« در ميان جمع | Main | برای کودکم .. تا شبها آرامتر بخوابد »

یکشنبه 30 اردیبهشت 86 :: May 20, 2007 

کتاب - نوای اسرار آمیز

نوای اسرار آمیز نوشته امانوئل اشمیت را خواندم. ترجمه ، کار خانم شهلا حائری ‌و کاملا روان است.

داستان درباره رازی‌ست که باید در انتها کشف شود. راز  یک عشق قدیمی بین نویسنده‌ای معروف( زورنکو ) و زنی معمولی که  در اوج عشق تصمیم به‌جدایی می‌گیرند و سالها رابطه عاشقانه شان با نامه نگاری حفظ می‌شود. در این بین، خبرنگاری گمنام( لارسن) تصمیم می‌گیرد با نویسنده مصاحبه‌ای داشته‌باشد.

راز  را به‌سرعت کشف خواهید کرد اگر اهل داستانهای پلیسی باشید و  از آن ساده‌تر،اگر خلاصه پشت جلد را بخوانید که به‌طرز فجیعی موضوع را لو داده‌ است.
نثر کتاب، نوعی زشتی را در ذهن می‌نشاند و حین خواندن، دچار حس هم‌نشینی با آدم بی‌ادبی می‌شوی که گرچه حرفهای جالبی دارد اما دوست نداری سخنش را ادامه دهد.
با این اوصاف مشخص است که من کتاب را دوست نداشتم و به‌نظرم معروفیتی کاذب دارد.

این هم بخشی از آن :

زورنکو : ازدواج کردید؟ ( لارسن جواب نمی‌دهد. ) . بله طبیعتا. شما ازدواج کردید و عاشق زنتون هم هستید، حداقل این طور خیال می‌کنید.
لارسن: از چی به این نتیجه رسیدید؟
زورنکو : از وجود شما یک رایحه‌ای به‌مشام می‌رسه، بوی زننده زندگی یکنواخت. بوی دمپایی ، آبگوشت، زیر سیگاری تمیز، چمن مرتب، و ملافه‌های خوشبو.. در شما نمی‌بینم که خطر کنید تا به خوشبختی متفاوتی از خوشبختی سایرین برسید. همه چیز طبق قاعده و عبوس است.
لارسن: به‌نظر شما آدم مضحکی هستم؟
زورنکو:
بدتر از اون، معمولی هستید.

Posted by froogh at May 20, 2007 9:17 PM

نظر

البته برداشت من این است که وقتی یک کلمه یا جمله از طرف نویسنده های لایت (رنگ مو را نمی گویم)می شود یعنی آنچه مورد نظر(و نه لزوما مورد تائید) است همین است.
من برای خودم معمولی بودن را نمی پسندم ولی خواستم بگویم بحث خوشبختی از معمولی بودن یا نبودن جداست و این که برداشت من از فروغ آن است که او نیز معمولی بودن را خوش نداشته وندارد(در زندگی شخصی و کار وحتی وبلاگش)
این کلمه حربه که خانم سوسن جعفری به کار برده خیلی غیر منصفانه بود در رابطه با فروغ(نمی دانم چرا این کلمه و کاربردش برای تو اینقدر بر من اثر منفی داشت با این که اساسا آدم احساساتی و نازک نارنجی نیستم)
آقای م . ن

Posted by: مهم نیست at May 23, 2007 2:21 AM

به طور کلی داستانی که شخصیت هاش رو با قضاوت های مستقیم معرفی می کنه ضعیف تر از اوناییه که نمایششون می ده. و شخصیت های فلت یا یک بعدی بیشتر موضوع ادبیات پیش از مدرنه.

Posted by: خسرو at May 22, 2007 10:00 AM

سلام دوباره،

عرض به خدمت‌تان بشود که فکر کنم نام نویسنده‌ی کامنت‌ها درست ثبت نمی‌شه.

سلام،

«بدتر از اون، معمولی هستید»
خوب الان که به دنیا نگاه می‌کند
...
این رو من که م.د هستم نوشته بودم که به نام شوکین ثبت شده و

غیر معمولی بودن هم مساوی با خوشبختی نیست فقط آدم...
این رو من ننوشته بودم و به نام من ثبت شده.
ضمنا م.د آقا هستند
;)

فروغ: اسم کامنت ها زیر هر کامنت ثبت می شود و من متوجه شدم که آن نوشته شماست آقای م.د. :)
آن جواب را در پاسخ به اقا یا خانم مهم نیست نوشتم که یعنی با شما موافقم نه با زورنکو.

Posted by: م.د at May 22, 2007 12:04 AM

منم نخوندم ولي بايد جالب باشه

Posted by: yasaman at May 21, 2007 9:42 PM

خوشحالم که میبینم همچنان فروغی ...
کنجکاو شدم که کتابو بخونم

Posted by: سپیده at May 21, 2007 3:57 PM

البته من كتابو نخوندم ولي اينجا معمولي بودن يا نبودن ربطي به ازدواج و خانواده و ... نداره
مربوط به تعداد و ميزان تجربه هاي عميقي است كه روح انسان در اين دنيا كسب ميكنه . من گفته زورنكو را درك مي كنم اما خب خودم از خيل آدمهايي هستم كه جرات خطر كردن براي خوشبختي متفاوت را ندارم
چند روز قبل صداي آمريكا زندگينامه همينگوي رو پخش مي كرد ، زندگي نه چندان بلند ولي سرشار از تجربه هاي متفاوت و عميق با پستي و بلندي هاي زيادوفكر مي كنم حتي در آن اواخر عمر كه خسته و شكسته شده بود هم ميتوانست تو چشماي بقيه نگاه كنه و بگه :شما معمولي هستيد!

Posted by: شوكين at May 21, 2007 3:55 PM

سلام،

«بدتر از اون، معمولی هستید»
خوب الان که به دنیا نگاه می‌کنم انسان‌های چندان متعالی‌ای نمی‌بینم، (این دنیا شامل همه‌مونه و خودم). این جور آدم‌های متعالی خیلی نادرند.
از این جنبه که به گفته‌ی زورنکو نگاه کنم قبولش دارم وحشتناکه که معمولی و نامتعالی باشیم.
ولی یه جنبه‌ی دیگه هم هست.
زورنکو این جواب رو به یک آدمی که ازدواج کرده بدون اینکه از ازدواجش بدونه گفته. شاید از نظرش رابطه‌ی رومانتیکی که در غیر ممکن‌ها بسر ببره و سخت و هیجان‌انگیز باشه براش ارزشمنده. اگه منظورش اینه من زندگی رو جور دیگه‌ای دیدم. عشق واقعی و دائمی در شکل یک خانواده می‌تونه بوجود بیاد بقیه روابط رومانتیک شاید به عنوان یک شروع برای یک ازدواج موفق و عشق دائمی خوب باشند ولی اگه به یک رابطه‌ی دائمی نرسند من اسمش رو می‌ذارم رابطه‌ی فضایی رومانتیک که عملا معنای چندانی هم نداره.
اگه منظور زورنکو این دومی باشه شاید اگه جای لارسن بودم این من بودم که اون رو به سطحی بودن متهم می‌کردم.

Posted by: م.د at May 21, 2007 3:21 AM

غیر معمولی بودن هم مساوی با خوشبختی نیست فقط آدم غیر معمولی یا آدمی که فکر میکند با دیگران فرق دارد وقتی که اوضاعش بیریخت میشود بدین وسیله خودش را گول می زند که ما یک چیز دیگری هستیم

فروغ:
توجه داشته باش كه اينها را زورنكو گفته است نه فروغ! فروغ با آقا يا خانم م. د. كه كامنتي در اين رابطه گذاشته اند موافق است.
اين تكه از كتاب را نوشتم چون به نظرم جالب و هم چنين داراي همان نثر كثيفي كه گفتم آمد!

Posted by: مهم نیست at May 21, 2007 1:37 AM

جالب است كه تعداد كامنت ها كمتر از ويو پيچ شماست! و جالب اينجاست كه حربه خوبي براي افزايش كانترتون انتخاب كردين!
فروغ:
حربه؟ يعني چي؟
من مدتهاست كه تعدادي خواننده ثابت دارم و اين را از روي كنتور هاي انتهاي وبلاگ مي شود فهميد. از سال 2001 وبلاگ مي نويسم و فكر مي كنم اين روش افزايش كانتر به درد كسي بخورد كه تازه شروع به نوشتن كرده. ضمنن يادتان باشد نو و قديمي بودن و يا بكار بردن حربه اصلا اهميت ندارد. كساني مثل الد فشن كه لينكشان كنار صفحه من هم هست تازه مي نويسند و لي خيلي سريع خواننده خود را پيدا كرده اند. :) موفق باشيد.

Posted by: سوسن جعفري at May 21, 2007 1:24 AM

هوم ...

Posted by: سوسن جعفري at May 21, 2007 1:13 AM

Posted by: az esme man mohemtar in khabare at May 20, 2007 11:36 PM

سلام
چند روزی بود سر نزده بودم به تو غریبه آشنا
به نظر خوب میآیی
خوب
این علامت خوبیه
خوب باش با همه شادمانیهای سبک یک انسان
با آرایش موی جدید، وزن مناسب، مهمان و دوست، گیتار و کتاب، خوابهای آرام
ولی معمولی نباش

Posted by: نسرین at May 20, 2007 11:02 PM

خوشحالم لوگوی فروغ رو باز میبینم. تصور این صفحه بدون اون اسم سخت بود

Posted by: مانا at May 20, 2007 10:37 PM

نظر بدهيد





اطلاعات شما حفظ شود؟