« فریاد | Main | قمار بد حاصل »

یکشنبه 2 اردیبهشت 86 :: April 22, 2007 

بی شعور

گاهی اوقات آن قدر ابله می شوم که از شدت عصبانیت از دست خودم به خنده می افتم.

همین لحظه یکی از آن وقت هاست.

دمم گرم که توانمندی هرچه که نداشته باشم، توانایی احمق بودن را بلافطره دارا هستم.

Posted by froogh at April 22, 2007 11:12 PM

نظر

سلام.اگه بخوای برای یه استاد موسیقی یه کتاب هدیه بخری چی میگیری؟لطفا سریع جواب بده
به استاد موسیقی؟ کتاب نمی دم! چون معمولا اونا کتاب نمی خونن!! بهش یه تابلوی سیاه وسفید می دم از یک استاد موسیقی هم گروهش. اگه بخوای بهت می گم از کجا بگیری.ولی بعدش باید بدی قابش کنن.

Posted by: juddy at April 24, 2007 9:17 PM

سلام .دوست دارم بدونم فعالیت شرکتتون در چه زمینه ایه .
اگه براتون مقدور بود لطف کنید برام میل کنید .
شاید باب مذاکراتی باز بشه .
حتی اگه قصد نداشتید توضیح بدید .لطف کنید با خبرم کنید .
بر قرار باشید
فروغ:
در زمينه توليد مواد شيميايي كار مي كنيم

Posted by: iman at April 23, 2007 10:34 PM

حالا شما میشه انقدر به خودت گیر ندی.
این همه خصوصیت خوب داری. این چه صفتیه انقدر بلند بلند به خودت میگی.
***
گیریم مثل بچه ها گیج بازی در آورده باشی.

Posted by: آورا at April 23, 2007 5:58 PM

ادم گاهی اوقات حق داره از دست خودش عصبانی باشه اين برای همه پيش مياد ولی به نظر من سکه دو رو داره و به نيمه پر ليوان وجودت نگاه کن و بدون معطلی سعی در ترميم ضعفهات داشته باش و گاهی که از خودت به شدت عصبانی هستی سعی در خود آزاری نداشته باش

Posted by: lonely at April 23, 2007 2:15 PM

نميدونم چرا من از كلمه ابله بدم نمياد
شايد به خاطر داستايفسكيه

Posted by: شوكين at April 23, 2007 11:11 AM

سرت را به ديوار بكوب تا بميري ...
فقط مواظب اش صدمه بنيني ...

Posted by: فرشته عذاب at April 23, 2007 1:53 AM

نظر بدهيد





اطلاعات شما حفظ شود؟