« نهایت لذت کتاب خوانی | Main | آرزوها - 3 »
چهارشنبه 16 اسفند 85 :: March 7, 2007
اين نوشته اديت نشده است
دلشوره گرفتهام. بعد از مدتها فکر میکنم زمان در حال دویدن است و دستم بهش نمیرسد.
طبق معمول همه اینسالها که با مدیرعامل مهربان بودهایم، خواب زمستانی فکریمان طی اسفند بهپایان رسید و حجم مفصل کار سرمان سرازیر شد. از طرفی هنوز اصلیترین کارمان که با قلعه حیوانات است، بلاتکلیف مانده.
قرارداد سال قبل را تمام کردیم با آبرومندی و خوبی. حقوق و عیدی و پاداش همه را سر صبر و آرامش دادم. . بچهها همه راضی اند. در شهرستانی که کارخانه کوچکمان هست، به خوشنامی و پرداخت حقوق بهموقع و عدم تقلب شهرت پیدا کردهایم. باهمه سختیهای زیادی که کشیدهایم، همه اینها برایمان دستاورد بزرگیست که در نتیجه همکاری و تلاش گروه کوچکمان نصیب مان شده.
امسال برای اولین بار عیدی پرسنل قلعه حیوانات را با طیب خاطر دادم. بااینکه هنوز بهبعضیهایشان باید کادو بدهیم تا کارمان را از مسیر اصلی منحرف نکنند، اما در کل تصورم نسبت بهشان از سال اولی که کار با آن سازمان را شروع کردم، عوض شده. پنج سال میگذرد. و من بهتدریج توانستم بفهمم که آدمها و واکنشهایشان را با توجه بهکل شرایط باید بسنجم. دیگر به آنها بهعنوان اعضای قلعه حیوانات نگاه نمیکنم .. برایم مرد همسایه، عمو، پدر و برادرند. مشکلات جامعه آنچنان وحشتناک است که ممکن است بلا سرهر کسی نازل شود.
باوجود رضایت پرسنل، من به شدت دلواپس آیندهام.
اگر قرارداد اصلیمان با قلعه حیوانات منعقد نشود، باید کارخانه کوچکمان را تعطیل کنم و روبیاورم بهسمت کارهای مهندسی و مشاورهای. که در حقیقت چون تولیدی نیست، نفرات کمی از سودش منتفع میشوند و از طرفی بازاریابیمان بسیار سخت خواهدشد. درحال حاضر باتمام سختی کار بادولت، چون بازار فروش مشخصی داریم، نیمی از مشکلاتمان حلشدهاست.
.............................
سال تمامشد با همه پستی و بلندیاش. برای من درکل عالی بود. چه کاری و چه شخصی. در هردو قسمت زحمت زیادی متقبل شدم اما برآیند نتیجهام مثبت بود و از خودم و کل مجموعه زندگی رضایت دارم. و واقعا آرزو میکنم تکتک کسانی که اینجا را میخوانند، وقتی سال گذشته خود را جمعبندی میکنند، بالای نمودار موفقیت باشند و خودشان بدانند که نهایت استفاده را از زمان بردهاند.
Posted by froogh at March 7, 2007 9:55 AM
نظر
با سلام لینک شما اضافه شد
موفق باشید.
Posted by: علی at March 9, 2007 10:58 PM
سال نو مبارک ! خب چه اشکالی داره دو هفته زودتر گفتم
Posted by: مهدی at March 9, 2007 12:38 AM
آرزو قشنگی برامون کردی ولی برای من محقق نشد
خوشحالم برای شما محقق گشته
به امید سال آینده وفرداها
روز زن مبارکتون
Posted by: reza at March 9, 2007 12:07 AM
خدا رو شکر که از خودت راضی هستی.آدمای کمی توی زندگی این شانسو دارن که به گذشته نگاه کنن و حرص نخورن!
Posted by: تینا at March 8, 2007 9:47 PM
خسته نباشي فروغ بابا
Posted by: روياي باغ در نيمه شب at March 8, 2007 7:15 AM