« مهندسی روان پزشکی | Main | سه به دو »

چهارشنبه 12 اردیبهشت 86 :: May 2, 2007 

انتخابات

انتخابات برگزار شد. هفت نفر باید انتخاب می شدند. من و دو نفر دیگر برای نفر هفتم رای مساوی آوردیم و بین مان قرعه کشی کردند.

من نفر هفتم نشدم اما عضو علی البدل هیئت مدیره شدم. راستش نمی دانم وظیفه اش چیست. تا به حال در سیستمهای خودمان این عضو را نداشته ایم.

سه چیز در حاشیه انتخبابات جالب بود.

اول این که در تنفسی که برای رای گیری دادند، یک خانم مهندس آمد جلو و بهم تبریک گفت که خودم را کاندید کرده ام و بعد هم گفت اولین رای خودش و سایر خانمها را برای من گرفته و در تمام مدت تنفس هم به نفع من رای جمع کرد.

دوم این که وقتی در قرعه کشی بین سه نفر برای عضو اصلی انتخاب نشدم، اعضای هیئت رییسه جلسه مخالفت کردند!! مسن ترین عضو که اصلا نمی شناختمش، گفت درست است که نتیجه قرعه کشی این شده اما به نظرم این خانم باید انتخاب شود. بازرس وزارت کار مخالفت کرد و درست هم بود.

سوم این که در عمرم، به اندازه امروز جلوی جمع دست پاچه نشده بودم. زمان معرفی خودم پای تریبون صدایم به وضوح می لرزید و سالن که قبلش همهمه داشت، دچار سکوت وحشتناکی شده بود! من جوان ترین و کم سابقه ترین و تنها زن  کاندیدا بودم! حق داشتم دست پاچه شوم.. نفرات قبل از من بالای پنجاه سال سن و حداقل بیست و پنج سال سابقه کار داشتند.   آن قدر استرس داشتم که قبل از رفتن روی سکو هر لحظه نزدیک بود انصرافم را اعلام کنم.

آخرین باری که پای تریبون رفته بودم سال سوم دبیرستان بود که به عنوان دانش آموز ممتاز سر صف باید حرف می زدم.

خلاصه خیلی خیلی سخت گذشت.:)

Posted by froogh at May 2, 2007 8:24 PM

نظر

فروغ جان من گاهی که از این طرف‌ها رد می‌شوم سری به اینجا می‌زنم. می‌دونی چیه؟ من به شما حسودیم می‌شود، آن هم بدجوری! به شخصیتت، روراست بودنت با خود، شجاعتت، موفقیت‌های اجتماعی و شغلیت و خیلی چیزهای دیگه. البته فکر نکنی آدم ناموفق و بدبختی بوده‌ام! شاید خیلی‌ها هم در زندگی روزمره به من حسودیشان بشود که برای من خوشایند است! اما گاهی که می‌بینم انقدر به فروغی که من دوستش دارم و به آن حسودیم می‌شود سخت می‌گیری از دستت عصبانی می‌شوم با خودم می‌گویم اه این دیگه کیه! و تا چند وقت اینطرفها پیدایم نمی‌شود.
اردتمند.
فروغ:
:)

Posted by: مهم نیست! at May 3, 2007 12:38 PM

اول که مبارکه، اما دوم اینکه براتون آىزوی موفقیت دارم، وظیفهِ سنگینیه.

Posted by: منیری at May 3, 2007 9:49 AM

بابا علي البدل!
تبريك ميگم

Posted by: شوكين at May 3, 2007 7:34 AM

ايشالا هميشه موفق باشی

Posted by: BaHaar at May 2, 2007 10:23 PM

Alalbadal means you put your foot in the heel of door. You have no vote right but you can communicate for your ideas

Ali

Posted by: Ali at May 2, 2007 10:08 PM

forogh jan sen va tajrobe kari dalili baray shak dar tavani shoma nist.
in ra mishe hata az roy neveshte hay shoma ham tashkhis dad.
dar har sorat khoshalam ke ye roz sakht ra khob posht sar gozashtin
فروغ:
خیلی ممنون. لطف داری ولی به نظرم تجربه برای قبول مسئولیت گروهی که به آدم اعتماد می کنند و رای می دهند ، لازم است. یا اگر بی تجربه باشی باید خیلی به توانایی خودت در احقاق حق انها مطمئن باشی.

Posted by: dokhtark barani at May 2, 2007 9:44 PM

نظر بدهيد





اطلاعات شما حفظ شود؟