« برايم قصه بگو.. شبهاست نخوابيده ام | Main | نارون »
دوشنبه 9 بهمن 85 :: January 29, 2007
کتاب انیس و مونس شبهای من
بهسلامتی یاهو مسنجرم درستشد. ممنون از کسانی که دراینباره کمک کردند. مشکل از نورتون آنتیویروس ۲۰۰۵ بود که همه چیز را خراب کرده بود. برش داشتم و مککافی گذاشتم. گرچه هیچ وقت با هیچ آنتیویروس مجانی به قدر نورتون راحت نیستم و اعتماد نمیکنم.
بگذریم.
این مدت در کنار مهمانداری شدید، کتابخواندنم ادامه داشته. خاطرات سیلویا پلات یکچیزی آنور افتضاح است. ترجمه خوبی دارد ولی خود کتاب مزخرف است. درست مثل اینکه من خاطراتم را بنویسم و چاپ کنم. ویرجینیا ولف لااقل حرفی برای گفتن داشت و بهنظرم سن و تجربهاش در اینمورد بسیار تاثیرگذار بود. پلات زمان نوشتن این خاطرات از ۱۹ الی سیسال داشته که سنخاصی برای انتقال تجربه نیست و دید آدم نسبت به زندگی خام و کممحتواست. البته به نظر من.
موضوع کتاب بسیار روزمره و یکنواخت است و انگار روی یک خط مستقیم در سکوت کامل و بیهیچ همصحبتی راه میروی.
تقریبا تا نیمه خواندم و بعد بیطاقت شدم و ولش کردم.
حالا فانوس دریایی ویرجینیا وولف را شروع کردهام. بهنظرم ترجمه بدی دارد. گویا نیست و هر جمله را سهبار میخوانم تا بفهمم. از خانم ولف که خاطراتش را بسیار شیوا نوشته، بعید است کتابی را که به عقیدهخودش شاهکار اوست، این قدر مبهم و بد نوشته باشد. بهنظرم اشکال در همان ترجمه است که کلمه بهکلمه کار شده .(ترجمه آقای صالح حسینی ست.)
کتاب دیگری متاسفانه ندارم بهجز این: احمدینژاد معجزه هزارهسوم. که واقعا از نزدیکشدن بهآن دچار واهمه میشوم. اول کمی باید باخودم کار کنم و بعد شروع کنم بهخواندنش.
...
Posted by froogh at January 29, 2007 7:55 PM
نظر
دید آدم نسبت به زندگی خام و کممحتواست.
حالا فهمیدم چرا نمیفهمم...زمان آدم رو "بزرگ" میکنه.نه؟
Posted by: سمیرا at January 29, 2007 11:55 PM
به نظر من که آنتی ویروس
NOD32
! رو نصب کنی خیلی بهتره
Posted by: amirhossein at January 29, 2007 9:57 PM