« من؟ | Main | به کجا چنین شتابان؟ »
چهارشنبه 20 دی 85 :: January 10, 2007
خوبی خدا
شب خوبی داشتم. خواستم همان طور که در افکار پیچ در پیچم شریکتان می کنم ، در شادی هم باشید.
امشب مهتاب را یاد گرفتم تا آخر بزنم. گرچه هنوز با گیتار می لاسم به قول معلمم.
با سی دی شاه میوه نه تنها حال می کنم، بلکه می رقصم .. یکی از زیباترین موسیقی های عمرم است.
نوازش خونم در بالاترین حد ممکن است. روحم گرم گرم گرم است.
دستان خدا را می بوسم..
Posted by froogh at January 10, 2007 11:09 PM
نظر
حرفهایی که ملت می نویسند یا می گویند یک نوع ایجاد رابطه است حالا از نظر تو ممکن است متلک یا اروتیک باشد چه اشکالی دارد؟
Posted by: مهم نیست at January 13, 2007 12:38 AM
سلام فروغ عزیز ! من برگشتم و دوباره سلام و دوباره اومدم یه سر به دلنوشته هات بزنم و بگم که ما خیلی مخلصیم عزیزو خیلی خیلی دوستت داریم.کتاب (در تنگ _ آندره زید) رو خوندی یا نه
Posted by: مهدی at January 12, 2007 11:59 PM
این کامنت مال پست بالاییه ست:
..سرود خودت را زمزمه کن
و بگذار تمام کلاغ ها
از خشم بمیرند.
Posted by: آیدا at January 11, 2007 7:18 PM
از خوشحالی تو خوشحالم
Posted by: منتظر at January 11, 2007 6:05 PM
فروغ خوشحالم كه شب خوبي سپري كردي.تمامه شبهاي عمرت پر ستاره.
به نظر من تلاطم ذهنت تو اين اواخر يه محك خوب مي تونه باشه .مي دونم بعدها به نيكي از اين دوره ياد خواهي كرد
Posted by: lonely at January 11, 2007 1:29 PM
خبرهای خوش ... موسيقی ... گرما ... رقص ... همه و همه انرژی آدم را دو چندان مي کند
.
.
ممنون که ما را هم شريک شاديت کردی
.
.
!
Posted by: Farshid at January 11, 2007 8:33 AM
بازي دو نفره بدون داور يعني:
با يه بال پرواز
آفريدن يه بال ديگه بجاي دو تا دست يه نفر
يعني پاشيدن يه مشت تخم گل
تو يه باغچه
با يه دريا بارون
كه با يه نگاه
از يه آسمون نور
بباره
يعني آفريدن يه بغل گل
با يه سفر
با دوبال...
Posted by: نيما مينوي at January 11, 2007 1:18 AM
بهانه تازه ام واسه کانکت شدن اونم با این سرعت مزخرف شده وبلاگ سرکار خانم. وقتی که دلتنگ میشمو آهنگای علی اصحابی ، محسن یگانه و ... انقدری نمی بنم تو عمق دپ که خفه شمو به خودم بیام و آهنگای ددی یانکی و پوسی کت هم بهم انرژی نمیدن که بی خیال شم. کلی وقته که تصمیم دارم شبا زود بخوابم و نمی دونم چی نمی ذاره.با ایننه می دونم این پستم نمیاد مثه بارای پیش اما دارم می نویسم.اگه نشد به یاهوت میزنم گرچه مثه اوندفعه ایگنورم میکنی احتمالا.خدائیش از نوشتن کلمه های انگلیسی با حروف فارسی و بالعکسش حالم بد میشه ها اما بیخیال بدون اینم به اندازه کافی بد هست. الانم علی اصحابی داره کلمات آهنگینشو تو فضای دپ مغزم پخش می کنه ... صدای نفرتی آاااااااااا
Posted by: علی at January 11, 2007 1:10 AM
خوشحالم که خوبی و گرم و شاد :)
همیشه خوش باشی عزیز
Posted by: بهار at January 10, 2007 11:22 PM