پنجشنبه 3 خرداد 86 :: May 24, 2007
يك شاخه گل براي خودم
براي مدتي، تصمیم گرفتهام رمان نخوانم. فکر کردم ذهنم نیاز بهاستراحت دارد.
در عوض کتابهایی با انرژی مثبت ميخوانم. چیزهایی در زمینه مدیریت بهتر، باغبانی و گلکاری، نحوه نگهداری پوست و مو ، دستورات غذایی دلپذیر و دسرهای خوشمزه، آخرین راز شاد زیستن که بعد در موردش خواهم نوشت و نیز اشعار خیام که بهترین محرک مثبت این دورانم بود.
نوع موسیقیام را عوض كردم. آهنگ جانیگیتار که بسیار مورد علاقهام بود، جذابیتی برایم ندارد و به معلم موسیقی گفتم دوست ندارم بعد از اين آهنگ" شبميياي سرشب ميياي" را بخوانم و بزنم.
تلوزیون نگاه میکنم. که کاملا خلاف عادت همه سالهای زندگی من است. از شب شیشهاي و مدار صفر درجه لذت میبرم و برنامههای مستند را هم دوست دارم.
لباسهاي خوشگلي كه براي مواقع خاص نگهداري ميكردم، از كمدها بيرون كشيدم و روتختي قشنگي كه سالها بلااستفاده بود ، پهن كردم.
این تغییرات ، ناخودآگاه نبوده. دلم خواست که بهخودم کردیت بدهم برای خوب بودن و خوب ماندن در وضعیت آخر.
سعی میکنم فضای منفی، آدمهای استرسزا و غمگین و شرایطی را که باعث دیپرشن میشوند، آگاهانه از خودم دور کنم و در عوض بهقول خیام می بنوشم و خوش باشم.
من نیاز به سلامتی دارم برای درست زندگی کردن، فکر کردن و مثبتبودن . برای همین بههیچوجه نمیخواهم هیچکسی حتی نزدیکترین دوستانم ، با بدخلقي يا انرژي منفي ، سد راهم شوند. شاید کمی خودخواهانه باشد اما در حال حاضر بهخاطر مسئولیتی که در قبال سلامتیام دارم، ميخواهم خودخواه باشم.
Posted by froogh at May 24, 2007 10:39 AM
نظر
سلام عزيزم اميدوارم موفق باشي وبلاگ خوبي بود
Posted by: setareh at November 8, 2007 7:48 PM
اونطور که من از محتویات وبلاگ شما دریافتم مشکل شما دپرسیون کلاسیک نیست بلکه ساب تایپ خاصی از دپرسیون هست موسوم به KDS
این بیماری در غرب تقریبا نادره لذا زیاد در موردش صحبت نمی شه اما در ایران فراوونه پس از تشخیص درمان اون توسط پزشک مجرب بسیار راحته
فروغ
ممنون. برایتان ایمیل زدم. برگشت خورد. اگر این را می خوانید لطفا یک آدرس برای تماس ایمیل بدهید.
Posted by: raji at May 26, 2007 11:59 PM
بشکن سکوتو، بشکن...
Posted by: یه دوست at May 26, 2007 6:04 PM
ما اون حفره رو از جنس سیاه چاله تجربه می کنیم. حست کاملا قابل درکه. شادکاد باشیدم.
Posted by: یه دوست at May 26, 2007 6:01 PM
ممنون فروغ جان.
راستی منم از ارتفاع میترسم. لازم نیست بری بالا. همون بایین هواش و فضاش و همه چیش کلی با این بایین ها فرق داره!
کوه نوردی الان تو تهران مثل راه نوردی یا نه ببخش بیاده روی هست. اصلا ترس نداره. وقتی یک مدت مرتب بری دیکه با کلی آدم های که مرتب میرن رفیق میشی.به نظرم برای شروع بنج شنبه ها بعد از ظهر خوبه. به شرطی که قبل از تاریکی برگردی و همون بایین تو اون رستوران هاو باتوق های بایین آش رشته ای - چایی و چیزی بخوری و از اون هوای خوب و خنک لذت ببری
خلاصه تابستون کوه رو از دست نده!.... .البته وسط هفته همیشه خلوت و خوبه
Posted by: nasrin at May 26, 2007 11:55 AM
با اجازه شما
به سلامتی شما
برای این همه تحول
یک کردیت افتخاری
تقدیم می کنم
Posted by: شوکین at May 26, 2007 7:51 AM
سلام فروغ جون.نمیدونم چرا نمیتونستم فونت فارسی رو اینجا بیدا کنم راستی..
کوه رفتن هم الان تو تهران خیلی میچسبه .نه؟ فیلمهای کمدی با حال مخصوصا خارجی هاهم عصر ها مزه میده.
خیلی.... .
فروغ:
نسرین عزیز .. ازت ممنونم.
می دونی که تشری که تو مثل یه دوست واقعی سرم زدی، نزده بودی حالا حالاها داشتم برای خودم مرثیه می خوندم؟
باشه.. فیلم کمدی هم می بینم . :)
ولی کوه !!! نه از ارتفاع می ترسم.
Posted by: nasrin at May 25, 2007 11:15 PM
کیک کشمشی و گلدان گلهای تازه فراموش نشود!
این بهتر تصمیمی است که اخیرا گرفته ای فروغک. برات خیلی خیلی خیلی خوشحالم.
--سوسکی
فروغک:
مرسی سوسکی جونم :) کیک کشمشی رو تبدیل کردم به کیک میوه ای خامه دار!! بهتره :) گل هم هنوز برقراره. می بینی که دارم باغبونی می خونم.
Posted by: سوسکی at May 25, 2007 1:08 AM
salam
eival foroogh jan.
kash manam mitoonestam haminkaro bokonam.
ama gahi nemishe .
فروغ:
می شه. اگر بخواهی می شه. یه کم باید چیزهای منفی رو دور کنی و در عوض چیزهای مثبت رو بکشی طرف خودت. کتابهای مثبت و آدمهای مثبت. از آدمهایی که ناله می کنن و کتابهای غمگین و منفی و فیلمهای به درد نخور دور شو. برای وقتت ارزش بزار و صرف مثبت بودن بکن. بعد می بینی که شد.
Posted by: shirin at May 24, 2007 11:44 PM
تا اونجايي كه ما يادمونه "شاخه گلي براي اميلي" هست. يعني اسم شما اميلي هست؟
فروغ:
نه اسم من امیلی نیست. اما اشکالی داره منم یه شاخه گل به خودم تقدیم کنم؟
Posted by: يه دوست at May 24, 2007 8:45 PM
من هم مدت هاست که به افکار منفی و موقعیت های منفی ورود ممنوع دادم. جالبه که در یه همچین موقعیتی دشمنی ها و دلخوری ها بیشتر می شه! انگار دیگران بیشتر دل شون می خواد آدم رو در حال ناراحتی ببینن و یه عالمه محبت و مهربانی سر آدم آوار کنن و تحمل دیدن آرامش و خوشی و شادی هرچند بی دلیل و بی بهانه ی آدم رو ندارن
Posted by: رها at May 24, 2007 7:49 PM
کنار این روزها یک بغل گل نرگس هم از طرف من بذار واسه خودت
بامهر
Posted by: کیانوش فرید at May 24, 2007 12:42 PM
کنار این روزها یک بغل گل نرگس هم از طرف من بذار واسه خودت
فروغ:
ممنون :)
Posted by: کیانوش فرید at May 24, 2007 12:40 PM