« زنی که سعی می کند خودش را قبول کند | Main | بیش میازار مرا »

سه شنبه 28 فروردین 86 :: April 17, 2007 

...

خدایا .. راضی نشو به هیچ بهایی حقیر شوم, حقیر بمانم یا حقیر بمیرم.

Posted by froogh at April 17, 2007 11:35 PM

نظر

چقدر دعاي زيبايي بود..

Posted by: yasaman at April 19, 2007 1:51 PM

سلامی بهاری
دوست عزیز - من هم بر این باورم که هر کسی دو نفر است 1- خودش 2- من خودش
این دو همیشه باهم حرف ها دارند و حدیث ها دو آشنای قدیمی و اما از دوست برایت بگویم :
اگر به دنبال خانه دوست میگردی ؟ نه زیاد دور است و نه رسیدن به آن دشوار- همین نزدیکی هاست خوب که نگاه کنی - درون دلت را میگویم - همان جاست یک گوشه اش را که بکاوی - می یابی - نگاه کن ببین که چگونه گرد و غبار سال ها بردرآن نشسته است ؟ نه برنگرد - دست درازکن و در را بگشا- درون خانه کسی نیست - ازبس که تو یادی ازش نکردی - گذاشته و رفته است - خانه را بروب - آب و جارو اگر میخواهی - همین جاست با اشگ چشم آبی بپاش و با مژگانت جارو کن - بعد کنار در بنشین تا که شاید دوباره آن یارسفر کرده به خانه دلت برگردد - اگر یک زمانی برگشت - دیگر نامهربانی مکن - عزیزش بدار و مگذار که دیگر از خانه دلت برود

همه هست آرزویم که همیشه سبز باشی
نوشته هایت را دوست دارم برای همین لینک ات میکنم تا هروقت خوستم زودتر بیابم ات
نیما

Posted by: نیما هومن at April 19, 2007 1:03 AM

...........
بگشا پسته خندان و شکر ریزی کن
خلق را از دهن خویش مینداز بشک
...
چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد
من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک
...

Posted by: نیلوفرانه at April 18, 2007 10:35 PM

آمین!

Posted by: آورا at April 18, 2007 12:26 PM

Foroogh Jan,

Ensany ke ba ezat zedeghi mikonad haghir nemimirad.

Ali

Posted by: ali at April 18, 2007 11:16 AM

به تو ميگويم ترس را از خود دور كن
حقير مردن نتيجه حقير زيستن است
پس سربلند زندگي كن
كتاب عهد عتيق باب هفتم

Posted by: شوكين at April 18, 2007 7:38 AM

نمی دانی که من چقدر با تو ام. خیلی وقت ها

Posted by: نارنج at April 18, 2007 6:13 AM

1. It's not a sony

2. Plz leave yourself for a while. You are not so kind to her.

Posted by: پي كو لو at April 18, 2007 1:36 AM

فروغ خيلی نگرانتم ............هنگ کردم هی نوشتم و پاک کردم ....چيزی به ذهنم نرسيد فقط برات در وهله ی اول آرامش ميخوام از خدای بزرگ تا بتونی تو اين شرايط بد بهترين تصميم ها رو بگيری
فروغ:
ممنون. نگران نباش. من خوبم. فقط یک ارزوست. شاید بزرگ ترین ارزوی زندگی ام.

Posted by: lonely at April 18, 2007 12:24 AM

در طول چند هفته گذشته اين دومين باره که اينو ميگی « حقير نميران» اخه چرا ؟ گيجمان نکن. تو و نوشته هات نشان از سيمان زنی است ميان جمع چرا ترس از حقارت !

Posted by: BaHaar at April 18, 2007 12:04 AM

نظر بدهيد





اطلاعات شما حفظ شود؟