« به خانه من اگر می آیی برایم ای مهربان چراغ بیاور .. | Main | ... »
دوشنبه 30 بهمن 85 :: February 19, 2007
فراموش کن.. بخند.
خاک باغچه کوچک دلم را کنار میزنم.
زندگی را چال میکنم.
و آرزو را.
خنده بر لبانم سبز می شود.
Posted by froogh at February 19, 2007 10:59 PM
نظر
هی فروغک قصه گو ! نبینم غصه هات رو دختر.فراموش نکن ولی بخند بخند
Posted by: مهدی at February 20, 2007 9:43 PM
هیچ وقت تا این اندازه دلم نخواسته بود که کسی رو که تا حالا ندیدمش بغل کنم.به امید روزی که امیدی که پر زده به خونه دلت برگرده.نازنین.
Posted by: نازنین ایراندوست at February 20, 2007 1:34 PM
برات چراغ هم ميارم ! گل نرگس هم ميارم! فقط تو بخند! اما هميشه و پر دوام
Posted by: نيلوفر at February 20, 2007 12:32 PM
خيلي دوست دارم نوشته هاتو اما چرا انقدر غمگين؟
Posted by: مونا at February 20, 2007 11:53 AM
خاك باغچه دل را شخم ميزنم
تا چيزي بكارم
براي بهار
كه دارد مي آيد از راه
آه انگار در خاك باغچه چيزي است
يك صندوقچه
تا بحال چرا نديده بودمش
وااااااي
پر است از طلاي ناب
Posted by: روياي باغ در نيمه شب at February 20, 2007 7:31 AM
magar mishavad zendegi ra va arezoo ra khak kard o baz ham zendeh mand o khandid?
Posted by: yek gharibeh at February 20, 2007 3:30 AM
dalat poor ahsas
zandegi ro zandegi koon
arzot barvar
khndeh labanat poor davam
Posted by: s at February 20, 2007 1:32 AM