« من یا نسل من ؟ | Main | آهای آقای خدا می شه لطفا گوشتون رو بدین این ور؟ »
جمعه 14 اردیبهشت 86 :: May 4, 2007
من و موزقون و هدف از زندگی
این میل به آموختن مدام هم مرض کوفتیست که در امثال من وجود دارد. انگار واجب کفاییست که تا آخر عمر کلاس بروند، امتحان بدهند و خود را از طریق زجرکش کردن، لذت بدهند.
آموختن خصوصا از نوعی که ناگزیر از امتحان دادن باشی، یا درس پسدادن بهمعلم، من را دچار هدفیمیکند که راه دیگری برای خلاصی از بیهودگی این زندگی نمیشناسم یا میشناسم و گیرش نمییاورم.
بههرحال این موزقونآموزی سرپیری ما هم معرکه ایست برای خودش.
درسهای خواندنی را میشود بههر بلایی هست، شب امتحان بخوانی و پاس کنی.. اما موزقون یک شبه را هیچی که لو ندهد، انگشتان خشک و صدای زنگ دار سیمها لو میدهد.
هر جمعه عذابی الیمست برای شنبه ای که گند خواهم زد و هر شنبه در تمام دو ساعت آموزش به خودم قسم میدهم که تا آخر هفته لااقل روزی یک ساعت تمرین کنم. و این ماجرا هفتماهیست که براساس یک ریتم کاملا تکراری ادامه دارد.
Posted by froogh at May 4, 2007 8:03 PM
نظر
hala mozghun hast ya mezghun?
فروغ:
نمی دونم:)
Posted by: شوكين at May 6, 2007 11:39 AM
چقدر عجیبه که خیلی از دغدغه های ما آدمها انقدر شبیه به هم هست:)
Posted by: پگاه at May 4, 2007 10:52 PM