« صدا كن مرا | Main | من با خودم حرف می زنم »

جمعه 29 دی 85 :: January 19, 2007 

میرا.. یک شاهکار

خدای من.. همین حالا میرا را تمام کردم.. بعد از مدتها کتابی شاهکار خواندم. بسیار متفاوت با هرآنچه که تابه‌حال خوانده ام.. دلم خواست در همین لحظه که هنوز سرمست از زیبایی و بکر بودن کتابم، حسم را بنویسم.
جالب اینکه تصور من از خواندن کتاب دقیقا ضد تصور سیبستان است که نوشته بود.. و اکنون من با میرا همراهم.. و با نظر سیبستان مخالف.. و فکر می‌کنم آنچه در کنه ذهنم بود و فکر می‌کردم به‌خاطر داشتن آن فردی ناسالمم، حالا یک ارزش است..
آن شب نوشته بودم که کاش آن قدر بزرگ بودم که صاحب آن نوشته می‌شدم.. و حالا خوشحالم که به آن بزرگی نامتعارف نرسیده‌ام و احساساتم، خواص یک وجود عاشق انسانی‌ست..
خواندن میرا را به‌همه توصیه می‌کنم. ضمنا شهرکتاب آرین هنوز آن‌را دارد. درباره توقیفش سوال کردم.. گفتند : فعلا که خبری از توقیف نیست.
....
این هم بخشی از میرا:


نشانه‌ای تازه از بیماریم را کشف کرده ام.. چیزی را که ستایش می‌کنم دوست دارم. و حال آن که فرد سالم چیزی را که تحقیر می‌کند دوست دارد. یا بهتر بگویم: فرد سالم تحقیر نمی‌کند، بلکه می‌تواند متوجه عیبی بشود و همین عیب، عشقش را باعث می‌شود. برای فرد سالم دوست داشتن خوبی‌های دیگری دلیل عشق نیست بلکه دوست داشتن عیب‌های دیگری بزرگ‌ترین دلیل عشق است.

(توضیح : اگر کتاب را خوانده باشید متوجه خواهید شد که منظور نویسنده از فرد سالم برعکس تصور رایج درباره سلامت روان است.)

....

این هم نقدی درباره میرا.

Posted by froogh at January 19, 2007 11:22 AM

نظر

تعریفش را پیش از این هم شنیده بودم و با خواندن این مطلب کاملا ترغیب شدم که آن را بخوانم.از اینکه خبر در توقیف نبودنش را دادید ممنونم

با سپاس
اردشیر

Posted by: اردشیر at January 30, 2007 12:36 AM

دو ماه پيش بود كه خواندمش همان موقع آنقدر حس هاي متفاوت داشتم كه قويترينش تداعي دريارونده بود كه در پرنيان نوشتم. محشر بود قلم و ترجمه هم. آدم را وادار ميكرد يك بار ديگر دست بگيرد و بخواند و خواندمش . من هنوز گيج جملاتش هستم

Posted by: پرنيان at January 20, 2007 12:33 AM

froogh bar hasbe adat omadam vali enghadar maghzam kharabe faghat arze eradat kardam voo bi rabt nazar dadam.....
chand vaghte az post haye maroofet khabari nist
be shedat niazmande energi mosbat hastam manoo bi darigh nakoon...behtarin haroo barat mikham

Posted by: lonely at January 19, 2007 7:13 PM

عجیبه به منم نچسبید فروغ جان! با اینکه خیلی کتاب متفاوتی بود.. منو برد به فضای قلعه حیوانات جرج ارول!

Posted by: mokashefeh at January 19, 2007 5:23 PM

نظر بدهيد





اطلاعات شما حفظ شود؟