« احترام به مخاطب | Main | کتاب - نوای اسرار آمیز »
یکشنبه 30 اردیبهشت 86 :: May 20, 2007
در ميان جمع
خوب .. فکر کنم نظرسنجی کافیست. خواننده این وبلاگ حدود سیصد و پنجاه نفر است و از دیروز همین موقع این تعداد آمدهاند و رفتهاند و بعد از این، بازدید از پست نظرسنجی، تکراری خواهد بود.
کمتر از ده درصد در آن شرکت کردند که ممنونم.
۶۸ درصد با تغییر نام مخالف،۲۲ درصد موافق و ۱۰ درصد برایشان فرقی ندارد.
بنابراین همان نام فروغ باقیخواهدماند.
در پاسخ بهکسانی که نوشتهاند نام وبلاگ به سلیقه شخصی ربط دارد باید بنویسم که درست است. اما ما وبلاگ مینویسیم که خواندهشویم. و کنتور هم گذاشتهایم که بدانیم خوانده میشویم. پس انتخاب یکنام، علاوه بر اینکه نماد سلیقه شخصی ماست ، باید بهنوعی قابلیت جذب خواننده یا حداقل نراندن او را داشتهباشد.
از نظر من نام وبلاگ باید خوش لحن و گیرا، ساده از لحاظ تایپ و ماندگاری در ذهن، با معنا و بار مثبت باشد. ضمنا خیلی هم نسبت به نویسندهاش پرت نباشد تادر صورت دیدار حضوری ، به برقراری ارتباط کمک کند.
این تجربه شخصی من در این پنج - شش سال وبلاگخوانیست و اصولا بهطور ناخودآگاه، این نظام، در نوع انتخابم تاثیرگذار بوده است. مثلا امکان ندارد اسم وبلاگی در مایههای مرگ و قبرستان باشد و رغبت کنم بهش سر بزنم!
تغییر نام هم کار درستی نیست. مگر اینکه نویسنده بخواهد خط مشی نوشتنش را عوض کند یا فکر خوانندهاش را از آن سابقه ذهنی قبلی ایجادشده ، منحرف سازد.
Posted by froogh at May 20, 2007 1:48 PM
نظر
من طبق معمول دیر رسیدم اما به نظر من هم فروغ خیلی خوب است. به شرط اینکه خودت هم دوستش داشته باشی. خوشحالم که عوضش نکردی
Posted by: شادی at May 21, 2007 7:01 PM
"چه نيكو گفت yasin".
Posted by: يهدوست at May 21, 2007 9:39 AM
تنكيو
Posted by: شوكين at May 21, 2007 8:03 AM
میگم دوست جون بهتره به جای تغییر نام وبلاگ رنگ فونت پررررر رنگتر باشه تا مطالب آسون تر خونده بشه !
Posted by: saboor at May 20, 2007 7:36 PM
مدتهاست ـ و درستتر سالها ـ که میخوانم و مینویسم چیزهایی. و باز مدتهاست ـ و این دیگر نه سالها ـ که در دهکدهی مکلوهان میگردم تا «دلیلی» پیدا کنم برای آنکه چرا میخواهم وبلاگی داشته باشم. یااللهنگفته سرک میکشم در مطبخ بلاگرها تا دستنویسشان را بچشم ببینم آشپزی مزه میدهد یا نه. ظاهراً همه فستفود میطبخند و این، معدهی «دلیل» مرا پر نمیکند!مخصوصاً با سس رقیق این کامنتها که آدمهای پشتشان گماند و و «نمیدانی»شان و گیرم فقط «رهگذرها»ی خوبیاند.
اینها را برای شما/تو نوشتم چون هرچندروز یکبار، لختی درنگ میکنم اینجا. شاید برایم گفتید/گفتی که چقدر برایت/تان این «فروغ دات ملکوت دات ارگ»ی که داری/ید، مهم است. البته من این روزها به تفنن یا عادت یا تدخین هم فکر میکنم که ـ بازهم البته ـ خودش یکجور دلیل و استمرار است و چرا که نه؟
جالب است. تو دغدغههات و درونیاتت را بلاگ میکنی، من یادداشتهایی روزنوشت.
وقتی جنس دغدغهها یکی است، مشتاقم «ترجیح» تو را بدانم اگر حوصله داشتی.
Posted by: yasin at May 20, 2007 5:35 PM
اینکه ما می نویسیم که خوانده بشیم درسته ولی به چه بهایی؟ من نمی دونم چقدر اسم برات مهمه که عوضش کنی ولی من چندین و چند بار به دلائل مختلف آدرسهایی که دوست داشتم رو عوض کردم و کسانی که وبلاگم رو دوست داشتن پیدام کردن و در خونده شدنم هیچ تغییری ایجاد نشده علاوه بر اینکه احساس خوبی هم داشتم از تغییر اسم و تغییر آدرس. من هنوز پیشنهاد می کنم اگه اسم جدیدی هست که دوست داری عوض کن اسمت رو،همه ما عادت می کنیم.باور کن.... احساس تو مهمه که با خوشحالی بنویسی،که هر بار بعد از هر نوشته اسم جدیدت رو ببینی و لبخند بزنی،اینکه خواننده مهمه قبول ولی تو مهمتری! اینجا خونه توست و ما مهمونیم،موقع تغییر دکوراسیون،یا مثلا وقتی می خوای رنگ موهات رو عوض کنی هم رای گیری می کنی؟ نمی دونم چقدر به اسم جدید نیاز داری،ولی اگه واقعا یه چنین تغییری نیاز داری،عوضش کن....
Posted by: Ng at May 20, 2007 3:19 PM
خوب خوسحالم بی خیال این پروژه کذایی شدی
Posted by: ماکان at May 20, 2007 3:18 PM
فروغ جان. من از قرار دیر به نظر خواهیت رسیدم.
اما نظرم را میگویم
برای من فرقی نمیکند اسم وبلاگت را چی بذاری. اما خودت همیشه به عنوان فروغ در ذهنم ماندگاری. سه سال و خورده ای زمان کم نیست برای ماندگاری حسی و اسمی در ذهنم.
Posted by: آورا at May 20, 2007 3:17 PM