« باز باران با ترانه با گهرهای فراوان می خورد بر بام خانه | Main | خدایا یه جوک بگو لطفا »
یکشنبه 9 اردیبهشت 86 :: April 29, 2007
این روزها خندانم ولی هزینهش برایم خیلی بالاست..
از سادگی می توان نوشت و لذت برد.. به قول علیمان می شود سهراب بود..
بنویسم که امروز خوب بود. باران بود.. هوای عالی اردیبهشت..کار..بچه هایی که باهشان کار می کنم و هرکدام یک جوری هم بچه اند و هم ادم بزرگ..
امروز یک تست مدیریتی بهشان داده بودم که جواب دادند.. اسمش را گذاشته بودم تبادل نظر. فردا حتما می نویسم چه سوالاتی داشت.
عصر موسیقی بود با معلمی که دلش به قدر دریا پاک و مهربان و بی آلایش است..
سرعت یادگیری ام زیاد نیست.. اما بد هم نیست. لااقل می دانم اگر دیر می آموزم به خاطر تنبلی مفرط است نه خنگی.
با هم حرف زدیم.. تمرین کردیم.. گریه کردم..خندیدم..
امروز عین بهار بود. با ابرهایی که می آیند و می روند.. با خورشیدی که یک لحظه دلت را روشن می کند و رعدی که تکانت می دهد..
من مثل یک سبزه زار ، تنم را می دادم دست باد و باران و گرمای خورشید..
رها هستم. رها.
می توانم بوی بهار را استشمام کنم و ترانه بخوانم .. برای خوشبخت بودن کافی ست.
...
گاهی چقدر دلم می خواهد نام این وبلاگ چیز دیگری بود.. نام کسی که کمتر به سیاهی و تلخی زندگی می اندشید و بیشتر به سپیدی.. دلم می خواهد سهراب باشم نه فروغ.
Posted by froogh at April 29, 2007 12:06 AM
نظر
سلام
جالب بود به وبلاگ شما لينك دادم
Posted by: نسيما at April 30, 2007 11:38 AM
Not Foroogh, not Sohrab... like some one who is like you and have same ideas.
Why you want to be like some people in the history?
You can create new one ,with many new ideas.
Ali
Posted by: Ali at April 30, 2007 12:36 AM
فروغ با دیدی سهرابگونه!!
Posted by: آورا at April 29, 2007 2:39 PM
دوباره تازه می شوم
دوباره رنگ می زنم
بر همه سیاهی ها
Posted by: شوکین at April 29, 2007 7:46 AM
hamin amrooz avaz koon lotfan
Posted by: s at April 29, 2007 4:38 AM