي ست كه سرش مي آيد.

Posted by: حسين فراستخواه at May 30, 2007 12:02 PM

واقعا اینکه بدونیم چه جوری تو زندگی رفتار کنیم ما رو در مقابل خیلی اتفاقات محافظت میکنه و باعث میشه در مقابل مسائل منطقی برخورد کنیم این میشه همون سیاست عاقلانه فکر کردن و عاقلانه رفتار کردن

Posted by: سپیده at May 30, 2007 11:56 AM

واقعا اینکه بدونیم چه جوری تو زندگی برخورد کنیم ما رو در مقابل خیلی اتفاقات محافظت میکنه و باعث میشه در مقابل مسائل منطقی برخورد کنیم این میشه همون سیاست عاقلانه فکر کردن و عاقلانه رفتار کردن

Posted by: سپیده at May 30, 2007 11:53 AM

منم يه بار تو آناناس يه هم‌چين چيزی گفتم بهت، فک کنم سوء تعبير کردی اون موقع!

فروغ:
1) :*
2)اون موقع در مورد اون موضوع خاص شايد سوء برداشت كردم و در كل هم تفكرم اون بود كه سياس بودن به معناي كلك بودنه. ولي از موقع خيلي سال مي گذره. شايد سه سال. در اين مدت فهميدم ساده بودن به معناي هالو بودنه و سياس بودن اگر ضرري براي بقيه نداشته باشه به معناي عاقل بودن.

Posted by: آيدا at May 30, 2007 11:48 AM

نظر بدهيد





اطلاعات شما حفظ شود؟