« خوبی خدا | Main | از من نپرس .. هیچ یادم نمی آید »
پنجشنبه 21 دی 85 :: January 11, 2007
به کجا چنین شتابان؟
کم پیش می آید که چیزی بنویسم و به خاطرش کامنت بی ادبانه ای داشته باشم. سعی می کنم متن های این چنینی را سریع پاک کنم. دیشب هم که نوشتم فکر کردم که نباید بهانه دست آدم هایی بدهم که همه چیز را اروتیک می بینند.. شاید تقصیر خودم باشد که رعایت نکردم ولی بیش از تعداد کامنتی که پابلیش کردم ،مجبور شدم پاک کنم.
به یک چیز فکر می کنم.. راستی چرابرای ما ، شریک شدن در شادی آدمها ، این چنین سخت است؟ و شراکت در غصه ها راحت..؟ چرا برای یک متن غم بار هیچ کامنت اروتیکی نمی گذاریم؟ مثلا اگر من می نوشتم : معلم موسیقی ام امشب مرد. دیگر کسی فکر نمی کرد که با او گرم شده ام و عاشقش بوده ام و حالا غصه مردنش را می خورم؟ کاش کمی زبان پاکیزه داشته باشیم. زبانی که از آن سخن گرم و محبت آمیز برخیزد.. در طول روز همه مان صدبار با افرادی تنش زا برخورد می کنیم... صدبار متلک می شنویم.. صدبار اهانت می شنویم.. چه می شود اگر ما همان آدم های روز نباشیم؟
گرم بودن روحم فقط مربوط می شد به موسیقیی که از شاه میوه هدیه گرفته بودم. یک موسیقی ضربی عرفانی که دلم می خواست با آن به سماع بروم.
حیف.
Posted by froogh at January 11, 2007 5:44 PM