« در کمال آسودگی | Main | ... »
جمعه 27 بهمن 85 :: February 16, 2007
کشف کارور
درحال خواندن کلیسای جامع ریموند کارور هستم. البته هنوز بهداستان نرسیده ام. ابتدای کتاب سهفصل هست که دوتای اول، دو مقاله از خود کارور و سومی مصاحبهایست که با روزنامه ای فرانسوی داشتهاست. هر سه متن شاهکارند.در این سه، کارور خودش را عریان کرده و آنطور نوشته که میشود بهعمق روحش نزدیک شوی و بفهمی چیزهایی که قراراست بخوانی در چه فضایی شکل گرفته اند.. هرسه متن را بسیار دوست دارم و واقعا دلم میخواست میشد اسکنشان کنم و اینجا برای همه بگذارم. که متاسفانه نمیتوانم. اگر کتاب برایتان قابل دسترس است، توصیه میکنم بهخاطر همان سهفصل اول هم که شده بخوانیدش.
این هم یک جمله از او :
یکی از چیزهایی که یاد گرفتم این بود که باید خم شوم والا می شکنم. و نیز یاد گرفتم که میشود در عینحال هم خم شد و هم شکست.
Posted by froogh at February 16, 2007 8:20 PM
نظر
سلام گرم توي سرماي برف محلمون
يه سوال :
آيا واقعا با يك تصميم مشه زندگيرو براي هميشه تغيير داد ؟؟؟؟؟؟
خودم جوابشو دارم ولي نظربدين
ممنون
Posted by: Mansour at March 5, 2007 3:13 AM
بايد خم شوم و الا ميشكنم ، اين واقعيت است
اما واقعيت ديگري هم هست و آن اينكه وقتي خم شدي شكسته اي
Posted by: روياي باغ در نيمه شب at February 18, 2007 12:35 PM
جقدر دلم برای اینکه کنار هم بودیم و درد دل میکردیم
کتاب میخوندیم و غیبت میکردیم حرص میخوردیم میخندیدیم تنگ شده
فروغ:
من هم.. و چقدر این روزها یادت کردم.
Posted by: لاله at February 17, 2007 4:12 PM